concert
concert - کنسرت
noun - اسم
UK :
US :
a performance given by musicians or singers
اجرای نوازندگان یا خوانندگان
اجرای موسیقی توسط یک یا چند نوازنده یا خواننده
اجرای موسیقی توسط یک یا چند نوازنده
Oh and 45 world-famous orchestras, 21 conductors, 18 concert pianists and the Nobel Prize Committee.
اوه، و 45 ارکستر مشهور جهان، 21 رهبر رهبر، 18 پیانیست کنسرت و کمیته جایزه نوبل.
اجراکنندگان مختلف کنسرتی از موسیقی برادوی را به نفع خیریه های ایدز ارائه خواهند کرد.
Magee College hosts a programme of special events that includes art exhibitions and concerts by folk musicians of local and national reputation.
کالج Magee میزبان برنامهای از رویدادهای ویژه است که شامل نمایشگاههای هنری و کنسرتهای موسیقیدانان محلی با شهرت محلی و ملی است.
امروز بعدازظهر یک کنسرت گروه رایگان در پارک رید برگزار میشود.
آماندا امسال یک سولو در کنسرت کر مدرسه دارد.
می خواستم قبل از کنسرت با پیانیست معروف صحبت کنم.
آنها می دانند که او به رویدادها هماهنگ با چشم انداز و ارزش های شناخته شده پاسخ می دهد.
اما این شب از کنسرت های یکشنبه شب متفاوت بود.
برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 740-0126 کنسرت ریالتو تماس بگیرید.
Over the past four years the concerts have raised more than £1,300 and have become one of the highlights of the village year.
در طول چهار سال گذشته کنسرت ها بیش از 1300 پوند جمع آوری کرده اند و به یکی از برجسته های سال روستا تبدیل شده اند.
شرکت کردن/رفتن به کنسرت
این ارکستر در ماه ژانویه کنسرتی در میامی برگزار کرد.
مجموعه ای از کنسرت ها که توسط انجمن موسیقی مجلسی آکسفورد برگزار می شود
کنسرت کلاسیک/راک/پاپ
کنسرت خیریه/منافع
آنها در کنسرت در ومبلی آرنا هستند.
آنها همچنین در کنسرتی در رم ماه گذشته اجرا کردند.
کنسرت موسیقی باخ
با گروه هایی که از آنها متنفر بودم به کنسرت کشیده شدم.
کنسرت جمع آوری کمک مالی برای قربانیان سونامی
یک سالن کنسرت
یک پیانیست کنسرت/تور/سریال
او کنسرت خداحافظی خود را به عنوان مدیر موسیقی ارکستر اولستر برگزار خواهد کرد.
او در یک کنسرت گالا برای تجلیل از موسیقی استفان ساندهیم خواند.
ملکه در یک کنسرت جشن در سالن رویال فستیوال شرکت کرد.
این گروه بزرگترین کنسرت سال خود را برگزار می کند.
این ارکستر آخرین کنسرت فصل خود را فردا اجرا می کند.
ما یک کنسرت برای خیریه ترتیب می دهیم.
کنسرت موسیقی نظامی
آنها کنسرتی از موسیقی راخمانینوف و پروکوفیف اجرا کردند.
ما میوز را در کنسرت جشنواره ریدینگ دیدیم.
کنسرت پاپ/کلاسیک
کنسرت مدرسه
نشان می دهد
کارایی
recital
رسیتال
gig
کنسرت
ارائه
تولید
musicale
موزیکال
prom
پارتی
festival
جشنواره
راک فستیوال
rockfest
اجرای موسیقی
جلسه جام جم
jam session
سرگرمی موسیقی
جشنواره موسیقی
music festival
کنسرت پاپ
کنسرت تفرجگاهی
promenade concert
کنسرت موسیقی راک
بازی
تماشایی
spectacle
سرگرمی
عمل کنید
صحنه سازی
staging
نمایش
اجرای تئاتر
theatrical performance
ماتین
matinee
کاباره
cabaret
عملکرد عمومی
قطعه
ظاهر
اپرا
opera
disagreement
اختلاف نظر
disharmony
ناهماهنگی
disunity
نفاق
discord
اختلاف
hostility
خصومت
disturbance
اختلال
hatred
نفرت
agitation
تحریک
تقسیم
dissent
مخالفت
disunion
جدایی
noncooperation
عدم همکاری
تعارض
severance
از هم گسیختگی
dissonance
شقاق
discordance
رقابت
dissension
تقسیم بندی
dissidence
شکاف
جدایش، جدایی
disjuncture
دعوای درونی
schism
دعوا کردن
rivalry
عدم توافق
partition
تفکیک
separation
infighting
inharmony
discordancy
feuding
disaccord
disjunction