bedecking

base info - اطلاعات اولیه

bedecking - گچبری

N/A - N/A

bɪˈdek

UK :

bɪˈdek

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bedecking] در گوگل
description - توضیح
  • present participle of bedeck


    فاعل فاعل از تخت

  • to decorate or cover


    برای تزئین یا پوشاندن

example - مثال
  • The room was bedecked with flowers.


    اتاق پر از گل بود.

synonyms - مترادف
  • decorating


    تزئین

  • trimming


    پیرایش

  • adorning


    آراستن

  • arraying


    آرایه کردن

  • embellishing


    برازنده

  • gracing


    زینتی

  • ornamenting


    فستون سازی

  • festooning


    زیباسازی

  • beautifying


    عرشه

  • decking


    غنی سازی

  • enriching


    بستر سازی

  • garnishing


    تقویت کننده

  • bedizening


    زیبا

  • enhancing


    شعله ور شدن

  • prettifying


    caparisoning

  • blazoning


    در حال انجام

  • caparisoning


    پرده زدن

  • doing


    برجسته کردن

  • draping


    منبت کاری

  • dressing


    خیال پردازی

  • emblazing


    مبله کردن

  • embossing


    تاب دادن

  • fancifying


    تاج گل زدن

  • furnishing


    خوابیدن

  • swathing


    قاطی کردن

  • wreathing


    شروع به کارکردن

  • bedighting


    لباس پوشیدن

  • bespangling


    انگورلندینگ

  • doing up


  • dressing up


  • engarlanding


antonyms - متضاد
  • blemishing


    لکه دار

  • defacing


    مخدوش کردن

  • disfiguring


    ازدواج کردن

  • marring


    جای زخم

  • scarring


    خراب کردن

  • spoiling


    مثله کردن

  • mutilating


    آلوده کننده

  • ruining


    معلول کردن

  • defiling


    ناقص

  • maiming


    آسیب رساندن

  • flawing


    سوختگی

  • impairing


    تغییر شکل دادن

  • blighting


    درهم ریختن

  • deforming


    خرابکاری انگلستان

  • mangling


    خرابکاری آمریکا

  • vandalisingUK


    تحریف کننده

  • vandalizingUS


    مجروح کردن

  • distorting


    زشت

  • injuring


    زخمی شدن

  • uglifying


    غیرجذاب کردن

  • wounding


    زشت کردن

  • making unattractive


  • making ugly


لغت پیشنهادی

disabilities

لغت پیشنهادی

egos

لغت پیشنهادی

malfeasance