hospital
hospital - بیمارستان
noun - اسم
UK :
US :
یک ساختمان بزرگ که در آن افراد بیمار یا مجروح تحت درمان هستند
یک بیمارستان بزرگ، که اغلب دارای بخش های مختلف، از جمله مناطق برای تحقیقات است
مکانی، اغلب در بیمارستان، که در آن به افرادی که نیازی به اقامت در بیمارستان ندارند، درمان و مشاوره پزشکی داده می شود
a place often in a hospital where medical treatment and advice is given to people who do not need to stay in a hospital
یک بیمارستان ویژه برای افرادی که در حال مرگ هستند
جایی که افراد مسن و بیمار بتوانند در آن زندگی کنند و پرستاران از آنها مراقبت کنند
جایی که در گذشته افرادی را که پس از یک بیماری طولانی بهبود می یافتند فرستاده می شدند تا بتوانند استراحت کنند و از مراقبت های ویژه برخوردار شوند
a place where people recovering after a long illness were sent in the past so that they could rest and receive special care
بخشی از بیمارستان که در آن افراد مجروح یا نیاز به درمان فوری دارند
اتاقی در بیمارستان که در آن عمل انجام می شود
بخشی از بیمارستان که در آن از افرادی که به شدت بیمار هستند یا به شدت آسیب دیده اند مراقبت می شود
بخشی از یک بیمارستان که در آن نوع خاصی از درمان انجام می شود
یک اتاق بزرگ در یک بیمارستان که در آن افرادی که نیاز به درمان پزشکی دارند در آن اقامت می کنند
مکانی که در آن افراد بیمار یا مجروح تحت درمان و مراقبت پزشکان و پرستاران قرار می گیرند
مکانی که در آن افرادی که بسیار بیمار یا مجروح هستند توسط پزشکان و پرستاران درمان می شوند
او صدها نوزاد را در آغوش گرفت، هزاران دست داد و در دانشگاههای جدید، کارخانههای فناوری پیشرفته و یک بیمارستان نوارهایی برید.
He hugged hundreds of babies, shook thousands of hands and cut ribbons at new universities, high-tech factories and a hospital.
رایلی در جزیره ماند - او در بیمارستان در حال بهبودی از جراحات بود.
بعد از تصادف هشت هفته در بیمارستان بودم.
لوسی به عنوان پرستار در بیمارستان محلی کار می کند.
نیاز فوری به ایجاد تخت های بیمارستانی بیشتر برای بیماران طولانی مدت وجود دارد.
او که یک دیابتی بود، هفته گذشته دو روز را در بیمارستان گذراند که استرس فشار خون او را افزایش داد.
A diabetic, she spent two days in the hospital last week when stress sent her blood pressure rocketing.
امانوئل دو هفته بعد دچار سقط جنین شد و با غل و زنجیر و دستبند به بیمارستان منتقل شد.
Emmanuel suffered a miscarriage two weeks later and was taken to the hospital shackled and handcuffed.
برایا در 15 فوریه پس از گذراندن یک روز تحت مراقبت پدرش به بیمارستان منتقل شد.
بیمارانی که به سر آسیب می رسانند معمولاً در بیمارستان بستری می شوند و در آنجا نگهداری می شوند تا اطمینان حاصل شود که برای بازگشت به خانه آمادگی کامل دارند.
Head-injured patients are normally admitted to hospital and kept there until it is certain that they are fully fit to return home.
به بیمارستان برگرد و باید خودت را مهار کنی، پسر پیر، چشمک بزن.
او مجبور شد برای معالجه به بیمارستان برود.
او مجبور شد برای درمان به بیمارستان برود.
من برای ملاقات برادرم به بیمارستان می روم.
بستری شدن در بیمارستان (در)
مقدمات بستری شدن وی در بیمارستان فراهم شده است.
او برای آزمایش به بیمارستان () منتقل شده است.
مجروحان با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.
برای ترک (از) بیمارستان
مرخص شدن/ترخیص شدن از بیمارستان
برای بازدید از یک بیمارستان
او در بیمارستان درگذشت.
وی به دلیل سوختگی در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفت.
چهار روز را در بیمارستان گذراندم.
چهار روز در بیمارستان بودم.
او در بیمارستانی در نیویورک کار می کند.
او امروز صبح از بیمارستان بیرون آمد.
پزشکان در بیمارستان تصمیم گرفتند او را یک شبه نگه دارند.
یک بیمارستان خصوصی/محلی
یک بیمارستان روانپزشکی / زایمان
یک بیمارستان کودکان
این روش به دو تا سه شب بستری در بیمارستان نیاز دارد.
نیاز فوری به تخت های بیمارستانی بیشتر وجود دارد.
hospital admissions
پذیرش در بیمارستان
کارکنان بیمارستان
بخش/اتاق بیمارستان
hospital treatment/care
درمان/مراقبت در بیمارستان
مجبور شدم برم بیمارستان
او دو هفته را در بیمارستان گذراند
مجبور شدم برم بیمارستان.
او دو هفته را در بیمارستان گذراند.
او مجدداً در بیمارستان بستری شده است.
infirmary
درمانگاه
آسایشگاه
sanatorium
موسسه، نهاد
hospice
عمل جراحی
بخش
بیماری
ward
لازارتو
sickbay
خانه بیمار
sanitarium
خانه سالمندان
lazaretto
نقاهتگاه
sickhouse
اسایشگاه
nursing home
مرکز پزشکی
convalescent home
موسسه پزشکی
مرکز بهداشت
medical centre
بیمارستان پایه
بیمارستان کلبه
health centre
اتاق اورژانس
بیمارستان صحرایی
cottage hospital
خدمات بهداشتی
خلیج بیمار
اتاق بیمار
داروخانه
sick bay
امکانات
sickroom
آبگرم
dispensary
پناهندگی
استراحتگاه سلامت
spa
سان
asylum
بال پزشکی
san