word - لغت

withdraw || کنار کشیدن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

wɪðˈdrɔː

UK :

wɪðˈdrɑː

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [withdraw] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [withdraw] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [withdraw] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [withdraw] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [withdraw] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • The Soviet Union became anxious to withdraw its soldiers from the Afghan imbroglio.


    اتحاد جماهیر شوروی مشتاق بود که سربازان خود را از غارت افغانستان خارج کند.

  • On Wednesday night the UN issued its toughest ultimatum to date. demanding that all troops withdraw from the city.


    چهارشنبه شب سازمان ملل سخت ترین اولتیماتوم خود را تا به امروز صادر کرد. خواستار خروج همه نیروها از شهر شد.

  • Trade sanctions will only be lifted when the aggressor nation withdraws its troops.


    تحریم های تجاری تنها زمانی برداشته می شود که کشور متجاوز نیروهای خود را خارج کند.

  • We are committed to withdrawing our troops by the end of the year.


    ما متعهد هستیم که تا پایان سال نیروهای خود را خارج کنیم.

  • To the mortification of the show`s organizers. the top performers withdrew at the last minute.


    به افتخار برگزارکنندگان نمایش بازیکنان برتر در آخرین لحظه کنار رفتند.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد