word - لغت

without || بدون

part of speech - بخش گفتار

preposition || حرف اضافه

spell - تلفظ

wɪˈðaʊt

UK :

wɪˈðaʊt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [without] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [without] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [without] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [without] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [without] در گوگل

description - توضیح

  • not having or doing something. or lacking something.


    نداشتن یا انجام کاری یا کمبود چیزی

  • not having or doing (something). or not having the use or help of (someone or something).


    نداشتن یا انجام دادن (چیزی). یا نداشتن استفاده یا کمک از (کسی یا چیزی).

example - مثال

synonyms - مترادف

  • devoid of


    عاری از

  • minus


    منهای

  • lacking


    فاقد

  • sans


    بدون

  • needing


    نیازمند

  • requiring


    نیاز دارد

  • bereft of


    بی بهره از

  • deprived of


    محروم از

  • destitute of


    فقیر از


  • کوتاه از

  • wanting for


    خواستن برای

  • absent


    غایب

  • excluding


    مستثنی کردن

  • wanting


    خواستن


  • کمتر

antonyms - متضاد