workshops

base info - اطلاعات اولیه

workshops - کارگاه ها

N/A - N/A

ˈwɝːk.ʃɑːp

UK :

ˈwɜːk.ʃɒp

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [workshops] در گوگل
description - توضیح
  • a room or building where things are made or repaired using machines and/or tools


    اتاق یا ساختمانی که در آن چیزها با استفاده از ماشین آلات و/یا ابزار ساخته یا تعمیر می شوند


  • جلسه ای از افراد برای بحث و / یا انجام کار عملی در یک موضوع یا فعالیت

  • to prepare a play for being shown in a theatre by discussing and working on different versions of it


    با بحث و بررسی و کار بر روی نسخه های مختلف، نمایشی را برای نمایش در تئاتر آماده کند

  • a space in a building equipped with tools and often machines for making or repairing things


    فضایی در ساختمان مجهز به ابزار و اغلب ماشین آلات برای ساخت یا تعمیر چیزها


  • جلسه ای که در آن افراد در مورد چگونگی انجام یک کار یا انجام یک فعالیت بحث می کنند و نشان می دهند که همه بتوانند یاد بگیرند

  • a room or building where things are made or repaired using machines or tools


    اتاق یا ساختمانی که در آن چیزها با استفاده از ماشین آلات یا ابزار ساخته یا تعمیر می شوند

  • a meeting in which people learn about a subject by discussing it or doing activities relating to it


    جلسه ای که در آن افراد با بحث در مورد یک موضوع یا انجام فعالیت های مربوط به آن موضوع را یاد می گیرند

example - مثال
  • a carpenter's/printer's workshop


    یک کارگاه نجار/چاپگر


  • یک کارگاه مهندسی

  • a drama/poetry/training workshop


    کارگاه نمایشی/شعر/آموزشی

  • The organization runs a stress-management workshop.


    این سازمان یک کارگاه آموزشی مدیریت استرس راه اندازی می کند.

  • a workshop session/production


    یک جلسه / تولید کارگاه

  • The show was workshopped in May 2014 at the Courtyard Theatre.


    این نمایش در ماه مه 2014 در تئاتر حیرت برگزار شد.

  • a teacher-training workshop


    کارگاه تربیت معلم

  • The amber products are produced in the workshop.


    محصولات کهربا در کارگاه تولید می شود.

  • A truck that does a 1,500 mile roundtrip requires five days in the workshop when it gets back.


    کامیونی که 1500 مایل رفت و برگشت انجام می دهد، پس از بازگشت به پنج روز در کارگاه نیاز دارد.

  • They offer a series of bilingual workshops on budgeting, marketing and managing a business.


    آنها مجموعه ای از کارگاه های دوزبانه در مورد بودجه بندی، بازاریابی و مدیریت یک کسب و کار را ارائه می دهند.

  • A series of workshops for restaurant managers was set up.


    مجموعه ای از کارگاه های آموزشی برای مدیران رستوران راه اندازی شد.

  • Belinda runs workshops addressing issues related to working from home.


    بلیندا کارگاه هایی را برای رسیدگی به مسائل مربوط به کار از خانه راه اندازی می کند.

  • The rest of the day they listened to speakers and attended workshops about leadership.


    بقیه روز به سخنرانان گوش دادند و در کارگاه های آموزشی درباره رهبری شرکت کردند.

synonyms - مترادف
  • factories


    کارخانه ها

  • plants


    گیاهان

  • shops


    مغازه ها


  • آثار

  • mills


    آسیاب ها

  • garages


    گاراژها

  • manufactories


    کارخانه های تولیدی

  • foundry


    ریخته گری

  • laboratories


    آزمایشگاه ها

  • yards


    یاردها

  • workrooms


    اتاق های کار

  • sweatshops


    عرق خوری ها

  • forges


    جعل می کند

  • test beds


    تخت های تست

  • machine shops


    ماشین فروشی ها

  • test sites


    سایت های تست

  • mints


    ضرابخانه ها

  • warehouses


    انبارها

  • shop floors


    طبقات مغازه

  • assembly lines


    خطوط مونتاژ

  • labs


    کارخانه های کشتی سازی

  • shipyards


    مکانیک

  • mechanics


    آهنگرها

  • smithies


    صنعت


  • تعاونی ها

  • cooperatives


    شاخه ها

  • branches


    شرکت ها

  • firms


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

knowledgeable

لغت پیشنهادی

comprehended

لغت پیشنهادی

orthodox