afternoon
afternoon - بعد از ظهر
noun - اسم
UK :
US :
بخشی از روز بعد از صبح و قبل از غروب
وقتی بعد از ظهر با کسی ملاقات می کردی به او سلام می کرد
the period that starts at about twelve o'clock or after the meal in the middle of the day and ends at about six o'clock or when the sun goes down
دوره ای که حدود ساعت دوازده یا بعد از غذا در وسط روز شروع می شود و در حدود ساعت شش یا هنگام غروب خورشید به پایان می رسد.
روشی دوستانه برای احوالپرسی وقتی با کسی بعد از ظهر ملاقات می کنید
the period that starts at about twelve o’clock or after the meal in the middle of the day and ends at about six o’clock or when the sun goes down
باران شروع می شود و آنها به سمت ماشین می روند و بعدازظهر می خوابند.
این برنامه همچنین هر روز بعدازظهر زمانی را به معلم اختصاص میدهد تا در محیطهای گروهی کوچک با کودکان کار کند.
This schedule also allots time every afternoon for the teacher to work with children in small group settings.
ما نمیدانستیم که آیا میتوانیم آن مکان را پیدا کنیم، اما یک بعد از ظهر مرطوب یکشنبه آن را پیدا کردیم.
بنابراین او سوار ماشینش شد و بعدازظهر آن را چک کرد.
بلیط های ما برای اجرای بعد از ظهر است.
هری بعدازظهر به خواب رفت.
آیا می خواهید فردا بعدازظهر به خرید بروید؟
سه شنبه بعدازظهر رفتیم شنا.
this/yesterday/tomorrow afternoon
امروز/دیروز/فردا بعدازظهر
بعد از ظهر رفتند خرید.
بعدازظهر 21 اردیبهشت کجا بودید؟
برف سنگین در بعدازظهر رسید.
او هفته ای دو بعدازظهر هنر می خواند.
جورجیا با مادربزرگش مشغول صرف چای عصرانه بود.
یکشنبه بعدازظهر بیا
نوزاد همیشه یک چرت بعد از ظهر دارد.
آیا برای جلسه بعد از ظهر امروز آماده اید؟
فعالیت ها به جلسات صبح و بعد از ظهر تقسیم می شوند.
فردا بعدازظهر با او ملاقات خواهم کرد.
بعدازظهر که گذشت، او ناراضی به نظر می رسید.
آفتاب بعدازظهر کامل بر او می تابد.
بعدازظهر را کنار استخر نشستیم.
شما سزاوار یک بعدازظهر تعطیل هستید.
بعدازظهرهای طولانی آفتابی
بعدازظهر آفتابی بود.
او هفته ای سه بعدازظهر در کتابخانه کار می کند.
بعد از ظهر یک شنبه بود.
بچه من معمولا بعد از ظهر می خوابد.
امروز بعدازظهر بریم پارک
دیروز بعدازظهر با او صحبت کردم.
فردا بعدازظهر حدود ساعت 3:30 با شما ملاقات خواهم کرد.
او چهارشنبه بعدازظهر می آید.
تمام بعدازظهر حالش بد بود.
او دوست دارد یک چرت بعد از ظهر داشته باشد.
We got an early-/mid-/late-afternoon flight.
ما یک پرواز اوایل / اواسط / اواخر بعد از ظهر دریافت کردیم.
Afternoon Bob!
بعد از ظهر، باب!