wedges

base info - اطلاعات اولیه

wedges - گوه ها

N/A - N/A

wedʒ

UK :

wedʒ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wedges] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Push a wedge under the door to keep it open while we're carrying the boxes in.


    یک گوه را زیر در فشار دهید تا در حالی که جعبه ها را به داخل حمل می کنیم، باز بماند.

  • Pieces of stone can be split off by forcing wedges between the layers.


    تکه های سنگ را می توان با فشار دادن گوه ها بین لایه ها جدا کرد.

  • Auntie Ann put a huge wedge of cake on my plate.


    عمه آن یک کیک بزرگ در بشقاب من گذاشت.

  • a wedge of cheese


    یک تکه پنیر

  • Find something to wedge the window open/closed with.


    چیزی پیدا کنید که پنجره را با آن باز/بسته کنید.

  • Her shoe came off and got wedged between the bars.


    کفشش در آمد و بین میله‌ها فرو رفت.

  • I was standing waiting for a bus wedged between (= fixed between and unable to move away from) two old ladies and their bags of shopping.


    من در انتظار اتوبوس ایستاده بودم و بین دو پیرزن و کیسه‌های خریدشان فرو رفته بودم.

  • A wedge under the door kept it open.


    گوه ای زیر در آن را باز نگه می داشت.

  • He wedged the window open with a screwdriver.


    پنجره را با پیچ گوشتی باز کرد.

synonyms - مترادف
  • chunks


    تکه ها

  • segments


    بخش ها

  • blocks


    بلوک ها

  • lumps


    توده ها

  • triangles


    مثلثها

  • hunks


    برش ها

  • slices


    اسلب ها

  • sections


    wodges

  • slabs


    کلوچه ها

  • wodges


    گیره ها

  • chocks


    اتاق خواب

  • cleats


    کاسپ

  • cotters


    سنگ های کلیدی

  • cusps


    قطعات

  • keystones


    شاخک ها

  • pieces


    کوئین ها

  • prongs


    شیمس

  • quoins


    گلدسته ها

  • shims


    مخروطی

  • slivers


    بیت ها

  • spires


    تقسیم

  • tapers


    برش می دهد

  • portions


    ضایعات

  • bits


    بسته ها

  • fragments


    سهام

  • parts



  • cuts


  • scraps


  • parcels


  • shares


antonyms - متضاد
  • wholes


    کل

لغت پیشنهادی

antiviral

لغت پیشنهادی

generalities

لغت پیشنهادی

exacting