injury
injury - جراحت
noun - اسم
UK :
US :
مجروح
آسیب رسان
زخمی کردن
زخم یا آسیب به بخشی از بدن شما ناشی از تصادف یا حمله
damage to someone’s reputation career or feelings
آسیب به شهرت، شغل یا احساسات یک نفر
آسیب به بخشی از بدن شما ناشی از تصادف یا حمله
جراحت، به خصوص بریدگی عمیق در پوست شما که توسط چاقو، گلوله یا بمب ایجاد شده است
آسیب کوچکی که وقتی یک جسم تیز پوست شما را برش می دهد ایجاد می شود
یک علامت تیره روی پوست شما که هنگام زمین خوردن یا ضربه خوردن مشاهده می کنید
آسیب کوچکی که پوست شما را نشان می دهد یا سطح آن را کمی می شکند
یک برش عمیق طولانی
ناحیه ای از پوست که به دلیل برخورد با چیزی متورم شده است
آسیب به مچ پا، مچ دست، زانو و غیره، که در اثر چرخش ناگهانی آن ایجاد می شود
آسیب به عضله ناشی از کشش یا استفاده بیش از حد از آن
ترک یا شکستگی در استخوان
آسیب جسمی به یک فرد، به عنوان مثال در تصادف
زمانی که یک شخص یا سازمان به نحوی رنج می برد
آسیب فیزیکی یا آسیب به بدن کسی که در اثر تصادف یا حمله ایجاد می شود
آسیب فیزیکی یا آسیب وارد شده به موجود زنده
آسیب فیزیکی که به کسی وارد می شود
آسیب یا آسیبی که به یک تجارت یا شهرت آن وارد می شود
موریسون به دلیل آسیب دیدگی از ناحیه زانوی چپ مجبور به جراحی شد.
این سیاست صدماتی را که در حین کار متحمل شده است را پوشش می دهد.
ده مسافر خوش شانس بودند که شب گذشته قطارشان از ریل خارج شد و از جراحت نجات یافتند.
سقف شیشه ای بر روی جمعیت فرو ریخت و جراحات وحشتناکی به بار آورد.
متأسفانه به دلیل مصدومیت از ناحیه پا مجبور به کناره گیری از بازی شد.
بیمه ما در صورت بیماری یا جراحت پوشش می دهد.
استفاده از کلاه ایمنی ممکن است شما را از صدمات جدی محافظت کند.
وی در این سانحه رانندگی دچار جراحات شدید شد و در راه انتقال به بیمارستان جان باخت.
دو نفر دچار جراحات جزئی شدند.
یکی از دختران به شدت آسیب دید.
او خوش شانس بود که از مصدومیت نجات پیدا کرد.
مسافران تنها با جراحات جزئی فرار کردند.
بر اثر این سانحه تعدادی از سرنشینان از ناحیه سر دچار جراحت شدید شدند.
یک جوان به دلیل جراحات از ناحیه دست تحت مداوا قرار گرفت.
وی بر اثر جراحات متعدد ناشی از تصادف جان باخت.
در این تصادف هیچ آسیبی وارد نشد (= بدون مصدومیت).
خسارت یا تلفات جانی گزارش نشده است.
این دستورالعمل های جدید به نجات جان انسان ها و جلوگیری از آسیب کمک می کند.
انجام چند اقدام احتیاطی ساده خطر آسیب را کاهش می دهد.
این می تواند منجر به آسیب جدی یا حتی مرگ شود.
دو بازیکن به دلیل مصدومیت از تیم دور هستند.
این کار را نکن به خودت صدمه میزنی (= به خودت صدمه بزنی).
ممکن است برای آسیب عاطفی خسارت وارد شود.
سپس برای اضافه کردن آسیب به من گفتند که نمی توانم وارد پرواز شوم.
It adds insult to injury that banks are allowed to increase their charges without our knowledge or consent.
اینکه بانکها بدون اطلاع یا رضایت ما مجاز به افزایش هزینههای خود هستند، باعث توهین به آسیب میشود.
Only 300 people came to the match and to add insult to injury the floodlights went out during the second half.
فقط 300 نفر به مسابقه آمدند و برای اینکه آسیب بیشتری به آن اضافه شود، نورافکن ها در نیمه دوم خاموش شدند.
هر دو مدافع به دلیل مصدومیت از میادین دور شده اند.
آسیب های انگشت باید فوراً درمان شود.
خوشبختانه سرنشینان از جراحات جدی نجات یافتند.
او در حین بازی برای دربی کانتی آسیب دیدگی گردن را تشدید کرد.
او به دلیل مصدومیت از بازی خارج شد.
او همچنان به دلیل آسیب دیدگی از ناحیه پا تحت درمان است.
او بیشتر فصل را با انبوهی از مصدومیت ها از دست داد.
او در آخرین لحظه با مصدومیت از زمین خارج شد.
او برای ارزیابی جراحاتش تحت آزمایشاتی قرار گرفت.
او به تظاهر جراحت متهم شد.
او جایگزین مصدومیت بازیکن دیگری شد.
او در نیمه دوم با مصدومیت از زمین بازی خارج شد.
حرفه دو و میدانی او با مصدومیت همراه بوده است.
زخم
برش
خسارت
gash
گاز گرفتن
laceration
پارگی
slash
بریده بریده
sore
دردناک
trauma
ضربه
twinge
پیچ خوردگی
abrasion
سایش
bruise
کبودی
fracture
شکست، شکستگی
lesion
ضایعه
scratch
خراشیدن
affliction
مصیبت
gouge
گوژ
graze
چراندن
sprain
پیچ خوردن
swelling
تورم
contusion
کوفتگی
haemorrhageUK
خونریزی انگلستان
harm
صدمه
hemorrhageUS
خونریزی آمریکا
چاقو زدن
stab
نیش
sting
اشک
عیب
گرفتگی
blemish
تغییر شکل
cramp
deformation
مزیت - فایده - سود - منفعت
کمک
معاونت
سود
blessing
برکت
cheer
تشویق کردن
راحتی
compliment
تعریف و تمجید
delight
لذت بسیار
favorUS
طرفدار ایالات متحده
favourUK
favourUK
flattery
چاپلوسی
خوب
goodness
خوبی
happiness
شادی
سلامتی
مهربانی
اخلاق
kindness
لذت
morality
ستایش
درست
praise
تقوا
عدالت
انصاف
برابری
توجه
fairness
تسکین
equity
equitableness