waterfront

base info - اطلاعات اولیه

waterfront - اسکله

noun - اسم

/ˈwɔːtərfrʌnt/

UK :

/ˈwɔːtəfrʌnt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfront] در گوگل
description - توضیح

  • قسمتی از شهر یا منطقه ای از زمین در کنار دریا، رودخانه و غیره


  • قسمتی از شهر که در مجاورت ناحیه ای آبی مانند رودخانه یا دریا قرار دارد


  • بخشی از یک شهر در کنار یک منطقه آب مانند یک دریاچه، یک رودخانه یا اقیانوس

  • Impressive churches and small greens dot the city and there are plans to renovate many of the dilapidated waterfront buildings.


    کلیساهای چشمگیر و سبزه های کوچک در شهر پراکنده اند و برنامه هایی برای بازسازی بسیاری از ساختمان های فرسوده کنار آب وجود دارد.

  • People and cars along the downtown waterfront look like ants.


    مردم و ماشین ها در امتداد اسکله مرکز شهر شبیه مورچه هستند.

  • The lighthouse and cottages are still lived in and command extensive views of Hull waterfront and the Humber Bridge.


    فانوس دریایی و کلبه‌ها هنوز در آن زندگی می‌کنند و مناظر وسیعی از اسکله هال و پل هامبر دارند.

  • The coastal towns are expanding in their hinterlands rather than along the waterfront, and disused industrial areas are favoured for development.


    شهرهای ساحلی به جای امتداد ساحل در حال گسترش در مناطق داخلی خود هستند و مناطق صنعتی بلااستفاده برای توسعه مطلوب هستند.

  • Manchester helped spur a revitalization of the waterfront in the 1980s.


    منچستر در دهه 1980 به احیای اسکله کمک کرد.

  • They'd completed the tour of his spacious offices on the waterfront at Msida.


    آنها گشت و گذار در دفاتر بزرگ او را در اسکله مسیدا تکمیل کرده بودند.

  • Mark then spent a week on the waterfront carefully planing down the telegraph poles to the right shape.


    مارک پس از آن یک هفته را در اسکله گذراند و با دقت تیرهای تلگراف را به شکل مناسب درآورد.

  • Adam Clark also designed the tunnel which runs under Buda hill connecting the western parts of Buda with the waterfront.


    آدام کلارک همچنین تونلی را طراحی کرد که از زیر تپه بودا می‌گذرد و بخش‌های غربی بودا را به اسکله متصل می‌کند.

example - مثال
  • a waterfront apartment


    یک آپارتمان کنار آب

  • The resort has a fine waterfront and a good choice of beaches.


    این استراحتگاه دارای اسکله خوب و انتخاب خوبی از سواحل است.

  • We stayed in a beautiful apartment on the waterfront.


    ما در یک آپارتمان زیبا در کنار آب اقامت کردیم.

  • She owns a popular tourist restaurant on the town's waterfront.


    او صاحب یک رستوران توریستی محبوب در ساحل شهر است.

synonyms - مترادف
  • beachfront


    ساحل

  • lakeside


    کنار دریاچه

  • littoral


    ساحلی

  • riverside


    کنار رودخانه

  • seaside


    دریا کنار

  • waterside


    کنار آب

antonyms - متضاد
  • interior


    داخلی

لغت پیشنهادی

abdominals

لغت پیشنهادی

homeowners

لغت پیشنهادی

especially