bite
bite - گاز گرفتن
verb - فعل
UK :
US :
استفاده از دندان برای بریدن، له کردن یا جویدن چیزی
آسیب رساندن به کسی با ایجاد سوراخ در پوستش
اگر جسمی به سطحی گاز بزند، محکم به آن فشار می آورد و حرکت نمی کند و نمی لغزد
تا شروع به ایجاد یک اثر ناخوشایند کند
to believe what someone tells you or to buy something they are selling, especially when they have persuaded you to do this
باور کردن آنچه که کسی به شما می گوید، یا خریدن چیزی که می فروشد، به خصوص زمانی که شما را متقاعد کرده باشد که این کار را انجام دهید.
اگر ماهی گاز بگیرد، غذا را از قلاب می گیرد و در نتیجه گرفتار می شود
به گاز گرفتن چیزی که در دهانتان است ادامه دهید
اگر حیوانی چیزی را بجود، مکرراً آن را گاز می گیرد
به کسی یا چیزی نیش تند کوچک دادن
گرفتن مقدار زیادی لقمه کوچک از چیزی
گاز گرفتن کسی یا چیزی را با نیروی زیاد، به طوری که دندان های شما درست داخل آن ها برود
گاز گرفتن چیزی و جویدن آن به صورت پر سر و صدا
if an insect stings you it makes a very small hole in your skin. You use sting about bees, wasps, and scorpions, and bite about mosquitoes, ants, spiders, and snakes
اگر حشره ای شما را نیش بزند، سوراخ بسیار کوچکی در پوست شما ایجاد می کند. شما از نیش زنبورها، زنبورها و عقربها استفاده میکنید و پشهها، مورچهها، عنکبوتها و مارها را نیش میزنید.
عمل بریدن یا له کردن چیزی با دندان
سوراخ کوچکی که در آن حیوان یا حشره شما را گاز گرفته است
طعم دلپذیر تند
احساس سردی
a special quality in a performance piece of writing etc that makes its arguments very effective and likely to persuade people
کیفیت خاصی در اجرا، نوشته و غیره که استدلال های آن را بسیار مؤثر می کند و احتمالاً مردم را متقاعد می کند
وقتی ماهی غذا را از قلاب می گیرد
روشی که دندان های بالا و پایین یک شخص یا حیوان در هنگام بسته بودن دهان آنها را لمس می کند
املای دیگری از BYTE
استفاده از دندان برای بریدن چیزی یا کسی
When a fish bites, it swallows the food on the hook (= curved piece of wire) at the end of a fishing line
وقتی ماهی گاز می گیرد، غذای روی قلاب (= تکه سیم خمیده) انتهای یک نخ ماهیگیری را می بلعد.
اگر حشره یا مار شما را نیش بزند، با ایجاد یک سوراخ کوچک در پوست به شما آسیب می رساند.
تاثیر بد یا ناخوشایندی داشته باشد
نشان دادن علاقه به خرید چیزی
عمل گاز گرفتن چیزی
محل دردناک یا جراحتی که در آن شخص، حیوان یا حشره شما را گاز گرفته است
the act of a fish biting the hook (= curved piece of wire) on the end of a fishing line so that it is caught
عمل گاز گرفتن ماهی قلاب (= قطعه سیم خمیده) انتهای نخ ماهیگیری به طوری که صید شود.
مقدار کمی غذا یا یک وعده غذایی کوچک
اگر غذا لقمه داشته باشد طعم تند یا تند دارد
آیا سگ شما گاز می گیرد؟
بیا اینجا! گاز نمی گیرم! (= لازم نیست بترسی)
او یک گلابی آبدار رسیده را گاز زد.
او توسط سگ خانواده گاز گرفته شد.
ناخن جویدن را متوقف کنید!
او یک تکه نان بزرگ را گاز گرفت.
Most European spiders don't bite.
بیشتر عنکبوت های اروپایی گاز نمی گیرند.
پشه ها به شدت گزیده شدیم.
رکود شروع به گاز گرفتن کرده است.
او توسط حشره سفر گاز گرفته شده است.
I wasn’t happy with the way my career was going so I decided to bite the bullet and look for another job.
من از مسیر حرفه ای ام راضی نبودم، بنابراین تصمیم گرفتم گلوله را گاز بگیرم و به دنبال شغل دیگری باشم.
هزاران کسب و کار کوچک هر سال گرد و غبار را گاز می گیرند.
لبمو گاز گرفتم و مجبور شدم آروم باشم.
توضیحش را باور نکردم اما زبانم را گاز گرفتم.
سگ درست از طنابش گاز گرفته بود.
لب پایینش را گاز گرفت.
سیب را گاز گرفت.
ناخن هایش را می جود.
ماهی ها امروز گاز نمی گیرند.
یک حشره دستم را نیش زد.
نرخ های بالاتر وام مسکن شروع به گاز گرفتن کرده است.
سرویس جدید در حال حاضر در دسترس است، اما به نظر نمیرسد مشتریان آن را نیش بزنند.
لقمه (= لقمه ای) از سیب بیرون آورد.
بیا قبل از رفتن یه لقمه بخوریم.
آنها لقمه های سبک مانند هات داگ و ناچو می فروشند.
من خردل را با لقمه دوست دارم.
This satire has (real) bite.
این طنز لقمه (واقعی) دارد.
سیب را گاز زد.
شما باید به فرزندان خود بیاموزید که گاز نگیرند (بچه های دیگر).
ما امشب نمی توانیم بیرون غذا بخوریم - پشه ها گاز می گیرند.
ما تمام روز در دریاچه بودیم، اما ماهی ها گاز نمی گرفتند.
champ
قهرمان
chew
جویدن
crunch
کروچیدن
chomp
خرد کردن
crush
مانند موش جویدن
gnaw
بنه
masticate
نیش زدن
munch
زخم
nip
چاو
گیره
nibble
خوردن
chaw
رها کردن
clamp
نشخوار کردن
طعم
rend
جویدن در
ruminate
نیش زدن در
پاره کردن
gnaw at
گاز زدن به
nibble at
گاز گرفتن
چو در
دندان های خود را در آن فرو کنید
آسیاب کردن
chaw on
تربیت کردن
فرورفتن
grind
چرت زدن
manducate
chumble
chomp on
gnaw on
crunch on