bolshy

base info - اطلاعات اولیه

bolshy - جسورانه

N/A - N/A

ˈboʊl.ʃi

UK :

ˈbɒl.ʃi

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bolshy] در گوگل
description - توضیح
  • A bolshy person often argues and makes difficulties


    یک فرد جسور اغلب بحث می کند و مشکلاتی ایجاد می کند

example - مثال
  • He's a bit bolshy these days.


    او این روزها کمی جسور است.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

blimpish

لغت پیشنهادی

seasoned

لغت پیشنهادی

bohemian