hat
hat - کلاه
noun - اسم
UK :
US :
تکه لباسی که روی سرت می پوشی
پوششی برای سر که جزئی از لباس نیست
برای اشاره به یکی از مشاغل یا مسئولیتهای مختلفی که شخصی دارد استفاده میشود
یک تکه لباس برای سر
In his Roos-Atkins collapsible hat and safari jacket he might have stepped from the pages of Field and Stream.
با کلاه تاشو و ژاکت سافاری Roos-Atkins خود، ممکن است از صفحات فیلد و استریم خارج شده باشد.
یک کلاه گاوچرانی
Peasants in cowboy hats have replaced well-heeled tourists beside a pool now filled only with two inches of green scum.
دهقانانی با کلاه گاوچرانی جای گردشگران پاشنه بلند را در کنار استخری گرفته اند که اکنون فقط با دو اینچ تفاله سبز پر شده است.
یک کلاه حصیری بزرگ
جلوه عجیبی ایجاد کرد، زیرا در حالی که سرش را تکان می داد، همچنان با کلاه حصیری خود را هوا می زد.
برخی از زنان توانستند به بافتن کلاه حصیری، کلاه و حصیر روی بیاورند.
او یک کلاه بزرگ حصیری سفید به سر داشت و انگار تازه به کلیسا رفته بود.
الیور به نشانه اعتراف کنایه آمیز از سالی، کلاه کتک خورده اش را از سر برداشت.
کلاه حصیری/پشمی
کلاه گذاشتن
کلاه گذاشتن/برداشتن
برای داشتن کلاه
من امشب دو کلاه بر سر دارم، پدر و مادر و معلم.
من این را با کلاه وکیلم به شما می گویم، متوجه شدید.
شرکت نمی تواند از من انتظار داشته باشد که خانه و خانواده ام را در یک کلاه جابجا کنم.
این خانه های چند میلیون دلاری چیزی بیش از یک مکان برای آویزان کردن کلاه شما هستند.
تحقیق جالب است، اما شما نمی توانید کلاه خود را به آن آویزان کنید.
اگه سر وقت بیاد من کلاهمو میخورم!
او بقیه بازیگران را به یک کلاه خمیده می کوبد.
او یک کلاه نمدی ضربه خورده را روی سرش گذاشت.
کلاهش را روی صورتش پایین کشید.
وقتی وارد شدیم دربان کلاهش را نوک زد.
فرماندار کلاه خروسی بر سر داشت که با پرهای سفید تزئین شده بود.
کلاه سواری
یک کلاه بالا
یک کلاه حصیری
یک کلاه پشمی
کلاه لبه پهن
او برای این فیلم کلاه کارگردان و بازیگر بر سر دارد.
این من هستم با کلاه مدیرم در حال صحبت کردن.
کلاه حصیری/خز
یک کلاه گاوچرانی
headgear
سرپوش
headpiece
سر سر
chapeau
چاپو
کلاه لبه دار
headdress
روسری
lid
درب
bonnet
کاپوت
helmet
کلاه ایمنی
tam
تام
boater
قایق سوار
bowler
بولر
bucket
سطل
fedora
فدورا
millinery
میلینیری
Panama
پاناما
sailor
ملوان
skimmer
کفگیر
sombrero
سومبررو
Stetson
استتسون
straw
پوشال
titfer
تیتر
topper
تاپر
tam o'shanter
تام اوشانتر
ten-gallon
ده گالن
stove pipe
لوله اجاق گاز
headwear
افسار
bridle
برت
beret
عرقچین
skullcap
فاس
fez
لوبیا
beanie
کفش
footwear
چکمه
گیره
cleat
چکمه کابوی
cowboy boot
لوفر
loafer
پمپ
pump
کفش دو
دمپایی
slipper
کفش کتانی
sneaker
کفش تنیس
گرفتگی
clog
فلیپ فلاپ
flip-flops
کفش پا
footgear
موکاسین
moccasin
صندل
sandals
کفش بسکتبال
کفش قایق
کفش گلف
پاشنه بلند
high heels
ارتفاعات
hightops
لوفر پنی
penny loafer
کفش پلت فرم
نوک بال
wing-tip
کفش کار
