shoe
shoe - کفش
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که برای پوشاندن پاهای خود می پوشید، از چرم یا مواد محکم دیگری ساخته شده است
یک تکه آهن منحنی که روی پای اسب میخکوب می شود
نعل اسب گذاشتن
one of a pair of coverings for your feet, usually made of a strong material such as leather with a thick leather or plastic sole (= base) and usually a heel
یکی از یک جفت پوشش برای پاهای شما، معمولاً از مواد محکمی مانند چرم، با کفی ضخیم یا پلاستیکی (= پایه) و معمولاً یک پاشنه.
a horseshoe
آ نعل اسب
اگر به اسب نعل کنی، نعل اسبی (= قطعه فلزی خمیده) را به یک یا هر یک از پاهای آن میخکوب می کنی.
من نمی توانم با کفش های پاشنه بلند راه بروم.
تعمیر زیره میانی، اغلب مرکز عصبی کفش مدرن، می تواند دشوارتر باشد.
کفش هایم را در آوردم و لباس هایم را عوض کردم.
بیلی برای مدرسه به یک جفت کفش جدید نیاز دارد.
و سپس آنها می گویند - من یک جفت کفش جدید می خواهم، باک عزیزم.
To leave the ever-present tension of Great Meadow was like shedding stiff, formal clothes or kicking off pinching shoes.
ترک تنش همیشگی گریت میدو مانند ریختن لباس های سفت و رسمی یا پا زدن کفش ها بود.
Williams made his return wearing his infamous red shoes that had specially fitted insoles for his arch.
ویلیامز با پوشیدن کفشهای قرمز بدنام خود که کفیهای مخصوص قوس او را تعبیه کرده بود، بازگشت.
طراحی رقص نسبتاً ابتدایی اما پر جنب و جوش است، با تکه هایی از ضربه، کفش نرم، تاب و سنگ.
چه برای لباس پوشیدن و چه برای ورزش، تناسب کفش می تواند باعث ایجاد یا شکستن یک جفت پا نیز شود.
یک جفت کفش
patent leather/suede shoes
کفش چرمی/جیر
comfortable/sensible shoes
کفش راحت / معقول
high-heeled shoes
کفشهای پاشنه بلند
running shoes
کفش دویدن
خیلی زود از پوشیدن کفش های جدیدش پشیمان شد.
او با وجود اینکه کفشی به پا نداشت به خیابان دوید.
داشتم کفش هایم را می پوشیدم که تلفن زنگ زد.
کفش و جورابش را در آورد.
سایز کفشت چنده؟
یک برس کفش
shoe polish
براق کننده کفش
فلورانس چند فروشگاه کفش فوق العاده دارد.
زیره کفش از چرم سخت ساخته شده است.
من دوست ندارم وقتی آنها از این موضوع مطلع شوند جای تو باشم.
خوب شما چه کار می کنید؟ فقط خودت را جای من بگذار
اگر من جای شما بودم، فورا استعفا می دادم.
وقتی پدرش بازنشسته شد، پا به جای پدرش گذاشت.
I've had my shoes resoled.
کفش هایم را جابجا کرده ام.
او یک لباس آبی تیره با کفش های همسان پوشیده بود.
کفش ها، هر چند ظریف، پاهای او را به طرز وحشتناکی نیشگون می گرفتند.
یک جفت کفش پیاده روی محکم
برای شکستن یک جفت کفش جدید
flat/high-heeled shoes
کفش های تخت/پاشنه بلند
running/tennis shoes
کفش دویدن/تنیس
جفت کفش جدیدش را پوشید/درآورد.
عجله کنید و کفش های خود را بپوشید/بند بزنید.
یک مغازه کفش فروشی
footwear
کفش
چکمه
cleat
گیره
cowboy boot
چکمه کابوی
loafer
لوفر
pump
پمپ
کفش دو
slipper
دمپایی
sneaker
کفش کتانی
کفش تنیس
clog
گرفتگی
flip-flops
فلیپ فلاپ
footgear
کفش پا
moccasin
موکاسین
sandals
صندل
کفش بسکتبال
کفش قایق
کفش گلف
high heels
پاشنه بلند
hightops
ارتفاعات
penny loafer
لوفر پنی
کفش پلت فرم
wing-tip
نوک بال
کفش کار
trainer
مربی
gym shoe
کفش بدنسازی
sports shoe
کفش ورزشی
کفش فوتبال
کفش آموزشی
plimsoll
پلیمزول
dap
داپ
