novel
novel - رمان
noun - اسم
UK :
US :
یک داستان مکتوب طولانی که در آن شخصیت ها و رویدادها معمولاً تخیلی هستند
مانند هر چیز قبلی شناخته شده نیست، و غیر معمول یا جالب است
یک داستان طولانی چاپ شده در مورد شخصیت ها و رویدادهای خیالی
جدید و اصلی، مثل چیزی که قبلا دیده شده نیست
برای اشاره به سویه (= نوع) جدیدی از ویروس استفاده می شود که قبلاً دیده نشده است
داستانی طولانی و چاپ شده درباره شخصیت ها و رویدادهای خیالی
جدید و اصلی؛ مثل چیزی که قبلا دیده شده نیست
این فیلم بر اساس رمانی از آن تایلر ساخته شده است.
من شروع به برنامه ریزی برای یک رمان کردم.
My experience was limited largely to news and news feature writing until recently when I ventured to write a novel.
تجربه من تا چندی پیش، زمانی که جرأت کردم رمان بنویسم، تا حد زیادی محدود به اخبار و ویژگی های خبری بود.
رمانی از جان ایروینگ
باتلر همچنین چندین رمان تاریخی با نام مستعار جنی ملویل نوشته است.
رمان بعدی در بیشتر دوره خود، همه اینها را بدیهی می داند.
This is the study where Hemingway wrote the legendary novels 'Death in the Afternoon' and 'For Whom the Bell Tolls'.
این مطالعه ای است که همینگوی رمان های افسانه ای مرگ در بعدازظهر و زنگ برای چه کسی به صدا در می آید را نوشت.
The new novel usually starts from where one is, seldom from a vision of a lost world or future utopia.
رمان جدید معمولاً از جایی شروع میشود، به ندرت از رویایی از دنیای گمشده یا اتوپیای آینده.
به عنوان یک زندگی، مواد تشکیل دهنده یک رمان عاشقانه پرفروش یا فیلم لباس حماسی را داشت.
برهنههای جانستون مانند روی جلد رمانهای عاشقانه به نظر میرسند.
Nathalie Sarraute's novels could be claimed to display autonomy and reflexivity, despite her preoccupation with such a mimetic project.
میتوان ادعا کرد که رمانهای ناتالی ساروت، علیرغم مشغله او به چنین پروژه تقلیدی، خودمختاری و بازتابی را نشان میدهند.
رمان جدید سیدنی شلتون قرار است اواخر سال برای فیلم اقتباس شود.
چنین رمانی هرگز نوشته نشده است.
The novel contains a number of important historical accidents which reveal the heavy hand of the author.
این رمان شامل تعدادی از حوادث مهم تاریخی است که دست سنگین نویسنده را آشکار می کند.
برای نوشتن / انتشار / خواندن یک رمان
detective/historical/romantic novels
رمان های پلیسی / تاریخی / عاشقانه
رمان های جین آستن
آخرین رمان او در کورنوال می گذرد.
یک رمان پرفروش
اولین رمان های اسمیت در سال 1949 پرفروش شد.
رمان در بین تمام اشکال ادبی سازگارترین است.
اولین رمان او سرانجام برای انتشار پذیرفته شد.
من یک نسخه از رمان گراهام گرین را در قطار با خودم بردم.
یک روز قرار است رمان بزرگ آمریکایی را بنویسم.
رمان های ساموئل ریچاردسون همگی از نظر شکلی اپیستولاری هستند.
او اولین رمان خود را در سن 53 سالگی به پایان رساند.
این رمان بر اساس یک داستان واقعی زندگی بود.
داستان این رمان در شهر کوچکی در فرانسه می گذرد.
رمانی در مورد بزرگ شدن
جایزه بهترین رمان اول سال
adapting the novel for television
اقتباس از رمان برای تلویزیون
رمان تحسین شده او
اتفاقاتی که الهام بخش رمان هستند
اولین رمان او در سال 1934 منتشر شد.
یک رمان شومیز
historical/romantic novels
رمان های تاریخی/عاشقانه
آیا هیچ یک از رمان های جین آستن را خوانده اید؟
آخرین رمان او واقعاً فروش خوبی دارد.
یک ایده/پیشنهاد بدیع
نگهداری یک گوسفند در باغ یک روش جدید برای کوتاه نگه داشتن علف است!
پاتوژن COVID-19 یک کروناویروس جدید است.
یک ویروس جدید در خوکی ارتباط نزدیکی با ویروس هپاتیت E انسانی دارد.
literary/romance novels
رمان های ادبی/عاشقانه
تازه
جدید
اصلی
unfamiliar
نا آشنا
ناهمسان
غیر معمول
innovative
خلاقانه
عجیب
unconventional
غیر متعارف
unorthodox
بی سابقه
unprecedented
پیشرفته
آوانگارد
avant-garde
خلاق
تخیلی
imaginative
نوآورانه
innovational
مبتکر
innovatory
نوین
inventive
نادر
مفرد
منحصر بفرد
singular
ناشناخته
آینده نگر
پیشگامانه
futuristic
نوپا
groundbreaking
پیشگام
newfangled
انقلابی
pioneering
دنباله دار
revolutionary
خارجی
trailblazing
uncommon
exotic
hackneyed
هک شده
قدیمی
آشنا
unoriginal
غیر اصلی
clichéd
کلیشه ای
customary
مرسوم
overused
بیش از حد استفاده شده است
مشترک
worn
پوشیده
cliched
کلیشه شده
banal
پیش پا افتاده
stale
کهنه
threadbare
نخ نما
truistic
واقع بین
unimaginative
بی خیال
bromidic
برومیدیک
trite
بیش از حد
overdone
دلخراش
platitudinous
قابل پیش بینی
predictable
مشتق
خسته
derivative
بدون الهام
زمانه
uninspired
زمان فرسوده
time-honored
گرم شد
time-worn
خوش پوش
warmed-over
فرسوده
well-worn
کلاه قدیمی
worn-out
stereotyped
