aquatically

base info - اطلاعات اولیه

aquatically - به صورت آبی

N/A - N/A

əˈkwæt̬.ɪ.kəl.i

UK :

əˈkwæt.ɪ.kəl.i

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aquatically] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Watercress is an aquatically grown lettuce.


    شاهی یک کاهو است که در آب پرورش می یابد.

  • Marine mammals give birth aquatically.


    پستانداران دریایی در آب زایمان می کنند.

synonyms - مترادف
  • sunkenly


    غرق شده

  • oceanically


    اقیانوسی

  • maritimely


    دریایی

  • pelagically


    به صورت دریایی

  • waterily


    آبکی

  • brinily


    به صورت شور

  • amphibiously


    به صورت آبی خاکی

  • floatingly


    به صورت شناور

  • fluvially


    به صورت رودخانه ای

  • nautically


    نیروی دریایی

  • navally


    از نظر ناوبری

  • navigationally


    به طرز مهجور

  • abyssally


    ساحلی

  • coastally


    از نظر اقیانوس شناسی

  • oceanographically


    به صورت زیر آبی

  • subaqueously


    از نظر هیدروگرافی

  • hydrographically


    شور

  • saltily


    نمکی

  • saltly


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

liberalism

لغت پیشنهادی

tripping

لغت پیشنهادی

scientific