concert

base info - اطلاعات اولیه

concert - کنسرت

noun - اسم

/ˈkɑːnsərt/

UK :

/ˈkɒnsət/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [concert] در گوگل
description - توضیح
  • a performance given by musicians or singers


    اجرای نوازندگان یا خوانندگان

  • a performance of music by one or more musicians or singers


    اجرای موسیقی توسط یک یا چند نوازنده یا خواننده


  • اجرای موسیقی توسط یک یا چند نوازنده

  • Oh and 45 world-famous orchestras, 21 conductors, 18 concert pianists and the Nobel Prize Committee.


    اوه، و 45 ارکستر مشهور جهان، 21 رهبر رهبر، 18 پیانیست کنسرت و کمیته جایزه نوبل.

  • Various performers will present a concert of Broadway music to benefit AIDS charities.


    اجراکنندگان مختلف کنسرتی از موسیقی برادوی را به نفع خیریه های ایدز ارائه خواهند کرد.

  • Magee College hosts a programme of special events that includes art exhibitions and concerts by folk musicians of local and national reputation.


    کالج Magee میزبان برنامه‌ای از رویدادهای ویژه است که شامل نمایشگاه‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی‌دانان محلی با شهرت محلی و ملی است.

  • There's a free band concert in Reid Park this afternoon.


    امروز بعدازظهر یک کنسرت گروه رایگان در پارک رید برگزار می‌شود.

  • Amanda has a solo in the school chorus concert this year.


    آماندا امسال یک سولو در کنسرت کر مدرسه دارد.

  • I wanted to talk to the famous pianist before his concert.


    می خواستم قبل از کنسرت با پیانیست معروف صحبت کنم.

  • He or she will they know respond to events in concert with the vision and known values.


    آنها می دانند که او به رویدادها هماهنگ با چشم انداز و ارزش های شناخته شده پاسخ می دهد.

  • But this night was different form the Sunday-night concerts.


    اما این شب از کنسرت های یکشنبه شب متفاوت بود.

  • Call the Rialto concert hotline, 740-0126, for more information.


    برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 740-0126 کنسرت ریالتو تماس بگیرید.

  • Over the past four years the concerts have raised more than £1,300 and have become one of the highlights of the village year.


    در طول چهار سال گذشته کنسرت ها بیش از 1300 پوند جمع آوری کرده اند و به یکی از برجسته های سال روستا تبدیل شده اند.

example - مثال
  • to attend/go to a concert


    شرکت کردن/رفتن به کنسرت

  • The orchestra gave a concert in Miami in January.


    این ارکستر در ماه ژانویه کنسرتی در میامی برگزار کرد.

  • a series of concerts organized by the Oxford Chamber Music Society


    مجموعه ای از کنسرت ها که توسط انجمن موسیقی مجلسی آکسفورد برگزار می شود

  • a classical/rock/pop concert


    کنسرت کلاسیک/راک/پاپ

  • a benefit/charity concert


    کنسرت خیریه/منافع

  • They're in concert at Wembley arena.


    آنها در کنسرت در ومبلی آرنا هستند.

  • They also performed at a concert in Rome last month.


    آنها همچنین در کنسرتی در رم ماه گذشته اجرا کردند.


  • کنسرت موسیقی باخ

  • I got dragged along to concerts by bands I hated.


    با گروه هایی که از آنها متنفر بودم به کنسرت کشیده شدم.

  • a fundraising concert for tsunami victims


    کنسرت جمع آوری کمک مالی برای قربانیان سونامی


  • یک سالن کنسرت

  • a concert pianist/tour/series


    یک پیانیست کنسرت/تور/سریال

  • He will be giving his farewell concert as Music Director of the Ulster Orchestra.


    او کنسرت خداحافظی خود را به عنوان مدیر موسیقی ارکستر اولستر برگزار خواهد کرد.

  • She sang at a gala concert to celebrate the music of Stephen Sondheim.


    او در یک کنسرت گالا برای تجلیل از موسیقی استفان ساندهیم خواند.

  • The Queen attended a gala concert at the Royal Festival Hall.


    ملکه در یک کنسرت جشن در سالن رویال فستیوال شرکت کرد.

  • The band is putting on its biggest concert of the year.


    این گروه بزرگترین کنسرت سال خود را برگزار می کند.

  • The orchestra performs its final concert of the season tomorrow.


    این ارکستر آخرین کنسرت فصل خود را فردا اجرا می کند.

  • We're organizing a concert for charity.


    ما یک کنسرت برای خیریه ترتیب می دهیم.


  • کنسرت موسیقی نظامی

  • They performed a concert of music by Rachmaninoff and Prokofiev.


    آنها کنسرتی از موسیقی راخمانینوف و پروکوفیف اجرا کردند.

  • We saw Muse in concert at Reading Festival.


    ما میوز را در کنسرت جشنواره ریدینگ دیدیم.

  • a pop/classical concert


    کنسرت پاپ/کلاسیک


  • کنسرت مدرسه

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • disagreement


    اختلاف نظر

  • disharmony


    ناهماهنگی

  • disunity


    نفاق

  • discord


    اختلاف

  • hostility


    خصومت

  • disturbance


    اختلال

  • hatred


    نفرت

  • agitation


    تحریک


  • تقسیم

  • dissent


    مخالفت

  • disunion


    جدایی

  • noncooperation


    عدم همکاری


  • تعارض

  • severance


    از هم گسیختگی

  • dissonance


    شقاق

  • discordance


    رقابت

  • dissension


    تقسیم بندی

  • dissidence


    شکاف


  • جدایش، جدایی

  • disjuncture


    دعوای درونی

  • schism


    دعوا کردن

  • rivalry


    عدم توافق

  • partition


    تفکیک


  • separation


  • infighting


  • inharmony


  • discordancy


  • feuding


  • disaccord


  • disjunction


لغت پیشنهادی

adaptable

لغت پیشنهادی

micah

لغت پیشنهادی

Anglo-Saxon