imagination
imagination - خیال پردازی
noun - اسم
UK :
US :
تصورات
قابل تصور
غیر قابل تصور
خیالی
تخیلی
بی خیال
تصور کن
---
---
توانایی ایجاد تصاویر یا ایده ها در ذهن شما
توانایی ایجاد تصاویر در ذهن
چیزی که فکر می کنید وجود دارد یا درست است، اگرچه در واقع واقعی یا واقعی نیست
توانایی فکر کردن به ایده های جدید
توانایی ایجاد تصاویر ذهنی از افراد یا چیزها یا داشتن ایده های جدید
Each of these views is part of or generated a coherent system but they are systems fed by imagination.
هر یک از این دیدگاه ها بخشی از یک سیستم منسجم یا ایجاد شده است، اما آنها سیستم هایی هستند که توسط تخیل تغذیه می شوند.
شکسپیر بارورترین تخیل را در بین تمام شاعران دارد.
دبی تخیل بسیار خوبی دارد.
این می تواند درسی مناسب برای او باشد که چگونه از تخیل خود کمی بیشتر استفاده کند.
These things belonged to the past moments in which he first envisioned them images in photographs he took in his imagination.
این چیزها متعلق به لحظات گذشته است که او برای اولین بار آنها را تصور می کرد، تصاویری در عکس هایی که در تخیل خود گرفته بود.
Dressed in tweeds and constantly pipe smoking, his imagination often ran away with him.
با لباس های توید و مدام پیپ کشیدن، تخیل او اغلب با او فرار می کرد.
لباس ورزشی لولیتا کاملاً حاصل تخیل مردانه نیست.
اینکه ممکن است در موارد خاصی اینطور نباشد، درک تخیل زیادی لازم نیست.
در تخیل و کابوس هایم زمان را در یک ریه آهنی انجام داده ام.
شاید این فقط تصور من بود، اما او واقعاً خصمانه به نظر می رسید.
مطالعه راه خوبی برای رشد تخیل کودک در سنین پایین است.
Jack's vivid imagination often gave him bad dreams.
تخیل زنده جک اغلب خواب های بدی به او می داد.
هیچ کس در را نمی زند - باید تخیل شما بوده باشد.
من عکسی با خودم ندارم، پس باید از تخیل خود استفاده کنید.
a vivid/fertile imagination
یک تخیل زنده/بارور
او هیچ تخیلی ندارد.
حدس زدن منظور او نیاز به تخیل زیادی ندارد.
من واکنش او را به شما نمی گویم - این را به تخیل شما می سپارم.
مبادا خیالت با تو فرار کند (= زیاد از تخیل استفاده نکن).
The new policies appear to have captured the imagination of the public (= they find them interesting and exciting)
به نظر می رسد که سیاست های جدید تخیل عموم را به خود جلب کرده است (= آنها آنها را جالب و هیجان انگیز می دانند)
داستان های او واقعا تخیل کودکان را می کشاند.
هیچ کس از شما متنفر نیست - همه چیز در تخیل شماست.
این تصویری است که در تصور مردم باقی می ماند.
Use your imagination! (= used to tell somebody that they will have to guess the answer to the question they have asked you usually because it is obvious or embarrassing)
از تخیلاتت استفاده کن! (= معمولاً به کسی میگفتند که باید پاسخ سؤالی را که از شما پرسیدهاند حدس بزنند، معمولاً به این دلیل که واضح یا شرمآور است)
She was no longer able to distinguish between imagination and reality.
او دیگر قادر به تشخیص بین تخیل و واقعیت نبود.
آیا این تصور من است یا وزن زیادی کم کرده اید؟
نوشته او فاقد تخیل است.
با کمی تخیل می توانید این مکان را به یک قصر تبدیل کنید.
ما به دنبال فردی با ذکاوت و تخیل هستیم.
لباس تنگ او چیزی را در تخیل باقی نگذاشت.
به هیچ وجه نمی توان او را زیبا نامید.
به هیچ وجه نمی توان این سفر را آرامش بخش توصیف کرد.
دایناسورها گرفتار شده و تخیل همه ما را به خود اختصاص داده اند، زیرا آنها مانند اژدها به نظر می رسند.
تخیل او تصویری از زندگی عادی خانوادگی که هرگز نداشته است را تداعی می کند.
من تصویری از این ندارم، بنابراین شما فقط باید از تخیل خود استفاده کنید.
این فقط محصول تخیل تب دار شماست!
این شکل در سکوت ناپدید شد که گویی فقط زاییده تخیل او بوده است.
این فیلم تخیل بینندگان را تحت تأثیر قرار داد.
مقیاس فاجعه تخیل را به چالش کشید.
نویسندگان ویکتوریایی با داستان های ماجراجویی خود تخیل عمومی را برانگیختند.
آیا این فقط تخیل او بود که او را فریب می داد؟
Was it only her imagination playing tricks on her?
اهرام قدرت قابل توجهی در تخیل انسان حفظ می کنند.
او تخیل زنده ای دارد.
اینکه چگونه این شخصیت ها تخیل کودکان را به خود جلب کرده اند، باور نکردنی است.
creativity
خلاقیت
invention
اختراع
ingenuity
نبوغ
inventiveness
اصالت
originality
بینش، بصیرت، درون بینی
الهام گرفتن
inspiration
چشم انداز
شرکت، پروژه
creativeness
تدبیر
زیرکی
resourcefulness
نوآوری
cleverness
ابتکار عمل
innovativeness
هنری
نابغه
artistry
قدرت هنری
ingeniousness
تیزبینی
innovation
قدرت خلاق
genius
فکر خلاق
چابکی ذهنی
quick-wittedness
قدرت های اختراع
خیال پردازی
تفننی
mental agility
ایده پردازی
powers of invention
درخشش
imaginativeness
فانتزی
fancy
ideation
brilliance
contrivance
phantasy
unimaginativeness
بی خیالی
uncreativeness
غیر خلاقیت
uncreativity
عدم خلاقیت
unoriginality
غیر اصالت
uninventiveness
عدم اختراع
banality
پیش پا افتاده بودن
derivativeness
مشتق بودن
insipidness
بی حیایی
dullness
کسالت
blandness
نرمی
triteness
ساده بودن
staleness
کهنگی
repetitiveness
تکراری بودن
imitativeness
تقلیدی
mundaneness
روزمرگی
ordinariness
معمولی بودن
