woo

base info - اطلاعات اولیه

woo - وو

verb - فعل

/wuː/

UK :

/wuː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [woo] در گوگل
description - توضیح

  • تلاش برای متقاعد کردن کسی برای انجام کاری مانند خرید چیزی از شما، رای دادن به شما یا کار کردن برای شما - مورد استفاده در گزارش های خبری


  • سعی کنید یک زن را متقاعد کنید که شما را دوست داشته باشد و با شما ازدواج کند


  • سعی کنید کسی را متقاعد کنید که از شما حمایت کند یا از تجارت شما استفاده کند


  • اگر مردی زنی را جلب کند، توجه زیادی به او می کند تا او را متقاعد کند که با او ازدواج کند.


  • سعی کنید کسی را متقاعد کنید که از شما حمایت کند

  • dated To woo someone is to try to persuade that person that you are a good person to marry.


    تاریخ گذاری شده برای جلب کسی تلاش کنید تا آن شخص را متقاعد کنید که شما فرد خوبی برای ازدواج هستید.


  • سعی کنید گروه خاصی از مردم را متقاعد کنید تا از شما حمایت کنند یا از کسب و کار شما استفاده کنند


  • اگر یک شرکت دیگری را جذب کند، سهامداران اصلی شرکت اول با سهامداران شرکت دوم در مورد امکان ادغام یا تصاحب دوستانه صحبت می کنند.

  • But Cassie was far too angry to be wooed.


    اما کاسی به اندازه ای عصبانی بود که نمی توانست مورد تشویق قرار گیرد.

  • For a certain period Mr Sammler lad resisted such physical impressions-being wooed almost comically by momentary and fortuitous sweetness.


    پسر ساملر برای مدتی در برابر چنین تأثیرات فیزیکی مقاومت می کرد - در مقابل شیرینی لحظه ای و اتفاقی تقریباً به طرزی خنده دار جذب می شد.

  • When I woo her as perhaps I mean to do I shall be more than her equal.


    هنگامی که او را جلب می کنم، همانطور که شاید می خواهم انجام دهم، بیشتر از او خواهم بود.

  • Bosses defied the law to woo last-minute Christmas shoppers from Oxford Street rivals.


    روسا از قانون سرپیچی کردند تا خریداران لحظه آخری کریسمس را از رقبای خیابان آکسفورد جلب کنند.

  • San Diego city librarians will not be the only suitors wooing the computer magnate.


    کتابداران شهر سن دیگو تنها خواستگارانی نخواهند بود که از بزرگان کامپیوتر استفاده می کنند.

  • Upon taking office Chavalit, a former army chief wooed the military to try to shore up his political power.


    شاوالیت، یک رئیس سابق ارتش، پس از به قدرت رسیدن، ارتش را تشویق کرد تا قدرت سیاسی خود را تقویت کند.

  • Microsoft apparently put little effort into wooing them.


    ظاهرا مایکروسافت تلاش کمی برای جلب نظر آنها انجام داده است.

example - مثال
  • Voters are being wooed with promises of lower taxes.


    رای دهندگان با وعده هایی مبنی بر کاهش مالیات جذب می شوند.

  • Selected items are being sold at half price to woo customers into the store.


    اقلام منتخب به نصف قیمت فروخته می شوند تا مشتریان را جذب فروشگاه کنند.

  • The party has been trying to woo the voters with promises of electoral reform.


    این حزب با وعده اصلاحات انتخاباتی سعی در جلب نظر رأی دهندگان دارد.

  • The airline has been offering discounted tickets to woo passengers away from their competitors.


    این ایرلاین بلیط هایی با تخفیف ارائه می دهد تا مسافران را از رقبای خود دور کند.

  • He wooed her for months with flowers and expensive presents.


    او ماه ها او را با گل و هدایای گران قیمت جذب کرد.

  • A candidate must woo voters by making them feel important.


    یک نامزد باید با ایجاد احساس مهم بودن رای دهندگان را جذب کند.

  • The airline was heavily discounting fares to woo passengers away from their competitors.


    این شرکت هواپیمایی به شدت برای جذب مسافران از رقبای خود، نرخ ها را تخفیف می داد.

  • The team's new owners hope to woo disappointed fans with several high-profile players.


    مالکان جدید تیم امیدوارند با چندین بازیکن سرشناس هواداران ناامید را جذب کنند.

  • Lin is trying to clear her company's legal status as she woos investors.


    لین در تلاش است تا وضعیت حقوقی شرکت خود را با جذب سرمایه گذاران پاک کند.

  • Cadbury wooed the American firm for a decade until it agreed to be bought.


    Cadbury به مدت یک دهه از شرکت آمریکایی حمایت کرد تا اینکه با خرید آن موافقت کرد.

synonyms - مترادف

  • دادگاه


  • تعقیب


  • دنبال کردن

  • spark


    جرقه

  • importune


    مهم


  • دعوت

  • romance


    داستان عاشقانه


  • فرار کن


  • نشانی


  • درخواست کنید

  • beg


    خواهش كردن

  • caress


    نوازش

  • charm


    افسون


  • تعقیب کردن

  • cultivate


    کشت کنند


  • تاریخ


  • تشويق كردن

  • entreat


    التماس کردن

  • flatter


    چاپلوس کردن

  • flirt with


    لاس زدن با


  • پیشنهاد کند


  • هجوم بردن

  • solicit


    درخواست

  • spoon


    قاشق


  • به دنبال پیروزی


  • هدف برای


  • کره

  • curry favourUK


    کاری فاوورUK

  • curry favorUS


    کاری به نفع آمریکا


  • ثابت برو


  • شرکت کنید

antonyms - متضاد

  • پاسخ

  • discourage


    دلسرد کردن

  • disregard


    بی توجهی


  • چشم پوشی

  • repulse


    دفع کردن

  • bully


    گردن کلفت


  • زور

  • compel


    مجبور کردن

  • intimidate


    ترساندن

  • coerce


    اجبار


  • تهدید کند

  • browbeat


    ضربان ابرو

  • harass


    آزار دادن

  • disenchant


    افسون کردن

  • dissuade


    منصرف کردن

  • repel


    انزجار

  • disgust


    تحت فشار ایالات متحده

  • pressurizeUS


    خاموش کردن


  • فشار انگلستان

  • pressuriseUK


    فشار دادن


  • فشار


  • اژدها

  • dragoon


    مطبوعات


  • راه آهن

  • railroad


    گورکن

  • badger


    خوب

  • goad


    بولراگ

  • bullyrag


    مزاحم

  • hustle


    بوگارت

  • pester


  • bogart


لغت پیشنهادی

copying

لغت پیشنهادی

android

لغت پیشنهادی

doubts