preventable

base info - اطلاعات اولیه

preventable - قابل پیشگیری

adjective - صفت

/prɪˈventəbl/

UK :

/prɪˈventəbl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [preventable] در گوگل
description - توضیح
  • able to be prevented


    قابل پیشگیری است

example - مثال
  • preventable diseases/accidents


    بیماری ها/حوادث قابل پیشگیری

  • preventable accidents/injuries


    حوادث / جراحات قابل پیشگیری

synonyms - مترادف
  • needless


    بی نیاز

  • treatable


    قابل درمان

  • unnecessary


    غیر ضروری

  • avertible


    قابل اجتناب

  • avoidable


    قابل فرار

  • escapable


    قابل توقف

  • stoppable


    قابل اصلاح

  • correctable


    قابل ترمیم

  • curable


    طفره رفتن

  • healable


    غیر قابل اجتناب

  • mendable


    زیادی

  • restorable


  • avertable


  • evadable


  • evitable


  • dodgeable


  • noninevitable


  • superfluous


  • fleeable


antonyms - متضاد
  • inescapable


    اجتناب ناپذیر

  • inevitable


    مسلم - قطعی

  • unavoidable


    غیر قابل اجتناب


  • مطمئن

  • ineluctable


    لازم است


  • غیر قابل درک


  • سرنوشت

  • ineludible


    غیر قابل پیشگیری

  • fated


    مقدر شده است

  • unescapable


    از پیش تعیین شده

  • unpreventable


    از پیش مقدر شده

  • inexorable


    خاطر جمع

  • destined


    قریب الوقوع

  • predetermined


    اجباری

  • predestined


    محکوم به فنا

  • assured


    واجب

  • preordained


    ضروری

  • impending


    تجویز شده است

  • compulsory


    غیر قابل حذف

  • mandatory


    درست شد

  • doomed


    انتظار می رود

  • obligatory


    حکم کرد

  • imminent


    قابل پیش بینی

  • required


  • inevasible


  • prescribed


  • ineliminable


  • fixed


  • expected


  • decreed


  • foreseeable


لغت پیشنهادی

causal

لغت پیشنهادی

festival

لغت پیشنهادی

dissected