for
for - برای
preposition - حرف اضافه
UK :
US :
برای گفتن اینکه چه کسی قرار است چیزی را بدست آورد یا استفاده کند یا جایی که قرار است از چیزی استفاده شود استفاده می شود
برای کمک به کسی یا چیزی
برای گفتن اینکه هدف یک شی، عمل و غیره چیست استفاده می شود
برای داشتن، انجام دادن، بدست آوردن یا به دست آوردن چیزی
برای گفتن اینکه یک عمل یا وضعیت تا چه مدت ادامه دارد استفاده می شود
برای صحبت در مورد فاصله استفاده می شود
اگر چیزی برای یک زمان خاص ترتیب داده شود، برنامه ریزی شده است که در آن زمان اتفاق بیفتد
معمولاً می گفت که یک شخص، وسیله نقلیه و غیره کجا می رود
برای گفتن اینکه قیمت یا ارزش چیزی چیست استفاده می شود
به دلیل یا در نتیجه چیزی
گفته می شود که گفته یا سوال شما به کدام چیز یا شخص مربوط می شود
برای گفتن اینکه احساسات شما به سمت کدام شخص یا چیزی است
می گفت در کدام وعده غذایی چیزی می خورید
می گفت به کدام شرکت، تیم و غیره تعلق دارید
حمایت یا توافق با چیزی یا کسی
برای بیان معنای کلمه یا علامت استفاده می شود
used to say that a particular quality of someone or something is surprising when you consider what they are
زمانی می گفت که کیفیت خاصی از کسی یا چیزی تعجب آور است، وقتی که آنها را در نظر بگیرید
به عنوان نماینده مردم دیگر
برای گفتن آنچه ممکن است، دشوار، ضروری، غیر معمول و غیره استفاده می شود
برای معرفی دلیل چیزی استفاده می شود
مخفف FREE ON RAIL
در نظر گرفته شده است به
داشتن هدف از
بدون
برای نشان دادن مقدار زمان یا مسافت استفاده می شود
به مناسبت یا در زمان
برای مقایسه یک چیز با چیزهای مشابه استفاده می شود
می گفت فلانی مسئولیت کیست
در حمایت یا در توافق با
تائید یا حمایت بسیار از چیزی
یک نامه برای شما وجود دارد.
این یک کتاب برای کودکان است.
یک میز جدید برای اتاق ناهارخوری گرفتیم.
این مکان برای من است (= من آن را بسیار دوست دارم).
چه کاری می توانم برای شما انجام دهم (= چگونه می توانم به شما کمک کنم)؟
آیا می توانید این نامه را برای من ترجمه کنید؟
وقتی مریض بود برایش کلاس می رفتم.
سربازانی که برای کشورشان می جنگند
دستگاهی برای برش نان
بیا برویم قدم بزنیم.
آیا انگلیسی را برای لذت یاد می گیرید یا برای کارتان؟
این کار را برای چه انجام دادی (= چرا چنین کردی)؟
این شهر به خاطر کلیسای جامعش معروف است.
او برای تولدم یک ساعت به من داد.
او برای شجاعت جایزه گرفت.
از خنده نمیتونستم حرف بزنم
از ترس آزار دادنش جوابی نداد.
برای مشاوره نزد من آمد.
For more information call this number.
برای اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید.
بیش از پنجاه متقاضی برای این شغل وجود داشت.
چند روزه میرم
این همه اخباری است که در حال حاضر وجود دارد.
جاده کیلومترها و مایل ها ادامه داشت.
آیا این اتوبوس برای شیکاگو است؟
او می دانست که سرنوشت او برای آینده ای عالی است.
an appointment for May 12
یک قرار برای 12 می
We're invited for 7.30.
ما برای ساعت 7.30 دعوت شده ایم.
من برای آخرین بار به شما هشدار می دهم - صحبت نکنید!
نسخه های هر کدام دو دلار موجود است.
من این دو بطری را با آن یکی عوض می کنم.
او برای یک شرکت بیمه کار می کند.