respectfully

base info - اطلاعات اولیه

respectfully - با احترام

adverb - قید

/rɪˈspektfəli/

UK :

/rɪˈspektfəli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [respectfully] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that shows you want to be polite or honour someone


    به گونه ای که نشان می دهد می خواهید مودب باشید یا به کسی احترام بگذارید


  • به گونه ای که نشان می دهد شما کسی یا چیزی را تحسین می کنید

example - مثال
  • He listened respectfully.


    با احترام گوش داد.

  • I would respectfully agree with this comment.


    من با احترام با این نظر موافقم.

  • When she was asked if she had any ambition to become prime minister she respectfully (= politely) declined to answer the question.


    وقتی از او پرسیدند که آیا جاه‌طلبی برای نخست‌وزیر شدن دارد، با احترام (= مؤدبانه) از پاسخ دادن به این سؤال خودداری کرد.

  • As the body was carried through the crowd people drew back respectfully (= to show their respect).


    هنگامی که جسد در میان جمعیت حمل می شد، مردم با احترام عقب نشینی کردند (= برای نشان دادن احترام خود).

  • The audience clapped respectfully as she stood up to speak.


    حضار در حالی که او برای صحبت ایستاده بود با احترام کف زدند.

synonyms - مترادف
  • considerately


    با ملاحظه

  • courteously


    مودبانه

  • politely


    به صورت تزئینی

  • decorously


    با احترام

  • regardfully


    با دقت

  • attentively


    به صورت تشریفاتی

  • reverentially


    با مهربانی

  • ceremoniously


    مدنی


  • دوستانه

  • graciously


    صمیمانه

  • civilly


    موافق

  • amiably


    شایسته

  • cordially


    محبت آمیز

  • agreeably


    به صورت اجتماعی

  • amicably


    به طور هماهنگ

  • decently


    خوش اخلاق

  • kindly


    به طور ارجمند

  • sociably


    صلح آمیز

  • harmoniously


    منصفانه

  • good-naturedly


    متفکرانه

  • genially


    دوست داشتنی

  • peaceably


    محترمانه


  • به درستی

  • thoughtfully


    به خوبی

  • affably


    به صورت مسالمت آمیز

  • respectably


    از نظر اخلاقی


  • خوب

  • nicely


  • peacefully


  • ethically



antonyms - متضاد
  • disrespectfully


    بی احترامی

  • impudently


    با گستاخی

  • rudely


    بی ادبانه

  • disdainfully


    با تحقیر

  • contemptuously


    تحقیرآمیز

  • discourteously


    با وقاحت

  • insolently


    به شدت

  • harshly


    با اغماض

  • condescendingly


    به طرز عجیبی

  • crassly


    خام

  • crudely


    درشت

  • coarsely


    غیر متمدنانه

  • impolitely


    بی رحمانه

  • uncivilly


    خصمانه

  • ungraciously


    به طرز ناشایست

  • hostilely


    کوتاه

  • indecently


    به طرز نامناسب

  • curtly


    بی احتیاط

  • indecorously


    ناجوانمردانه

  • imprudently


    بی حوصله

  • uncouthly


    بی ملاحظه

  • boorishly


    به تمسخر

  • brazenly


    به صورت مبتذل

  • inconsiderately


    با تمسخر

  • derisively


    به صراحت

  • vulgarly


    وحشیانه

  • scornfully


    پوزخندی

  • bluntly


    نامهربانانه

  • barbarously


  • snootily


  • unkindly


لغت پیشنهادی

rose

لغت پیشنهادی

carat

لغت پیشنهادی

superstar