headline
headline - عنوان
noun - اسم
UK :
US :
عنوان یک گزارش روزنامه که با حروف درشت بالای گزارش چاپ شده است
به عنوان مجری یا گروه اصلی در یک نمایش ظاهر شود
برای دادن عنوان به یک مقاله یا داستان
in Britain, a figure that shows the general level of inflation including MORTGAGE payments (=repayments on a loan for buying a house)
در بریتانیا، رقمی که سطح عمومی تورم را نشان میدهد، از جمله پرداختهای وام مسکن (=بازپرداخت وام برای خرید خانه)
زمانی که شخص یا شرکتی بر اساس اطلاعاتی که از اخبار به دست می آورد معامله یا سرمایه گذاری می کند
a line of words printed in large letters as the title of a story in a newspaper or the main points of the news that are broadcast on television or radio
خطی از کلمات چاپ شده با حروف بزرگ به عنوان عنوان یک خبر در روزنامه یا نکات اصلی خبری که از تلویزیون یا رادیو پخش می شود.
داشتن چیزی به عنوان سرفصل یا داستان اصلی
به عنوان مجری اصلی در یک رویداد سرگرمی
مقدار، عدد یا نرخ سرفصل مهمترین یا همان چیزی است که مردم بیشتر به آن توجه می کنند
کلماتی که با حروف درشت در بالای داستان روزنامه چاپ شده و عنوان آن است
معروف ترین یا مهم ترین مجری یا سخنران برای شرکت در یک رویداد
برای ارائه یک خبر روزنامه با عنوان
یک رقم سرفصل، عدد یا نرخ شامل هر چیزی است که بر آن تأثیر می گذارد
First and best known, is GoScript while more recently Freedom of the Press has also been making a few headlines.
اولین و شناخته شده ترین، GoScript است، در حالی که اخیراً آزادی مطبوعات نیز سرفصل هایی را به خود اختصاص داده است.
Mr Murdoch had been dominating the headlines again.
آقای مرداک دوباره بر تیتر اخبار تسلط داشت.
یک روزنامه سوپرمارکتی با تیتر بیگانگان فضایی با رئیس جمهور ملاقات می کنند.
The problems-from bad backs to carpal tunnel syndrome to headaches-have made the headlines of every health magazine in the country.
مشکلات - از کمر بد، سندرم تونل کارپال تا سردرد - سرفصل همه مجلات سلامت در کشور شده است.
در هفتهها و ماههای اخیر، سرفصلها تصویری از یک صنعت در بحران را ترسیم کردهاند.
مجری گرند استند که به گورو تبدیل شده بود، دو سال پیش به سختی از تیتر اخبار خارج شد.
من تازه تیتر رو دیدم وقت نکردم مقاله را بخوانم.
تغییرات در بخش الکل سرفصل ها را ربود.
Charlotte could almost suspect the headline had already been selected, the outcome already determined.
شارلوت تقریباً میتوانست مشکوک شود که تیتر از قبل انتخاب شده بود، نتیجه از قبل مشخص شده بود.
یک تیتر روزنامه
آنها این داستان را با عنوان «بالاخره خانه!» منتشر کردند.
این رسوایی چند روزی در سرفصل اخبار بود.
عنوانی نگران کننده در مورد حملات احتمالی تروریستی
آیا برایتان مهم نیست که قبل از رفتن به سرفصل ها گوش کنم؟
فقط تیتر اخبار را بشنویم.
او همیشه موفق می شود تیتر اخبار را به دست بیاورد.
من فقط وقت داشتم قبل از رفتن به سر کار، سرفصل ها را اسکن کنم.
روزنامه نگاران معمولاً تیتر اخبار خود را نمی نویسند.
گاردین تیتر صفحه اول خود را با عنوان شرکت های مواد مخدر شرمنده منتشر کرد.
این بیمارستان با وقوع تعدادی از مرگ های مشکوک خبرساز شد.
داستان به اندازهای مهم بود که به تیتر اخبار تبدیل شود.
خبر درگذشت او در تیترهای همه روزنامه ها پخش شد.
سرفصل های ساعت هشت
این داستان با عنوان سگ های قاتل در آزادی بود.
حضور تیتراژ گروه در جشنواره می تواند آخرین حضور آنها باشد.
شرکت کارت اعتباری نرخ بهره اصلی خود را به 19.9 درصد کاهش خواهد داد.
The headline figure of 3.6 percent isn't as bad as it looks if you exclude the effects of oil prices.
اگر اثرات قیمت نفت را در نظر نگیریم، رقم 3.6 درصد آنقدر که به نظر می رسد بد نیست.
از سال گذشته، او حداقل 32 رویداد جمع آوری کمک های مالی را عنوان کرده است.
او در خبری با عنوان: 100 باحال ترین مردم نیویورک در مقام چهارم قضاوت شد.
اگر رقم وام شخصی 1000 میلیارد پوندی را در نظر بگیرید، کمی ترسناک به نظر می رسد.
قرارداد سرمایه گذاری جدید نرخ سرفصل 6.9٪ قبل از مالیات، 5.52٪ خالص را ارائه می دهد.
heading
عنوان
سرتیتر
header
سر
caption
افسانه
بنر
rubric
شیرون
تیتر
banner
رهبر
chyron
ترسناک
headliner
فریاد زن
بنر تیتر
scarehead
شعار
screamer
سنگ نوشته
headline banner
جمله بندی
slogan
عنوان فرعی
inscription
برچسب
wording
شرح
subtitle
نام
موضوع
خط برش
motto
لم
subheading
توصیف کننده
عنوان بنر
سر سر
cutline
ادامه دادن
lemma
عنوان کوچک هر یک از صفحات کتاب
descriptor
banner headline
headpiece