ترجمه
حذف

warning

هشدار

noun

اسم

UK : ˈwɔː.nɪŋ

US : ˈwɔːr.nɪŋ

google image of warning

warning image / تصویر
warning image / تصویر
warning image / تصویر
warning image / تصویر
warning image / تصویر

Description of warning

SENTENCE of warning

  • opposite of

  • disinformation

  • اطلاعات نادرست

  • misinformation

  • اطلاعات غلط

  • falsehood

  • دروغ

  • untruth

  • دروغ

  • half-truth

  • نیمه حقیقت

  • clearance

  • ترخیص کالا از گمرک

  • permission

  • اجازه

  • okay

  • باشه

  • approval

  • تصویب

  • nod

  • سر تکان دادن

  • signal

  • علامت

  • thumbs up

  • شست بالا

  • green light

  • چراغ سبز

  • all-clear

  • همه چیز روشن است

  • go-ahead

  • برو جلو

  • synonyms of

  • sign

  • امضا کردن

  • omen

  • فال

  • forecast

  • پیش بینی

  • notice

  • اطلاع

  • portent

  • نشانه

  • prediction

  • پیش بینی

  • premonition

  • پیشگویی

  • alarm

  • زنگ خطر. هشدار

  • foreboding

  • پیش بینی

  • prophecy

  • رسالت

  • signal

  • علامت

  • threat

  • تهدید

  • alert

  • هشدار

  • augury

  • فال

  • foretoken

  • پیش بینی شده

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی