berth
berth - اسکله
noun - اسم
UK :
US :
جایی که یک کشتی می تواند در آن توقف کند و در آن بسته شود
مکانی برای خوابیدن کسی در کشتی یا قطار
آوردن کشتی به اسکله یا رسیدن به اسکله
تخت در قایق، قطار و غیره یا مکانی برای اقامت کشتی یا قایق در بندر
اگر کشتی یا قایق پهلو بگیرد یا در جایی پهلو بگیرد، بسته می شود و در آن مکان می ماند.
تختی در قایق یا قطار یا مکانی برای اقامت کشتی یا قایق در بندر
مشابه طرح 1. خانه های ییلاقی تعطیلات 4 تا 6 اسکله.
اتاق خواب با تخت های دو طبقه برای دو نفر. کاروان های لوکس 6 تا 8 اسکله.
زفرو کارنلیان سفینه بینستارهای خود را در اسکله دارد.
سرانجام ماه گذشته، استروگ دومین بار پیاپی خود را در المپیک به دست آورد.
شما آنها را در خطوط اختصاصی می بینید که امیدواریم خودروها به آنها اسکله وسیعی بدهند.
سندی اسکله ای وسیع به او می دهد.
مسائل حقوقی همچنین باعث می شود که نهادهای محلی به او اسکله گسترده ای بدهند.
یک کابین با سه اسکله
یک اسکله در اسکله
Water and electricity are supplied at each berth.
آب و برق در هر اسکله تامین می شود.
اسکله وسیعی به سگ داد.
او یک اسکله در کشتی از پالرمو به ناپل رزرو کرد.
کشتی در سیدنی پهلو گرفت.
bunk
تختخواب
بستر
sack
گونی
kip
کیپ
cot
تخت
billet
شمش
hammock
ننو
نیمکت
pit
گودال
bunk bed
تخت تختخواب سفری
sleeping accommodation
خوابگاه
sleeping quarters
یونجه
hay
پد
pad
دندانه دار کردن
rack
دوس
doss
لانه
lair
چرخیدن
trundle
کاناپه
couchette
تخت ساده
تخت یک نفره
پالت
pallet
تخت دو نفره
گورنی
gurney
گهواره
cradle
حوضچه
bassinet
دیوان
divan
تخت تاشو
folding bed
تخت کوچک
تخت اردوگاه
تخت ارتش