emphasize
emphasize - اهمیت دادن
verb - فعل
UK :
US :
گفتن چیزی قویا
گفتن کلمه یا عبارتی بلندتر یا بلندتر از دیگران برای اهمیت دادن به آن
تا چیزی قابل توجه تر شود
قویاً بگوییم یا به وضوح نشان دهیم که یک واقعیت، ایده و غیره بسیار مهم است
هنگامی که در مورد موضوعی صحبت می کنید، بر چیزی تأکید کنید
برای نشان دادن اینکه چیزی مهم است، تا مردم توجه ویژه ای به آن داشته باشند
کمک کند تا به وضوح نشان داده شود که یک واقعیت درست است، به ویژه واقعیتی که قبلاً شناخته شده است
برای نشان دادن چیزی به وضوح و آسان تر کردن آن
تاکید بیش از حد بر چیزی
to emphasize something and make it seem more important than it really is, especially to get advantages for yourself
تاکید بر چیزی و مهمتر جلوه دادن آن از آنچه هست، به خصوص برای به دست آوردن مزایایی برای خود
نشان دادن اینکه چیزی بسیار مهم است یا ارزش توجه به آن را دارد
تا چیزی واضح تر شود
بیان کردن یا نشان دادن اینکه چیزی به ویژه مهم است یا سزاوار توجه ویژه است
او تأکید می کند که هیچ تکنیکی برای همه کار نمی کند.
این جنبه توسط عنوان مقاله او در مورد پنی سیلیوم مورد تاکید قرار گرفت.
What is being emphasized here is the fact that the two terms should not cause the proposal author confusion.
آنچه در اینجا مورد تأکید قرار می گیرد این واقعیت است که این دو عبارت نباید باعث سردرگمی نویسنده پیشنهاد شود.
سایر نویسندگان معروف نه بر شکست خدمتکاران، بلکه بر ظلم اربابان تأکید دارند.
اما در این مورد، آنها تأکید می کنند، کوتاه مدت ممکن است فقط چند ماه باشد.
However it should be emphasized that nominal responsibility is not necessarily indicative of time devoted to training.
با این حال باید تأکید کرد که مسئولیت اسمی لزوماً نشان دهنده زمان اختصاص داده شده به آموزش نیست.
معلم من همیشه بر اهمیت درس خواندن تاکید می کرد.
When applying for a job make sure you emphasize the interests and leisure activities that an employer would find relevant.
هنگام درخواست شغل، مطمئن شوید که بر علایق و فعالیت های فراغتی که کارفرما می تواند مرتبط بداند، تاکید کنید.
او بر خانم تاکید کرد. وقتی خودش را معرفی کرد
Intransigence and personal suffering highlighted the principle at stake and emphasized the need of fighting for it.
ناسازگاری و رنج شخصی، اصل مورد بحث را برجسته کرد و بر نیاز به مبارزه برای آن تأکید کرد.
سخنرانی وی بر اهمیت جذب صنعت در شهر تاکید کرد.
در این گزارش بر ضرورت ثبات اقتصادی تاکید شده است.
او در مصاحبه ای در آخر هفته بر این نکته تأکید کرد.
او تاکید کرد که برنامه آنها به معنای فداکاری و تلاش است.
او تاکید کرد که اطلاعات کمی در مورد این بیماری وجود دارد.
باید تاکید کرد که این تنها یک توضیح ممکن است.
وی تاکید کرد: این باید اولویت اصلی ما باشد.
موهایش را از روی صورتش عقب کشید تا روی گونه های بلندش تاکید کند.
بلند شدن لحن صدایش بر هراسش تاکید داشت.
او بر کلمه تأکید کرد: «هیچ چیز... هیچ چیز، شما را وسوسه کند.»
This case emphasizes/highlights the importance of honest communication between managers and employees.
این مورد بر اهمیت ارتباط صادقانه بین مدیران و کارکنان تاکید می کند.
Effective communication skills are essential/crucial/vital.
مهارت های ارتباط موثر ضروری / حیاتی / حیاتی هستند.
It should be noted that this study considers only verbal communication. Non-verbal communication is not dealt with here.
لازم به ذکر است که این پژوهش فقط ارتباط کلامی را مد نظر قرار داده است. در اینجا به ارتباط غیرکلامی پرداخته نمی شود.
It is important to remember that/An important point to remember is that non-verbal communication plays a key role in getting your message across.
مهم است که به یاد داشته باشید که / نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که ارتباطات غیرکلامی نقش کلیدی در انتقال پیام شما دارد.
Communication is not only about the words you use but also your body language and especially/above all the effectiveness with which you listen.
ارتباط فقط در مورد کلماتی که استفاده می کنید نیست، بلکه زبان بدن شما و، به ویژه/بالاتر از همه، اثربخشی است که با آن گوش می دهید.
من می خواهم توجه را به نقش گوش دادن در ارتباط موثر جلب کنم.
کلمات خود را با دقت انتخاب کنید: به ویژه از زبان گیج کننده و مبهم خودداری کنید.
در نهایت، و شاید مهمتر از همه، شما باید یاد بگیرید که گوش دهید و همچنین صحبت کنید.
تمام استدلال ها برای تأکید بر بحث و جدل پیرامون این بیماری است.
من در تلاش برای تاکید بر جنبه های مثبت نظم و انضباط بوده ام.
I must emphasize that this is only a summary, and the full report will not be available until next week.
باید تاکید کنم که این فقط یک خلاصه است و گزارش کامل آن تا هفته آینده در دسترس نخواهد بود.
تاکید بر این نکته ضروری است.
قانون جدید به درستی بر مسئولیت والدین تاکید دارد.
وزیر امور خارجه در تلاش بود تا بر نقشی که اسپانیا می تواند در منطقه ایفا کند تأکید کند.
شما روی هجای اول در شادی تاکید می کنید.
او بر کلمه تأکید کرد: «هیچ چیز... هیچ چیز شما را وسوسه نکند.»
من فقط می خواهم تأکید کنم که یادگیری زبان های خارجی برای مردم چقدر مهم است.
وی تاکید کرد که تمامی افرادی که در این پژوهش شرکت کردند، داوطلب بودند.
می توانید از حروف کج یا بزرگ برای تاکید بر کلمه در یک نوشته استفاده کنید.
یک راه خوب برای تأکید بر علاقه خود به شغل، نوشتن یک ایمیل بعدی پس از مصاحبه است.
She emphasized the importance of good nutrition.
او بر اهمیت تغذیه خوب تاکید کرد.
فشار
برجسته
foreground
پیش زمینه
accent
لهجه
accentuate
برجسته کردن
underline
زیر خط بکش
وزن
بازی کردن
اشاره کردن
spotlight
نور افکن
underscore
زیرخط
affirm
تایید کردن
ادعا کردن
اصرار کنید
italiciseUK
italiciseUK
italicizeUS
italicizeUS
articulate
بیان
belaborUS
belaborUS
belabourUK
belabourUK
جلب توجه کنید
deepen
عمیق تر کردن
dwell on
ساکن شوید
ویژگی
عنوان
heighten
بالا بردن
illuminate
روشن کردن
تاثیر گذاشتن
پافشاری بر
intensify
تشدید شود
مطبوعات
prioritiseUK
اولویت انگلستان
understate
کم بیان کردن
downplay
کم رنگ کردن
underemphasize
کم تاکید کردن
underplay
کم بازی
depreciate
مستهلک کردن
underestimate
دست کم گرفتن
چشم پوشی
trivialiseUK
trivialiseUK
trivializeUS
بی اهمیت کردن ایالات متحده
diminish
کاهش
underrate
تحقیر کردن
belittle
خلع درجه
downgrade
فراموش کردن
کاهش دادن
lessen
MinimiseUK
minimiseUK
به حداقل رساندن ایالات متحده
minimizeUS
کم ارزش کردن
undervalue
بی تاکید کردن
de-emphasize
انکار
بی ارزش کردن
devalue
کوچک کردن
minify
پدال نرم
soft-pedal
نادیده گرفتن
ظلمی به
عدالت را رعایت نکنید
بازی کردن
شانه بالا انداختن
براق بیش از
gloss over
سبک کردن
کمی از
