your

base info - اطلاعات اولیه

your - شما

determiner - تعیین کننده

/jʊr/

UK :

/jɔː(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [your] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I like your dress.


    من لباستو دوست دارم

  • Excuse me is this your seat?


    ببخشید اینجا صندلی شماست؟

  • The bank is on your right.


    بانک سمت راست شماست.

  • Dentists advise you to have your teeth checked every six months.


    دندانپزشکان به شما توصیه می کنند که هر شش ماه یک بار دندان های خود را چک کنید.

  • In Japan you are taught great respect for your elders.


    در ژاپن به شما یاد می دهند که برای بزرگترهای خود احترام زیادی قائل شوید.

  • This is your typical English pub.


    این میخانه معمولی انگلیسی شماست.

  • You and your bright ideas!


    شما و ایده های روشن شما!

  • Your Majesty


    اعلیحضرت

  • Your Excellency


    عالیجناب

  • Is this your bag?


    این کیف شماست؟

  • It's not your fault.


    تقصیر تو نیست.

  • Your mother is driving me crazy.


    مادرت داره دیوونم میکنه

  • What's your problem?


    مشکلت چیه؟


  • مطمئناً شما بهترین ها را برای فرزندان خود می خواهید.

  • Garlic is good for your blood.


    سیر برای خون شما مفید است.

  • This isn't your usual science fiction novel but then Brinkworth isn't exactly your typical author.


    این رمان علمی تخیلی معمول شما نیست، اما برینکورت دقیقاً نویسنده معمولی شما نیست.

  • Is this your umbrella?


    این چتر شماست؟

  • Let’s take your car because it has more room than mine.


    بیایید ماشین شما را ببریم زیرا فضای بیشتری نسبت به من دارد.

  • Exercise is good for your health.


    ورزش برای سلامتی شما مفید است.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

droopy

لغت پیشنهادی

addictions

لغت پیشنهادی

pardoned