hole
hole - سوراخ
noun - اسم
UK :
US :
فضای خالی در چیزی جامد
فضایی در چیزی جامد که به نور یا اشیا اجازه عبور می دهد
جایی که کسی یا چیزی باید باشد، اما گم شده است
بخش یا نقص ضعیف در چیزی مانند یک ایده یا طرح
خانه یک حیوان کوچک
an unpleasant place
یک مکان ناخوشایند
حفره ای در زمین که در بازی گلف سعی می کنید توپ را وارد آن کنید
بخشی از یک زمین گلف با این نوع سوراخ در یک انتها
فضای خالی در سطح چیزی که گاهی تا آخر آن را طی می کند
یک فضای خالی بین دو چیز، که می توانید چیزی را در آن قرار دهید
یک ناحیه خالی بین دو چیز یا دو قسمت از چیزی، به خصوص قسمتی که نباید آنجا باشد
a hole that something can pass through or that you can see through especially at the entrance of something
سوراخی که چیزی می تواند از آن عبور کند یا شما می توانید از آن بگذرید، به خصوص در ورودی چیزی
سوراخ کوچکی که در آن چیزی آسیب دیده یا شکسته است که اجازه می دهد مایع یا گاز به داخل یا خارج جریان یابد
یک سوراخ کوچک در لاستیک که هوا از آن خارج می شود
فضای بسیار باریکی بین دو چیز یا دو قسمت از چیزی
یک سوراخ باریک مستقیم که نوع خاصی از جسم را در آن قرار می دهید
یک سوراخ گرد در زمین که در اثر انفجار یا برخورد شدید جسم بزرگ به آن ایجاد شده است
ایجاد سوراخ در چیزی
ایجاد یک سوراخ کوچک در یا از طریق چیزی با استفاده از یک جسم نوک تیز
ایجاد سوراخ بسیار کوچک در سطح چیزی با استفاده از یک جسم نوک تیز
برای ایجاد سوراخ در کاغذ یا مواد مسطح با استفاده از ابزار فلزی یا شی تیز دیگر
to make a small hole in something especially something where skin or a wall surrounds a softer or hollow inside part
ایجاد یک سوراخ کوچک در چیزی، به ویژه چیزی که در آن پوست یا دیوار، قسمتی نرمتر یا توخالی را احاطه کرده است.
ایجاد سوراخ یا سوراخ در چیزی
برای ایجاد سوراخ با استفاده از یک ابزار خاص، اغلب ابزاری که خیلی سریع گرد و گرد می شود
ایجاد یک سوراخ گرد عمیق از طریق سنگ، داخل زمین و غیره
برای زدن توپ به سوراخ گلف
an empty space in an object usually with an opening to the object's surface or an opening that goes completely through an object
یک فضای خالی در یک جسم، معمولاً با دهانه ای به سطح جسم، یا دهانه ای که به طور کامل از یک شی می گذرد
در گلف، یکی از فضاهای دایره ای کوچک در زمین که توپ به آن اصابت می کند
در گلف، یکی از 18 منطقه بازی معمولا
جایی در زمین که حیوان کوچکی در آن زندگی می کند
یک مکان ناخوشایند کوچک که در آن کسی زندگی می کند
چاله ای عمیق در باغ کند.
بمب یک سوراخ بزرگ در زمین منفجر کرد.
آب در چاله های جاده جمع شده بود.
او یک سوراخ کوچک در دیوار ایجاد کرد.
دیوار را سوراخ کردیم.
ماشین پر از سوراخ گلوله بود.
پتوهای قدیمی پر از سوراخ بود.
زانوهای شلوارش سوراخ بود.
یک سوراخ در سقف وجود دارد و باران روی میز من می بارد.
او در هر ورق کاغذ دو سوراخ ایجاد کرد.
بچه ها از سوراخ حصار بالا رفتند.
یک سوراخ موش
داستان با سقوط آلیس از سوراخ خرگوش شروع می شود.
من بچه ام را در این سوراخ بزرگ نمی کنم.
توپ در سوراخ غلتید و او پیروز شده بود.
یک زمین گلف هجده سوراخه
او دوست داشت بعد از کار چند سوراخ بازی کند.
او اولین سوراخ را برد.
او با یک سوراخ برنده شد.
من حرف او را باور نمی کنم - داستان او پر از سوراخ است.
او به دلیل حفره هایی در پرونده دادستانی بی گناه شناخته شد.
پس از رفتن همسرش، حفرهای در زندگی او ایجاد شد.
خرید تجهیزات جدید حفره بزرگی در امور مالی شرکت ایجاد کرد.
او خودش را در سوراخی فرو کرده بود و بیرون آمدن از آن سخت بود.
ما سال مالی جاری را با 30 میلیون دلار شروع می کنیم.
هزینه های مدرسه می تواند حفره بزرگی در پس انداز شما ایجاد کند.
به راحتی می شد در بحث های او سوراخ کرد.
درخت را از ریشه کندم و چاله را پر از خاک کردم.
مار در یک سوراخ ناپدید شد.
داخل چاله آب بود.
یک چاله عمیق حفر کردیم تا حیوانات را در آن دفن کنیم.
افتتاح
شکاف
زنگ تفريح
aperture
دیافراگم
breach
رخنه
orifice
روزنه
ترک
rent
اجاره
فضا
outlet
پریز
perforation
سوراخ شدن
puncture
پنچر شدن
تهویه
vent
بریدگی
rift
چانه زدن
chink
شکست، شکستگی
fissure
نشت
fracture
اسلات
leak
خالی
slot
برش
void
گاز گرفتن
cleft
وقفه
پارگی
gash
اشک
hiatus
ناپیوستگی
rupture
چشمک
crevice
discontinuity
eyelet
foramen
blockage
انسداد
obstruction
مانع
occlusion
مسدود کردن
بن بست
blocking
بسته شدن
impasse
بسته
closing
جامد
closure
توافق
نقطه اتصال
بد شانسی
juncture
ادامه
misfortune
توقف
continuation
هماهنگی
stoppage
صلح
harmony
ارتباط
پل
کمال
پایان
perfection
پیوستن
در، درب
concordance
تداوم
سرگرمی
محاصره
continuity
حمایت کردن
سد
blockade
سهولت
upholding
obstacle
barricade
