single
single - تنها
adjective - صفت
UK :
US :
مجردی
تکینگی
مفرد
به تنهایی
به صورت منفرد
فقط یکی
ازدواج نکرده یا درگیر رابطه عاشقانه با کسی نیست
بلیط تک و غیره برای سفر از یک مکان به مکان دیگر است اما نه دوباره
سی دی که فقط یک آهنگ روی آن باشد نه تعدادی آهنگ یا آهنگی که به این شکل به فروش می رسد
یک run2 در یک بازی کریکت
ضربه ای که به شخصی که در حال ضربه زدن به توپ است اجازه می دهد در بازی بیس بال به پایه اول برسد
بلیط برای سفر از یک مکان به مکان دیگر اما نه دوباره
یک تکه پول کاغذی به ارزش یک دلار
یک اتاق در یک هتل فقط برای یک نفر
ازدواج نکردن یا نداشتن رابطه عاشقانه با کسی
به تنهایی و جدا از چیزهای دیگر در نظر گرفته شده است
یک بازیکن بیسبال با ضربه زدن به توپی که به او اجازه می دهد به پایه اول برسد تک می شود.
یک صفحه یا سی دی که یک آهنگ اصلی و معمولاً تعداد کمی آهنگ دیگر روی آن وجود دارد
در کریکت، یک دوش (= امتیاز)
در بیسبال، ضربه ای که به بازیکن اجازه می دهد به پایه اول برسد
یک بازی مخصوصاً در تنیس که بین یک بازیکن در یک طرف و یک بازیکن در طرف دیگر انجام می شود
افرادی که ازدواج نکرده اند و با کسی رابطه عاشقانه ندارند
بلیط برای سفر به یک مکان، اما نه برای بازگشت
آ اتاق یک نفره
تخت یک نفره یک تخت برای یک نفر است.
به خودی خود در نظر گرفته شود یا از چیزهای دیگر جدا باشد
مجرد
تک یک اسکناس یک دلاری است.
مجردی نیز اتاقی برای یک نفر است.
فردی که ازدواج نکرده است
سفر کردن یا اجازه سفر فقط در یک جهت
بلیط برای سفر به یک مکان، اما نه دوباره
جف 38 سال سن دارد و هنوز مجرد است.
او یک گل رز قرمز برای او فرستاد.
مدرسه تک جنسیتی (= فقط برای پسران یا فقط برای دختران)
همه این کارها اکنون توسط یک دستگاه قابل انجام است.
ما با یک امتیاز پیروز شدیم.
آنها یک بره را از یک سلول تکی که از یک گوسفند بالغ گرفته شده بود شبیه سازی کردند.
واحد پول اروپا، یورو
یک مدرک ممتاز (= که فقط یک موضوع را برای آن مطالعه می کنید)
این کار یک فرد واحد بود.
مجسمه از یک تکه چوب تراشیده شده بود.
می توانید بین بازی های تک نفره و چند نفره جابجا شوید.
یک اتاق تکی
این زندان 860 زندانی را در سلول های مجردی نگهداری می کرد.
یک ملحفه (= به اندازه کافی بزرگ برای یک تخت یک نفره)
یک فرد/زن/مرد مجرد
آپارتمان ها برای افراد مجردی که به تنهایی زندگی می کنند ایده آل هستند.
آیا هنوز مجردی؟
او تا زمان مرگ مجرد ماند.
جوانان برای مدت طولانی تری مجرد می مانند.
در این فیلم بنینگ در نقش یک مادر مجرد با یک پسر نوجوان بازی می کند.
من یک پدر مجرد هستم و هر روز صبح بچه هایم را به مدرسه می برم.
یک بلیط تک
کرایه تکی به گلاسکو چقدر است؟
بیکاری تنها عامل مهم در افزایش نرخ جرم و جنایت است.
ما هر روز برنج می خوریم.
تک تک دوستان به اصطلاح او به او پشت کرده بودند.
I couldn't understand a single word she said!
حتی یک کلمه هم نتونستم بفهممش!
او قادر است اطلاعات پیچیده را در یک نگاه دریافت کند.
او شمع ها را در یک حرکت خاموش کرد.
آنها در مسیر صخره به صورت تک فایل راه خود را طی کردند.
او با یک ضربه حریف خود را زمین گیر کرد.
حتی یک نفر هم به او پیشنهاد کمک نکرد.
sole
تنها
solitary
منفرد، مجد، تنها، منزوی، انفرادی
منحصر بفرد
متمایز
exclusive
انحصاری
lone
مفرد
singular
خاص
فقط
شخصی
واحد
distinctive
مشخصه
فرد
unitary
یکی
خالص
جداگانه، مجزا
قطعی
گسسته
متمایز کردن
definite
جدا از هم
discrete
امضا
distinguished
ساده
distinguishing
بدون آلیاژ
especial
مخلوط نشده
separated
غیر مرکب
signature
تقسیم نشده
unalloyed
unblended
uncompounded
undivided