wing
wing - بال
noun - اسم
UK :
US :
یکی از اعضای بدن پرنده یا حشره که برای پرواز از آن استفاده می کند
گوشت روی استخوان بال مرغ، اردک و غیره که به عنوان غذا خورده می شود
یکی از قسمتهای مسطح بزرگی که از کنار هواپیما بیرون میآید و به نگه داشتن آن در هوا کمک میکند
یکی از قسمت های یک ساختمان بزرگ، به خصوص قسمتی که از قسمت اصلی بیرون زده است
a group of people within a political party or other organization who have a particular opinion or aim
گروهی از افراد در یک حزب سیاسی یا سازمان دیگر که عقیده یا هدف خاصی دارند
a winger
یک وینگر
قسمت چپ یا راست یک زمین ورزشی
بخشی از ماشین که بالای چرخ قرار دارد
برای پرواز به جایی
the flat part of the body that a bird insect, or bat uses for flying, or one of the flat horizontal structures that stick out from the side of an aircraft and support it when it is flying
قسمت صاف بدن که پرنده، حشره یا خفاش برای پرواز از آن استفاده می کند، یا یکی از ساختارهای صاف و افقی که از کناره هواپیما بیرون زده و در هنگام پرواز از آن حمایت می کند.
بال مرغی که به عنوان غذا خورده می شود
اگر پرنده ای بال بگیرد، پرواز می کند.
به طور ناگهانی، آزادانه و قدرتمند توسعه یابد
پرنده ای که روی بال است در حال پرواز است.
a group within a political party or organization whose beliefs are in some way different from those of the main group
گروهی در یک حزب یا سازمان سیاسی که اعتقادات آن به نحوی با عقاید گروه اصلی متفاوت است
a part of a large building that sticks out from the main part often having been added at a later date
بخشی از یک ساختمان بزرگ که از قسمت اصلی بیرون زده است و اغلب در تاریخ های بعدی به آن اضافه شده است
یکی از چهار قسمتی که در کنار خودرو قرار دارد و از روی چرخ ها می رود
(in various team games, such as football and hockey) either of the two sides of the sports field or a player whose position is at either of the two sides of the field
(در بازی های تیمی مختلف مانند فوتبال و هاکی) یکی از دو طرف زمین ورزشی یا بازیکنی که موقعیتش در هر دو طرف زمین باشد.
اضلاع صحنه ای که تماشاگران نمایش آن را نمی بینند
اجرا کردن یا صحبت کردن بدون اینکه آماده کاری که قرار است انجام دهید یا بگویید
one of the movable, usually long and flat parts on either side of the body of a bird insect, or bat that it uses for flying, or one of the long flat horizontal structures that stick out on either side of an aircraft
یکی از قسمتهای متحرک، معمولاً بلند و مسطح، در دو طرف بدن پرنده، حشره یا خفاش که برای پرواز استفاده میکند، یا یکی از سازههای بلند، صاف و افقی که در دو طرف هواپیما میچسبد.
بخشی از یک ساختمان بزرگ که به یک طرف قسمت اصلی متصل می شود
butterfly wings
بال های پروانه
برایشان چیزهایی کباب کردیم و بال سرخ کردیم.
Several times from wing to a desk at center stage he glanced out at the audience to acknowledge the applause.
او چندین بار از بال تا میز در مرکز صحنه به تماشاگران نگاه کرد تا تشویق ها را تأیید کند.
او بال هایی روی پاهایش داشت که خیلی سریع می دوید.
پرندگان پردار بال دارند تا به کشورهای دیگر پرواز کنند.
برخی از اینها بال دارند و برای ایجاد مستعمرات جدید از شته ها روی گیاهان دیگر به دور پرواز می کنند.
آنها اعضای شاخه مارکسیست حزب سوسیالیست بودند.
مجموعه ای از بال ها نیز معرفی شد که گفته می شود توسط Jock Lewes طراحی شده است.
جناح راست نژادپرست بزرگترین تظاهرات خود را در میدان اصلی برگزار کرد.
قو با صدای بلند بال هایش را تکان داد.
wing feathers
پرهای بال
بال مرغ سرخ شده را سفارش دادیم.
ابتدا بال های مرغ را در روغن تفت دهید تا شروع به قهوه ای شدن کنند.
تیم های نجات توانسته اند بخشی از بال هواپیما را بازیابی کنند.
بال راست هنگام فرود باند فرودگاه را چرید.
بال شرقی
بال جدید بیمارستان
اتاق های ما در بال غربی بود.
یک فرورفتگی در بال کناری وجود داشت.
جناح رادیکال حزب از سیاست ها ناراضی بود.
جناح سیاسی ارتش مقاومت ملی با حکومت وارد مذاکره شد.
آنها در جناح چپ حزب کارگر هستند.
او در بال بازی می کند.
She watched every performance from the wings.
او هر اجرا را از بال تماشا می کرد.
داشتن یک نوزاد جدید برای مراقبت، بال های او را کوتاه کرده است.
او از انبوهی از مدیران جوان جاه طلب آگاه بود که در بال ها منتظر بودند.
انبوهی از استعدادها در بال های تئاتر بریتانیا منتظر هستند.
رفتن به دانشگاه به او این فرصت را داد که بال هایش را باز کند.
عموی سایمون او را زیر بال گرفته بود.
Her imagination took wing.
تخیل او بال گرفت.
ای کاش می توانستم بال بزنم و پرواز کنم.
بال هایش را تکان داد و پرواز کرد.
روی بال هایش نشانه های سفیدی داشت.
بال های جلویی سوسک کوچک است و در پرواز استفاده نمی شود.
پرندگان جوان زیر بال پرنده مادر بودند.
پرنده ای با بال شکسته
الگوهای روی بال های پروانه
یک فرورفتگی در یک بال وجود داشت.
در این حادثه بال کناری آسیب دید.
او در جناح راست بازی می کرد.
پایه
مرکز فرماندهی
شرکت
کل
