upon

base info - اطلاعات اولیه

upon - بر

preposition - حرف اضافه

/əˈpɑːn/

UK :

/əˈpɒn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [upon] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The decision was based upon two considerations.


    این تصمیم بر اساس دو ملاحظات بود.

  • mile upon mile of dusty road


    مایل به مایل جاده غبارآلود

  • thousands upon thousands of letters


    هزاران هزار نامه

  • Once upon a time there was a beautiful princess.


    روزی روزگاری شاهزاده خانم زیبایی بود.


  • فصل تابستان تقریباً دوباره به آنها رسیده بود.

  • Upon her head she wore a black velvet hat.


    روی سرش کلاه مخملی مشکی بر سر داشت.


  • شما هرگز نمی توانید بر اهمیت ایمنی تاکید کافی داشته باشید.

  • Upon your arrival (= as soon as you arrive), please report to the reception desk.


    به محض ورود (= به محض ورود)، لطفاً به میز پذیرش گزارش دهید.


  • چند هفته دیگر و بهار در راه است.

  • That depends upon the circumstances.


    این بستگی به شرایط دارد.

  • She insisted upon knowing the truth.


    او اصرار داشت که حقیقت را بداند.

  • Upon hearing the good news we all congratulated Murphy.


    با شنیدن این خبر خوب، همه ما به مورفی تبریک گفتیم.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

afterlife

لغت پیشنهادی

boxwood

لغت پیشنهادی

bank