appear
appear - به نظر می رسد
verb - فعل
UK :
US :
ناپدید شدن
ظهور مجدد
دوباره ظاهر شود
هنگام گفتن اینکه کسی یا چیزی چگونه به نظر می رسد استفاده می شود. ظاهر رسمی تر از آن چیزی است که به نظر می رسد
شروع به دیده شدن، رسیدن یا وجود در مکانی، مخصوصاً ناگهانی
برای شرکت در یک فیلم، نمایش، کنسرت، برنامه تلویزیونی و غیره
در یک فهرست، در یک کتاب یا روزنامه، در یک سند و غیره نوشته یا نشان داده شود
به طور گسترده در دسترس یا شناخته شده در مورد
مراجعه به دادگاه حقوقی یا سایر جلسات رسمی برای دادن اطلاعات، پاسخ به سؤالات و غیره
برای شروع به دیده شدن، به خصوص به طور ناگهانی
خیلی ناگهانی ظاهر شود
به تدریج شروع به دیده شدن کنید
اگر چیزی به چشم بیاید، وقتی به آن نزدیک می شوید شروع به دیدن آن می کنید یا به شما نزدیک تر می شود
اگر خورشید، ماه یا ستارگان بیرون بیایند، ناگهان ظاهر می شوند
اگر جسم یا شخص ترسناک بزرگی ظاهر شود، ناگهان ظاهر می شود
پس از گم شدن یا مفقود شدن دوباره ظاهر شود
شروع به دیده شدن یا حضور داشتن
اگر در دادگاه حاضر شوید، رسماً آنجا هستید زیرا درگیر یک محاکمه هستید
به نظر می رسد
برای اجرای عمومی در یک نمایش، فیلم یا نمایش
برای شروع به وجود یا در دسترس شدن
رسیدن
قابل توجه شدن یا حضور داشتن
ظاهر شدن نیز باید در دسترس باشد
برای اجرای عمومی در یک نمایش، فیلم، رقص یا سایر رویدادهای مشابه
During this initial period it will be necessary to use whatever methods appear appropriate to deal with the patient's distress.
در این دوره اولیه لازم است از هر روشی که برای مقابله با ناراحتی بیمار مناسب به نظر می رسد استفاده شود.
درست در همان لحظه، گیلیان انگار از هیچ جا ظاهر شد.
هاپکینز در فیلم هفته آینده در نقش ویلی لومکس ظاهر خواهد شد.
کارن حدود ساعت 9 در خانه من ظاهر شد.
نیل حوالی ساعت 9 در خانه من ظاهر شد.
نام لورن در جلوی کتاب آمده است.
The boys were well into their training by the time I appeared at the Leander Club on the Sunday morning.
تا زمانی که من صبح یکشنبه در باشگاه لیندر ظاهر شدم، پسرها به خوبی تمرینات خود را شروع کردند.
چهره ای کنار پنجره ظاهر شد.
صدای ضربه ای شنیدم و صورت لیلا پشت پنجره ظاهر شد.
سه روز بعد یک بثورات ظاهر شد.
علائم معمولاً در عرض دو تا سه روز ظاهر می شوند.
گربه ای ناگهان از ناکجاآباد ظاهر شد.
دود در افق ظاهر شد.
یک اتوبوس در گوشه ای ظاهر شد.
پوسترهای این کنسرت در سراسر شهر ظاهر شد.
شاخه های جدید به تازگی در پایه گیاه ظاهر می شوند.
دانشمندان مطمئن نیستند که این ویروس برای اولین بار چه زمانی ظاهر شد.
آثار او در دهه 1960 در صحنه ظاهر شد.
پستانداران از چه زمانی روی زمین ظاهر شدند؟
این مشکل ابتدا در داخل شهرها ظاهر شد.
او اصلاً از این خبر متعجب به نظر نمی رسید.
Everything appeared normal at first.
در ابتدا همه چیز عادی به نظر می رسید.
اکنون به نظر می رسد که مدرسه تعطیل خواهد شد.
بعید به نظر می رسد که نرخ بهره بیشتر کاهش یابد.
او یک فرد کاملاً عادی به نظر می رسد.
به نظر می رسید این زوج هیچ نقطه مشترکی با هم ندارند.
به نظر می رسد این ویدئو یک ماشین را در حال عبور از دیوار یک خانه نشان می دهد.
به نظر می رسید که او در اواخر سی سالگی است.
به نظر می رسید که نمی دانستند چه اتفاقی دارد می افتد.
به نظر می رسد اشتباهی رخ داده است.
به نظر می رسد که این یک مشکل بزرگ است.
غروب خورشید باعث شد که انگار دریا از طلا ساخته شده باشد.
کتاب جدید او در بهار منتشر خواهد شد.
برای جلوگیری از انتشار این خبر در روزنامه های سراسری خیلی دیر شده بود.
این ادعاها در مستندی که در آینده منتشر خواهد شد.
او در بیش از 60 فیلم سینمایی ظاهر شده است.
او مرتباً در تلویزیون ظاهر می شود.
او در حال حاضر به عنوان جولیت در خانه نمایش لیورپول ظاهر می شود.
تا ساعت ده لی هنوز ظاهر نشده بود.
به نظر می رسد
نگاه کن
احساس کنید
عمل کنید
شبیه
صدا
بیرون آمدن به عنوان
اعتصاب به عنوان
شما را به عنوان
به عنوان
وجود دارد
ایده بده
این تصور را ایجاد کند
احساس بودن را ایجاد کند
هوای هستی را داشته باشد
ظاهر را داشته باشد
طوری نگاه کن که انگار
به یکی به عنوان رخ می دهد
ظاهر بودن را دارند
طوری نگاه کن که انگار یکی هست
اعتصاب به عنوان وجود
ساختن
هر نشانه ای از بودن را ارائه دهد
تصوری از بودن بدهد
به عنوان موجود
هر نشانه ای از بودن را نشان دهد
به هر ظاهری از وجود