upon
upon - بر
preposition - حرف اضافه
UK :
US :
به معنای روی یا روی استفاده می شود
اگر زمان یا رویدادی پیش روی شما باشد، در شرف وقوع است
بر
چیزی باشد که کسی به زودی آن را تجربه کند یا باید با آن دست و پنجه نرم کند
Upon می تواند برای نشان دادن اینکه چیزی به زودی پس از آن اتفاق می افتد، و اغلب به دلیل چیز دیگری استفاده می شود
دوستانش با حسادت به او نگاه می کنند.
ابر تاریکی بر دره فرود آمد.
این تصمیم بر اساس دو ملاحظات بود.
مایل به مایل جاده غبارآلود
هزاران هزار نامه
روزی روزگاری شاهزاده خانم زیبایی بود.
فصل تابستان تقریباً دوباره به آنها رسیده بود.
روی سرش کلاه مخملی مشکی بر سر داشت.
شما هرگز نمی توانید بر اهمیت ایمنی تاکید کافی داشته باشید.
به محض ورود (= به محض ورود)، لطفاً به میز پذیرش گزارش دهید.
چند هفته دیگر و بهار در راه است.
این بستگی به شرایط دارد.
او اصرار داشت که حقیقت را بداند.
با شنیدن این خبر خوب، همه ما به مورفی تبریک گفتیم.
بر
به سوی
atop
در بالا
بر فراز
در برابر
در بالای
لم دادن روی
lying on
استراحت در
resting on
نشستن روی
sitting on
پشتیبانی شده توسط
supported by
در تماس با
در سراسر
پوشش
به گونه ای که پوشش دهد
covering
توسط
بیشتر از
بالاتر از
سرازیر شدن
higher than
پوشاندن
از این سر تا سر دیگر
عبور از
straddling
مشرف
در کشتی
لمس کردن
crossing
جنب
overlooking
با تکیه بر
aboard
touching
leaning on