appear

base info - اطلاعات اولیه

appear - به نظر می رسد

verb - فعل

/əˈpɪr/

UK :

/əˈpɪə(r)/

US :

family - خانواده
appearance
ظاهر
disappearance
ناپدید شدن
reappearance
ظهور مجدد
disappear
ناپدید می شوند
reappear
دوباره ظاهر شود
google image
نتیجه جستجوی لغت [appear] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Three days later a rash appeared.


    سه روز بعد یک بثورات ظاهر شد.

  • Symptoms usually start appearing within two to three days.


    علائم معمولاً در عرض دو تا سه روز ظاهر می شوند.

  • A cat suddenly appeared out of nowhere.


    گربه ای ناگهان از ناکجاآباد ظاهر شد.

  • Smoke appeared on the horizon.


    دود در افق ظاهر شد.

  • A bus appeared around the corner.


    یک اتوبوس در گوشه ای ظاهر شد.

  • Posters for the gig appeared all over town.


    پوسترهای این کنسرت در سراسر شهر ظاهر شد.

  • New shoots are just appearing at the base of the plant.


    شاخه های جدید به تازگی در پایه گیاه ظاهر می شوند.

  • Scientists are unsure when the virus first appeared.


    دانشمندان مطمئن نیستند که این ویروس برای اولین بار چه زمانی ظاهر شد.

  • His work began to appear on the scene in the 1960s.


    آثار او در دهه 1960 در صحنه ظاهر شد.

  • When did mammals appear on the earth?


    پستانداران از چه زمانی روی زمین ظاهر شدند؟

  • This problem first appeared in the inner cities.


    این مشکل ابتدا در داخل شهرها ظاهر شد.

  • She didn't appear at all surprised at the news.


    او اصلاً از این خبر متعجب به نظر نمی رسید.

  • Everything appeared normal at first.


    در ابتدا همه چیز عادی به نظر می رسید.

  • It now appears likely that the school will be closed down.


    اکنون به نظر می رسد که مدرسه تعطیل خواهد شد.

  • It appears unlikely that interest rates will fall further.


    بعید به نظر می رسد که نرخ بهره بیشتر کاهش یابد.

  • He appears a perfectly normal person.


    او یک فرد کاملاً عادی به نظر می رسد.

  • The couple appeared to have nothing in common.


    به نظر می رسید این زوج هیچ نقطه مشترکی با هم ندارند.

  • The video appears to show a car driving through the wall of a house.


    به نظر می رسد این ویدئو یک ماشین را در حال عبور از دیوار یک خانه نشان می دهد.

  • She appeared to be in her late thirties.


    به نظر می رسید که او در اواخر سی سالگی است.

  • They appeared not to know what was happening.


    به نظر می رسید که نمی دانستند چه اتفاقی دارد می افتد.

  • There appears to have been a mistake.


    به نظر می رسد اشتباهی رخ داده است.

  • It appears that there has been a mistake.


    به نظر می رسد که این یک مشکل بزرگ است.

  • It would appear that this was a major problem.


    غروب خورشید باعث شد که انگار دریا از طلا ساخته شده باشد.

  • The sunset made it appear as if the sea was made of gold.


    کتاب جدید او در بهار منتشر خواهد شد.

  • His new book will be appearing in the spring.


    برای جلوگیری از انتشار این خبر در روزنامه های سراسری خیلی دیر شده بود.

  • It was too late to prevent the story from appearing in the national newspapers.


    این ادعاها در مستندی که در آینده منتشر خواهد شد.

  • These allegations appear in a forthcoming documentary.


    او در بیش از 60 فیلم سینمایی ظاهر شده است.

  • He has appeared in over 60 movies.


    او مرتباً در تلویزیون ظاهر می شود.

  • She regularly appears on TV.


    او در حال حاضر به عنوان جولیت در خانه نمایش لیورپول ظاهر می شود.

  • She is currently appearing as Juliet at the Liverpool Playhouse.


    تا ساعت ده لی هنوز ظاهر نشده بود.

  • By ten o'clock Lee still hadn't appeared.


synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • be


    بودن

  • are


    هستند


  • بدن

  • is


    است


  • ماندن

  • bodies


    باقی

  • remains


    نمونه می کند

  • typifies


    به عنوان عمل می کند

  • acts as


    وجود دارد به عنوان

  • exists as


    عملکرد به عنوان

  • functions as


    به عنوان زندگی می کند

  • lives as


    عملکرد را انجام می دهد

  • performs the function of


    به عنوان خدمت می کند

  • serves as


    معلوم می شود

  • turns out to be


لغت پیشنهادی

elections

لغت پیشنهادی

signal

لغت پیشنهادی

disrespect