for

base info - اطلاعات اولیه

for - برای

preposition - حرف اضافه

/fər/

UK :

/fə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [for] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There's a letter for you.


    یک نامه برای شما وجود دارد.

  • It's a book for children.


    این یک کتاب برای کودکان است.

  • We got a new table for the dining room.


    یک میز جدید برای اتاق ناهارخوری گرفتیم.

  • This is the place for me (= I like it very much).


    این مکان برای من است (= من آن را بسیار دوست دارم).

  • What can I do for you (= how can I help you)?


    چه کاری می توانم برای شما انجام دهم (= چگونه می توانم به شما کمک کنم)؟


  • آیا می توانید این نامه را برای من ترجمه کنید؟

  • I took her classes for her while she was sick.


    وقتی مریض بود برایش کلاس می رفتم.


  • سربازانی که برای کشورشان می جنگند

  • a machine for slicing bread


    دستگاهی برای برش نان

  • Let's go for a walk.


    بیا برویم قدم بزنیم.

  • Are you learning English for pleasure or for your work?


    آیا انگلیسی را برای لذت یاد می گیرید یا برای کارتان؟

  • What did you do that for (= Why did you do that)?


    این کار را برای چه انجام دادی (= چرا چنین کردی)؟

  • The town is famous for its cathedral.


    این شهر به خاطر کلیسای جامعش معروف است.

  • She gave me a watch for my birthday.


    او برای تولدم یک ساعت به من داد.

  • He got an award for bravery.


    او برای شجاعت جایزه گرفت.

  • I couldn't speak for laughing.


    از خنده نمیتونستم حرف بزنم

  • He didn’t answer for fear of hurting her.


    از ترس آزار دادنش جوابی نداد.

  • He came to me for advice.


    برای مشاوره نزد من آمد.


  • برای اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید.

  • There were over fifty applicants for the job.


    بیش از پنجاه متقاضی برای این شغل وجود داشت.

  • I'm going away for a few days.


    چند روزه میرم

  • That's all the news there is for now.


    این همه اخباری است که در حال حاضر وجود دارد.

  • The road went on for miles and miles.


    جاده کیلومترها و مایل ها ادامه داشت.

  • Is this the bus for Chicago?


    آیا این اتوبوس برای شیکاگو است؟

  • She knew she was destined for a great future.


    او می دانست که سرنوشت او برای آینده ای عالی است.


  • یک قرار برای 12 می

  • We're invited for 7.30.


    ما برای ساعت 7.30 دعوت شده ایم.

  • I'm warning you for the last time—stop talking!


    من برای آخرین بار به شما هشدار می دهم - صحبت نکنید!

  • Copies are available for two dollars each.


    نسخه های هر کدام دو دلار موجود است.

  • I'll swap these two bottles for that one.


    من این دو بطری را با آن یکی عوض می کنم.

  • She's working for an insurance company.


    او برای یک شرکت بیمه کار می کند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

annal

لغت پیشنهادی

albinism

لغت پیشنهادی

mitigate