tennis

base info - اطلاعات اولیه

tennis - تنیس

noun - اسم

/ˈtenɪs/

UK :

/ˈtenɪs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [tennis] در گوگل
description - توضیح
  • a game for two people or two pairs of people who use rackets to hit a small soft ball backwards and forwards over a net


    یک بازی برای دو نفر یا دو جفت نفر که از راکت برای ضربه زدن به یک توپ نرم کوچک به عقب و جلو روی تور استفاده می کنند.

  • a game played between two or four people on a special playing area that involves hitting a small ball across a central net using a racket


    بازی ای که بین دو یا چهار نفر در یک منطقه مخصوص بازی انجام می شود که شامل ضربه زدن به یک توپ کوچک از روی تور مرکزی با استفاده از راکت است.

  • a game played on a specially marked playing area in which two or four people use rackets to hit a small ball across a center net


    یک بازی که در یک محوطه بازی مشخص شده انجام می شود که در آن دو یا چهار نفر از راکت برای ضربه زدن به یک توپ کوچک روی یک تور مرکزی استفاده می کنند.

  • One of their crowd dropped dead on a tennis court but nobody died for years and years.


    یکی از جمعیت آنها در زمین تنیس مرده بود، اما سالها و سالها هیچ کس نمرد.

  • Originally from Plymouth, she was a very keen squash and tennis player before suffering a knee injury at skiing.


    او که اصالتا اهل پلیموث بود، قبل از اینکه در اسکی از زانو آسیب دید، یک بازیکن بسیار مشتاق اسکواش و تنیس بود.

  • Can Andre Agassi go out there and develop tennis?


    آیا آندره آغاسی می تواند به آنجا برود و تنیس را توسعه دهد؟

  • For the energetic there is snorkelling and fishing tennis table tennis and a pool table.


    برای افراد پر انرژی غواصی و ماهیگیری، تنیس، تنیس روی میز و میز بیلیارد وجود دارد.

  • A swivel chair addressed the desk and was occupied only by a pale green tennis ball.


    یک صندلی چرخان رو به میز بود و فقط یک توپ تنیس سبز کم رنگ آن را اشغال کرده بود.

  • In the late afternoon slow to go home he dropped in on an elderly doctor friend and played tennis.


    در اواخر بعد از ظهر، در حالی که دیر به خانه می رفت، به سراغ یکی از دوستان دکتر مسن رفت و تنیس بازی کرد.

  • Judo, karate, dance fencing, table tennis carpet bowls and aerobics are all available.


    جودو، کاراته، رقص، شمشیربازی، تنیس روی میز، کاسه فرش و ایروبیک همگی در دسترس هستند.

example - مثال
synonyms - مترادف

  • تنیس واقعی

  • courte paume


    با ادب پائوم

  • court paume


    پائوم دادگاه


  • زمین تنیس

  • royal tennis


    تنیس سلطنتی

  • the sport of kings


    ورزش پادشاهان

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

ablative

لغت پیشنهادی

economy

لغت پیشنهادی

assignor