that
that - که
determiner - تعیین کننده
UK :
US :
برای اشاره به شخص، چیز، ایده و غیره که قبلاً ذکر شده یا قبلاً در مورد آن شناخته شده است استفاده می شود
/ðət/ بعد از اسم به عنوان ضمیر نسبی مانند who، whom یا which برای معرفی یک جمله استفاده می شود.
برای اشاره به شخص یا چیز خاصی از نوع عام که اخیراً ذکر شد استفاده می شود
برای اشاره به شخص یا چیزی که در نزدیکی شما نیست استفاده می شود
زمانی استفاده می شود که مطمئن نیستید چه کسی تلفن را پاسخ می دهد
used after verbs, nouns, and adjectives to introduce a clause which shows what someone says or thinks, or states a fact or reason
بعد از افعال، اسم ها و صفت ها برای معرفی جمله ای استفاده می شود که نشان می دهد کسی چه می گوید یا فکر می کند یا یک واقعیت یا دلیل را بیان می کند.
بعد از عبارت «چنین» یا «چنین» برای معرفی بندی که نتیجه چیزی را نشان می دهد استفاده می شود
برای معرفی عبارتی استفاده می شود که به یک واقعیت اشاره دارد، در هنگام توصیف آن
برای اینکه ممکن است اتفاقی بیفتد یا کسی کاری انجام دهد
برای بیان آرزوی اتفاق افتادن یا واقعی بودن چیزی استفاده می شود، به خصوص زمانی که این امکان وجود ندارد
used to say how big how much etc especially when you are showing the size amount etc with your hands
می گفت چقدر بزرگ، چقدر و غیره، به خصوص وقتی که اندازه، مقدار و غیره را با دستان خود نشان می دهید
به همان اندازه که در وضعیت فعلی یا به اندازه ای که بیان شد
برای تأکید بر بزرگی، بد، زیاد بودن چیزی و غیره استفاده می شود
برای اشاره به شخص، شی، ایده و غیره استفاده می شود که مکان یا زمان از گوینده جدا می شود
used to refer to something that has been mentioned or was involved earlier, or to something that is already known about
برای اشاره به چیزی که قبلاً ذکر شده یا درگیر بوده است یا به چیزی که قبلاً در مورد آن شناخته شده است استفاده می شود
used to introduce a clause that reports something or gives further information although it can often be left out
برای معرفی بندی استفاده می شود که چیزی را گزارش می کند یا اطلاعات بیشتری را ارائه می دهد، اگرچه اغلب می توان آن را کنار گذاشت
used as the subject or object of a verb to show which person or thing you are referring to or to add information about a person or thing just mentioned. It is used for both people and things. It can often be left out
به عنوان فاعل یا مفعول یک فعل استفاده میشود تا نشان دهد به کدام شخص یا چیزی اشاره میکنید، یا برای افزودن اطلاعاتی درباره شخص یا چیزی که به تازگی ذکر شد. هم برای افراد و هم برای اشیا استفاده می شود. اغلب می توان آن را کنار گذاشت
برای ایجاد ارتباط با عبارت قبلی استفاده می شود
برای بیان واکنش به چیزی استفاده می شود
به اندازه پیشنهاد
used to refer to a person object event etc., separated from the speaker by distance or time or to something that has been referred to before or to point to a particular thing
برای اشاره به شخص، شی، رویداد و غیره که از گوینده بر اساس فاصله یا زمان جدا شده است یا به چیزی که قبلاً بدان اشاره شده است یا برای اشاره به چیز خاصی استفاده می شود.
همچنین برای ایجاد ارتباط با عبارت قبلی استفاده می شود
شما می گویید این زمانی است که می خواهید جزئیات بیشتری ارائه دهید یا در مورد چیزی دقیق تر باشید
used to introduce a clause reporting something or giving further information although it can often be omitted
برای معرفی بندی که چیزی را گزارش می کند یا اطلاعات بیشتری ارائه می دهد، استفاده می شود، اگرچه اغلب می توان آن را حذف کرد
برای نشان دادن اینکه به چه چیز خاصی اشاره می شود استفاده می شود
به آن مردان در آن ماشین نگاه کنید. آنها چه کار می کنند؟
آن تست آخر خیلی راحت تر از این بود.
کی میخوای اون پولی که بهم بدهی رو به من بدی؟
نه من اون یکی رو اونجا میخواستم
او روز دوشنبه همان هفته با بابی جونز ملاقات کرد.
امروز دوباره آن زن را دیدم.
به اون مرد اونجا نگاه کن
اون سیب های پشتش چنده؟
من در آن زمان با پدر و مادرم زندگی می کردم.
آن حادثه زندگی آنها را تغییر داد.
آیا آن پولی را که هفته گذشته به شما قرض دادم فراموش کرده اید؟
اون لباسش خیلی کوتاهه
من هیچوقت از اون دختر عمویش خوشم نیومد
اون کیه؟ اون دختره که بهم گفتی؟
قیمت اون کفشا چنده
خط او مانند (= نوشته) کودکی بسیار کوچکتر است.
آن خودکار (= قلمی که قبلاً استفاده می کردم) کجا رفته است؟
او در آن خانه در انتهای خیابان جرمی زندگی می کند (= می دانید که منظورم کدام است).
او گفت (که) بعد از کار آن را برای من می گیرد.
آیا درست است (که) او به تدریس بازگشته است؟
ما حدود ساعت 7:30 آنجا خواهیم بود، مشروط بر اینکه (به شرط اینکه) ترافیک زیادی نباشد.
آنقدر تاریک بود (که) چیزی نمی دیدم.
من نمی توانم کتاب هایی را که از کتابخانه گرفته ام پیدا کنم.
آیا این قطاری است که به Braintree می رود؟
آیا به رستورانی که به تازگی در شهر افتتاح شده است رفته اید؟
ماشین من خراب شده. برای همین خیلی دیر اومدم.
لوسی کار کرد که چگونه آن را تعمیر کند. این برای شما لوسی است (= او می تواند هر چیزی را درست کند).
نمیدونستم اینقدر مریض شده این وحشتناک است.
موتور را روشن کنید، سپس ماشین را در دنده قرار دهید. درست است (= شما آن را به درستی انجام می دهید).
برای دوربین لبخند بزنید. این بیشتر شبیه آن است (= آن لبخند بهتر از قبل است).
او خیلی جوان است که نمی تواند آنقدر راه برود.
این (همه) آن (= خیلی) خوب نبود.
این هلو رسیده نیست - آیا می توانم آن هلو (= یکی از دورترها) را روی میز داشته باشم؟
قبل از اینکه آن را رها کنید، آن کادر (= جعبه خاص مورد اشاره) را پایین بیاورید.
آن خودکار (= قلمی که قبلاً استفاده می کردم) کجاست؟
اگر او می توانست هر روز اینطور (= به شکلی که اکنون بازی می کند) بازی کند، یک ستاره می شد.
او را نادان خواند و در آن (= بلافاصله پس از آن) از اتاق بیرون آمد.
هر