wing

base info - اطلاعات اولیه

wing - بال

noun - اسم

/wɪŋ/

UK :

/wɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [wing] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The swan flapped its wings noisily.


    قو با صدای بلند بال هایش را تکان داد.

  • wing feathers


    پرهای بال

  • We ordered the fried chicken wings.


    بال مرغ سرخ شده را سفارش دادیم.

  • First fry the chicken wings in the oil until they begin to brown.


    ابتدا بال های مرغ را در روغن تفت دهید تا شروع به قهوه ای شدن کنند.

  • Salvage teams have been able to recover part of the wing of the plane.


    تیم های نجات توانسته اند بخشی از بال هواپیما را بازیابی کنند.

  • The right wing grazed the runway on landing.


    بال راست هنگام فرود باند فرودگاه را چرید.


  • بال شرقی


  • بال جدید بیمارستان

  • Our rooms were in the west wing.


    اتاق های ما در بال غربی بود.

  • There was a dent in the nearside wing.


    یک فرورفتگی در بال کناری وجود داشت.

  • The radical wing of the party was dissatisfied with the policies.


    جناح رادیکال حزب از سیاست ها ناراضی بود.

  • The political wing of the National Resistance Army entered into negotiations with the government.


    جناح سیاسی ارتش مقاومت ملی با حکومت وارد مذاکره شد.

  • They're on the left wing of the Labour Party.


    آنها در جناح چپ حزب کارگر هستند.

  • He plays on the wing.


    او در بال بازی می کند.

  • She watched every performance from the wings.


    او هر اجرا را از بال تماشا می کرد.

  • Having a new baby to take care of has clipped her wings.


    داشتن یک نوزاد جدید برای مراقبت، بال های او را کوتاه کرده است.

  • She was aware of a whole host of ambitious young managers waiting in the wings.


    او از انبوهی از مدیران جوان جاه طلب آگاه بود که در بال ها منتظر بودند.

  • There's a wealth of talent waiting in the wings of British theatre.


    انبوهی از استعدادها در بال های تئاتر بریتانیا منتظر هستند.

  • Going to college gave her the chance to spread her wings.


    رفتن به دانشگاه به او این فرصت را داد که بال هایش را باز کند.

  • Simon's uncle had taken him under his wing.


    عموی سایمون او را زیر بال گرفته بود.

  • Her imagination took wing.


    تخیل او بال گرفت.

  • I wish I could sprout wings and fly away.


    ای کاش می توانستم بال بزنم و پرواز کنم.

  • It flapped its wings and flew off.


    بال هایش را تکان داد و پرواز کرد.

  • It had white markings on its wings.


    روی بال هایش نشانه های سفیدی داشت.

  • The beetle's fore wings are small and are not used in flight.


    بال های جلویی سوسک کوچک است و در پرواز استفاده نمی شود.

  • The young birds were under the mother bird's wing.


    پرندگان جوان زیر بال پرنده مادر بودند.


  • پرنده ای با بال شکسته

  • the patterns on butterfly wings


    الگوهای روی بال های پروانه

  • There was a dent in one wing.


    یک فرورفتگی در یک بال وجود داشت.

  • The nearside wing was damaged in the accident.


    در این حادثه بال کناری آسیب دید.

  • He was playing on the right wing.


    او در جناح راست بازی می کرد.

synonyms - مترادف
  • pennon


    پنون

  • pinion


    پینیون

  • van


    ون

  • aileron


    آیلرون

  • airfoil


    ایرفویل

  • feathers


    پر

  • organ of flight


    اندام پرواز

  • foil


    فویل

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

typeset

لغت پیشنهادی

array

لغت پیشنهادی

opponents