the

base info - اطلاعات اولیه

the - را

definite article - مقاله قطعی

/ðə/

UK :

/ðə/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [the] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There were three questions. The first two were relatively easy but the third one was hard.


    سه سوال بود دو مورد اول نسبتا آسان بود اما سومی سخت بود.

  • There was an accident here yesterday. A car hit a tree and the driver was killed.


    دیروز اینجا تصادف کرد یک خودرو با درخت برخورد کرد و راننده آن کشته شد.

  • The heat was getting to be too much for me.


    گرمای هوا داشت برایم زیاد می شد.

  • The nights are getting longer.


    شب ها طولانی تر می شوند.

  • the Mona Lisa


    مونالیزا

  • the Nile


    نیل

  • the Queen


    ملکه

  • What's the matter?


    موضوع چیه؟

  • The phone rang.


    تلفن زنگ زد.

  • I patted her on the back.


    دستی به پشتش زدم.

  • How's the (= your) baby?


    بچه (= تو) چطوره؟


  • خانه در انتهای خیابان

  • The people I met there were very friendly.


    افرادی که در آنجا ملاقات کردم بسیار صمیمی بودند.

  • It was the best day of my life.


    بهترین روز زندگی من بود.

  • You're the third person to ask me that.


    تو سومین کسی هستی که اینو از من میپرسه

  • Friday the thirteenth


    جمعه سیزدهم

  • Alexander the Great


    اسکندر کبیر

  • He taught himself to play the violin.


    او به خودش یاد داد که ویولن بزند.

  • The dolphin is an intelligent animal.


    دلفین حیوان باهوشی است.

  • They placed the African elephant on their endangered list.


    آنها فیل آفریقایی را در لیست در معرض خطر قرار دادند.

  • I heard it on the radio.


    از رادیو شنیدم.

  • I'm usually out during the day.


    من معمولا در طول روز بیرون هستم.


  • با او همیشه باید منتظر چیزهای غیرمنتظره باشید.

  • the unemployed


    بیکار

  • the French


    فرانسوی

  • Don't forget to invite the Jordans.


    فراموش نکنید که جردن ها را دعوت کنید.

  • My car does forty miles to the gallon.


    ماشین من چهل مایل تا گالن فاصله دارد.

  • You get paid by the hour.


    ساعتی حقوق می گیرید

  • I wanted it but I didn't have the money.


    من آن را می خواستم اما پول نداشتم.


  • چرا غذای روز را ندارید؟

  • She's flavour of the month with him.


    او طعم ماه با او است.

synonyms - مترادف
  • a


    آ


  • این

  • one


    یکی

  • an


    یک


  • هر یک


  • که

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

-baiting

لغت پیشنهادی

nonstarter

لغت پیشنهادی

poked