his

base info - اطلاعات اولیه

his - خود

determiner - تعیین کننده

/hɪz/

UK :

/hɪz/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [his] در گوگل
description - توضیح
  • used to refer to something that belongs to or is connected with a man boy or male animal that has already been mentioned


    برای اشاره به چیزی که متعلق به مرد، پسر یا حیوان نر است یا مربوط به آن است که قبلاً ذکر شد استفاده می شود

  • used to refer to something that belongs to or is connected with someone who may be male or female. Some people think this use is old-fashioned


    برای اشاره به چیزی به کار می رود که به کسی که ممکن است مرد یا زن باشد یا با آن ارتباط دارد. برخی افراد فکر می کنند این استفاده قدیمی است

  • belonging to or connected with a man boy or male animal that has just been mentioned or is known about


    تعلق یا ارتباط با مرد، پسر یا حیوان نر که اخیراً ذکر شده یا درباره آن شناخته شده است

  • belonging to or connected with a person or animal that has just been mentioned and whose gender is not known or not considered to be important


    تعلق یا ارتباط با شخص یا حیوانی که به تازگی ذکر شده و جنسیت آن مشخص نیست یا مهم تلقی نمی شود.

  • the one(s) belonging to or connected with a man boy or male animal that has just been mentioned or is known about


    کسی که به یک مرد، پسر یا حیوان نر تعلق دارد یا با آن ارتباط دارد که به تازگی در مورد آن نام برده شده یا در مورد آن شناخته شده است.

  • belonging to or connected with the person mentioned; the possessive form of he often used before a noun


    تعلق یا ارتباط با شخص ذکر شده؛ شکل ملکی he که اغلب قبل از اسم استفاده می شود


  • او همچنین برای اشاره به شخصی که جنسیت او مشخص نیست استفاده می شود

  • At the mention of the name Disraeli, Mark had been transported into a world of his own.


    با ذکر نام دیزرائیلی، مارک به دنیای خودش منتقل شد.

  • Earle has drawn three opponents this year two in his own Democratic primary and a Republican former prosecutor.


    ارل امسال سه رقیب را به خود اختصاص داده است، دو نفر در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات خود و یک دادستان سابق جمهوری خواه.

  • They believe his efforts to avoid spectators may have added to his own injuries.


    آنها بر این باورند که تلاش های او برای دوری از تماشاگران ممکن است بر مصدومیت های او افزوده باشد.

  • He was a tough inquisitor, not sparing his own side as Labour ministers complained.


    همانطور که وزرای کار شکایت کردند، او یک بازپرس سرسخت بود و از طرف خود دریغ نمی کرد.

  • He later had his own studio in Havana, and an expensive playboy lifestyle.


    او بعداً استودیوی شخصی خود را در هاوانا داشت و یک سبک زندگی گران قیمت پلی بوی داشت.

  • Mike Tyson is his own trainer.


    مایک تایسون مربی خودش است.

  • Very strong in his own way not swaggering or throwing his weight about but a great inner strength.


    به روش خودش بسیار قوی است، نه تلنگری یا پرتاب وزنش، بلکه یک قدرت درونی بزرگ است.

example - مثال
  • James has sold his car.


    جیمز ماشینش را فروخته است.

  • He broke his leg skiing.


    او در اسکی پایش شکست.

  • Discuss the reasons the author gives for his or her opinion.


    در مورد دلایلی که نویسنده برای نظر خود آورده است بحث کنید.

  • Jo's got a new boyfriend. Oh really? What's his name?


    جو یک دوست پسر جدید دارد. اوه واقعا؟ اسمش چیه؟

  • The bull tossed his horns.


    گاو نر شاخ هایش را پرت کرد.

  • Did Chris tell you about his winning some money in the lottery?


    آیا کریس در مورد برنده شدن مقداری پول در لاتاری به شما گفته است؟

  • Anyone who drives his car at 100 miles an hour is asking for trouble.


    هرکسی که ماشینش را با سرعت 100 مایل در ساعت رانندگی می‌کند، درخواست مشکل می‌کند.

  • What a cute dog! What's his name?


    چه سگ نازی! اسم او چیست؟

  • People who drive their cars at 100 miles an hour are asking for trouble.


    افرادی که خودروهای خود را با سرعت 100 مایل در ساعت رانندگی می کنند، درخواست مشکل می کنند.

  • Mark just phoned to say he'd left his coat behind. Do you know if this is his?


    مارک فقط تلفن زد و گفت که کتش را جا گذاشته است. آیا می دانید این مال اوست؟

  • He introduced us to some colleagues of his.


    او ما را به تعدادی از همکارانش معرفی کرد.


  • دفتر او دقیقاً جلوتر از شما، در انتهای راهرو است.

  • Joe left his car parked with the lights on.


    جو ماشینش را با چراغ های روشن پارک شده رها کرد.

  • Isn’t this Kevin’s umbrella? I think it’s his.


    آیا این چتر کوین نیست؟ فکر کنم مال خودش باشه

  • Anyone who drives his car that fast is asking for trouble.


    هرکسی که ماشینش را با این سرعت می‌راند، دردسر می‌خواهد.

synonyms - مترادف
  • its


    آن


  • آنها

  • her


    او

antonyms - متضاد

  • مال شما


  • مال خودت

  • thine


    مال تو

  • thy


    تو

لغت پیشنهادی

murkier

لغت پیشنهادی

acclimatization

لغت پیشنهادی

vacancies