people
people - مردم
noun - اسم
UK :
US :
به عنوان جمع «شخص» برای اشاره به مردان، زنان و کودکان استفاده می شود
مردم به طور کلی، یا افرادی غیر از خودتان
افرادی که به یک کشور، نژاد یا منطقه خاص تعلق دارند
برای جلب توجه گروهی از مردم استفاده می شود
مردم به طور کلی
مردم
ordinary people not people who belong to the government or are members of a particular company or organization
مردم عادی، نه افرادی که متعلق به دولت هستند یا عضو یک شرکت یا سازمان خاص هستند
همه افرادی که در یک منطقه خاص زندگی می کنند
همه مردم جهان به عنوان یک گروه در نظر گرفته می شوند
people in general – used especially when talking about their history or development or how something affects their existence. Some people think that the word mankind seems to make women seem unimportant, and prefer to use humankind instead
مردم به طور کلی - به ویژه هنگامی که در مورد تاریخچه یا پیشرفت آنها صحبت می شود، یا اینکه چگونه چیزی بر وجود آنها تأثیر می گذارد استفاده می شود. برخی از مردم فکر می کنند که به نظر می رسد کلمه انسانیت زنان را بی اهمیت جلوه می دهد و ترجیح می دهند به جای آن از انسانیت استفاده کنند.
افرادی که در یک کشور زندگی می کنند - یک استفاده بسیار رسمی
اگر یک کشور یا منطقه توسط افرادی از نوع خاصی سکونت داشته باشد، آنها در آنجا زندگی می کنند
اگر داستان یا تخیل شخصی توسط افرادی از نوع خاصی ساخته شده باشد، مملو از آنهاست
a US magazine that contains short articles and pictures of famous people especially people who appear on television and in films
یک مجله آمریکایی که حاوی مقالات کوتاه و تصاویر افراد مشهور به ویژه افرادی است که در تلویزیون و فیلم ظاهر می شوند.
a British tabloid newspaper sold every Sunday, which is known for printing shocking articles about famous people especially about their relationships and their sexual experiences
یک روزنامه انگلیسی هر یکشنبه به فروش می رسد که به چاپ مقالات تکان دهنده در مورد افراد مشهور، به ویژه در مورد روابط و تجربیات جنسی آنها مشهور است.
men, women, and children
مردان، زنان و کودکان
برای اشاره به همه یا به طور غیر رسمی به گروهی که با آن صحبت می کنید استفاده می شود
مردان و زنانی که در نوع خاصی از کار درگیر هستند
تعداد کثیری از مردان و زنان عادی که در جامعه دارای موقعیت قدرت نیستند
افرادی که کسی با آنها مرتبط است
all the men, women, and children who live in a particular country or who have the same culture or language
همه مردان، زنان و کودکانی که در یک کشور خاص زندگی می کنند یا فرهنگ یا زبان یکسانی دارند
یک جامعه
men, women, and children generally; pl ofperson
به طور کلی مردان، زنان و کودکان؛ pl of person
افراد می توانند به یک گروه خاص اشاره کنند
When you say the people you mean the large number of ordinary men and women who do not have positions of power
وقتی می گویید مردم، منظور شما تعداد زیادی از مردان و زنان عادی است که مناصب قدرتی ندارند
یک فرهنگ یا ملت
اگر یک مکان توسط یک نوع خاص از مردم سکونت داشته باشد، آنها به آنجا نقل مکان کرده اند یا در آنجا زندگی می کنند
افرادی که برای یک سازمان یا شخص خاص کار می کنند
تیم فروش و تبلیغات خود توماس متشکل از 12 نفر در دفتر به اضافه 8 تکرار است.
مردم در مورد افزایش جرم و جنایت بسیار نگران هستند.
مردم گاهی اسم من را مسخره می کنند.
حداقل ده نفر در این تصادف کشته شدند.
افراد زیادی در مهمانی حضور داشتند.
بسیاری از جوانان بیکار هستند.
older people
افراد مسن تر
آنها فقط مردم عادی هستند.
میلیون ها کارگر در حال مبارزه هستند.
مشارکت مردم محلی در این پروژه بسیار مهم است.
poor/rich people
افراد فقیر/ثروتمند
اهل ایمان (= افراد متدین)
ما می خواهیم طرز فکر مردم را تغییر دهیم.
مردم غذاهای تازه و محلی می خواهند.
او می خواست به مردم کمک کند تا توانایی های بالقوه خود را برآورده سازند.
او تمایل دارد مردم را آزار دهد.
مردم آمریکا/فرانسه
black/white people
افراد سیاه/سفید
رنگین پوستان (= افرادی که سفید نیستند)
مردم بومی مکزیک
نشستی با تجار و بانکداران
These garments are intended for professional sports people.
این لباس ها برای ورزشکاران حرفه ای در نظر گرفته شده است.
زندگی مردم عادی
احساس می شد که دولت دیگر با مردم ارتباط ندارد.
پادشاه از مردم خود خواست تا برای جنگ آماده شوند.
داستان رهبر زولو که در تلاش برای آزادی مردمش جان باخت
من چند روزی است که مردمم خانه را تماشا می کنند.
مردم ما همه بسیار آموزش دیده و با انگیزه هستند.
امروز عصر مردم را برای شام می گذارم.
او تعطیلات را با مردمش می گذراند.
او نه تنها یک دولتمرد، بلکه یک مرد مردمی نیز هست.
او از همه مردم باید پاسخ آن را بداند.
بسیاری از مردم بی گناه کشته شدند.
هیئت گردشگری محلی در تلاش است تا افراد بیشتری را به شهر جذب کند.
جامعه
human beings
انسان ها
humans
انسان
humanity
بشریت
humankind
نوع بشر
individuals
اشخاص حقیقی
persons
افراد
mortals
فانی ها
children
فرزندان
Homo sapiens
انسان خردمند
گونه های انسانی
living souls
ارواح زنده
mankind
بشر
men
مردان
دیگران
personages
شخصیت ها
souls
روح ها
women
زنان
زیاد
بسیاری از مردم
men and women
مردان و زنان
رابله
rabblement
گونه ها
جهان
هر کس
بچه ها
guys
نژاد بشر
جین کیو عمومی
Jane Q. Public
جان کیو عمومی
John Q. Public
نیم نگاهی می کند
peeps
animals
حیوانات
creatures
موجودات
organism
ارگانیسم
plants
گیاهان
beasts
جانوران
wildlife
حیات وحش
aliens
بیگانگان
extraterrestrials
فرازمینی ها
fauna
فلور
flora