that

base info - اطلاعات اولیه

that - که

determiner - تعیین کننده

/ðæt/

UK :

/ðæt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [that] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Look at that man over there.


    به اون مرد اونجا نگاه کن

  • How much are those apples at the back?


    اون سیب های پشتش چنده؟

  • I was living with my parents at that time.


    من در آن زمان با پدر و مادرم زندگی می کردم.

  • That incident changed their lives.


    آن حادثه زندگی آنها را تغییر داد.

  • Have you forgotten about that money I lent you last week?


    آیا آن پولی را که هفته گذشته به شما قرض دادم فراموش کرده اید؟

  • That dress of hers is too short.


    اون لباسش خیلی کوتاهه

  • I've never liked that cousin of hers.


    من هیچوقت از اون دختر عمویش خوشم نیومد

  • Who's that? Is that the girl you told me about?


    اون کیه؟ اون دختره که بهم گفتی؟

  • How much are those shoes?


    قیمت اون کفشا چنده

  • His handwriting is like that (= the writing) of a much younger child.


    خط او مانند (= نوشته) کودکی بسیار کوچکتر است.

  • Where's that pen (= the one I was using earlier) gone?


    آن خودکار (= قلمی که قبلاً استفاده می کردم) کجا رفته است؟

  • She lives in that house at the end of Jeremy's street (= you know which one I mean).


    او در آن خانه در انتهای خیابان جرمی زندگی می کند (= می دانید که منظورم کدام است).

  • She said (that) she'd pick it up for me after work.


    او گفت (که) بعد از کار آن را برای من می گیرد.

  • Is it true (that) she's gone back to teaching?


    آیا درست است (که) او به تدریس بازگشته است؟

  • We'll be there at about 7.30, provided/providing (that) there's not too much traffic.


    ما حدود ساعت 7:30 آنجا خواهیم بود، مشروط بر اینکه (به شرط اینکه) ترافیک زیادی نباشد.

  • It was so dark (that) I couldn't see anything.


    آنقدر تاریک بود (که) چیزی نمی دیدم.

  • I can't find the books (that) I got from the library.


    من نمی توانم کتاب هایی را که از کتابخانه گرفته ام پیدا کنم.

  • Is this the train that goes to Braintree?


    آیا این قطاری است که به Braintree می رود؟

  • Have you been to the restaurant that's just opened in town?


    آیا به رستورانی که به تازگی در شهر افتتاح شده است رفته اید؟

  • My car broke down. That's why I'm so late.


    ماشین من خراب شده. برای همین خیلی دیر اومدم.

  • Lucy worked out how to fix it. That's Lucy for you (= She can fix anything).


    لوسی کار کرد که چگونه آن را تعمیر کند. این برای شما لوسی است (= او می تواند هر چیزی را درست کند).

  • I didn't know she'd been so ill. That's terrible.


    نمیدونستم اینقدر مریض شده این وحشتناک است.

  • Turn the engine on then put the car in gear. That's right (= you are doing it correctly).


    موتور را روشن کنید، سپس ماشین را در دنده قرار دهید. درست است (= شما آن را به درستی انجام می دهید).

  • Smile for the camera. That's more like it (= that smile is better than before).


    برای دوربین لبخند بزنید. این بیشتر شبیه آن است (= آن لبخند بهتر از قبل است).

  • She's too young to walk that far.


    او خیلی جوان است که نمی تواند آنقدر راه برود.

  • It wasn't (all) that (= very) good.


    این (همه) آن (= خیلی) خوب نبود.

  • This peach isn’t ripe – can I have that one (= the one farther away) on the table?


    این هلو رسیده نیست - آیا می توانم آن هلو (= یکی از دورترها) را روی میز داشته باشم؟

  • Put that box (= the particular box referred to) down before you drop it.


    قبل از اینکه آن را رها کنید، آن کادر (= جعبه خاص مورد اشاره) را پایین بیاورید.

  • Where’s that pen (= the one I was using earlier)?


    آن خودکار (= قلمی که قبلاً استفاده می کردم) کجاست؟

  • If she could play like that (= the way she is now playing) every day she’d be a star.


    اگر او می توانست هر روز اینطور (= به شکلی که اکنون بازی می کند) بازی کند، یک ستاره می شد.

  • She called him an imbecile, and at that (= immediately after that) he stormed out of the room.


    او را نادان خواند و در آن (= بلافاصله پس از آن) از اتاق بیرون آمد.

synonyms - مترادف

  • زیرا

  • as


    مانند

  • considering


    با توجه به

  • for


    برای


  • داده شده


  • از آنجا که

antonyms - متضاد
  • any


    هر

لغت پیشنهادی

remove

لغت پیشنهادی

respectfully

لغت پیشنهادی

lengthens