explosion
explosion - انفجار
noun - اسم
UK :
US :
صدای بلند و انرژی تولید شده توسط چیزی مانند انفجار بمب به قطعات کوچک
فرآیندی که در آن چیزی مانند بمب عمداً برای انفجار ساخته می شود
افزایش ناگهانی یا سریع تعداد یا مقدار چیزی
ابراز ناگهانی احساسات، به ویژه عصبانیت
صدای بسیار بلند ناگهانی
واقعیت چیزی مانند انفجار بمب
یک ابراز شدید ناگهانی احساسات
افزایش زیادی در تعداد چیزی که خیلی سریع اتفاق می افتد
عمل اثبات اشتباه بودن چیزی
یک انفجار شدید، اغلب با صدای بلند
افزایش سریع و بزرگ
هیچ کس نمی تواند بگوید که انفجار شگفت انگیز خدمات دیجیتال ما را به کجا خواهد برد.
بنابراین تغییر در ابزار دقیق باعث انفجار اطلاعات شد.
این شرکت نمی تواند تقاضا را برآورده کند و شاهد انفجار شکایات مشتریان بوده است.
انفجار درگیری در ماه گذشته حداقل شش کشته در این شهر برجای گذاشت.
انفجار خنده
این مردم پر از امید هستند. یک انفجار اقتصادی در کشورشان در جریان است.
همه انفجارهای بزرگ با خیال راحت در دریا هستند.
یک انفجار مهیب در جریان آزمایش در توبولسک در همان خط لوله در ماه اکتبر رخ داد.
یک انفجار هسته ای
حتی انفجارهای هسته ای با اندازه متوسط نیز می توانند اثرات قابل تشخیص در فواصل بین قاره ای داشته باشند.
Pressures on carers will increase as Britain faces a population explosion among the most vulnerable elderly people.
فشار بر مراقبین افزایش خواهد یافت زیرا بریتانیا با انفجار جمعیت در میان آسیب پذیرترین افراد مسن مواجه است.
خرگوش ها و اردک ها در انفجار جمعیت در پارک نقش داشته اند.
We live in the century of population explosion with the world's population doubling at least every 25 years.
ما در قرن انفجار جمعیت زندگی می کنیم و جمعیت جهان حداقل هر 25 سال دو برابر می شود.
صدای انفجار در سراسر شهر شنیده می شد.
این انفجار با وزوویوس، پله و سایرین دوران تاریخی رقابت کرد.
When some one or something stops them from getting their own way their frustration can build up to explosion point.
هنگامی که یک یا چیزی آنها را از رسیدن به مسیر خود باز می دارد، ناامیدی آنها می تواند به نقطه انفجار برسد.
انفجار بمب / هسته ای / گاز
دو انفجار مهیب شنیده شد و سپس ساختمان آتش گرفت.
یک انفجار بزرگ / عظیم
افسران جوخه بمب یک انفجار کنترل شده این دستگاه را انجام دادند.
برخی شاهدان گفتند که قبل از برخورد هواپیما به زمین صدای انفجار را شنیده اند.
متهم توطئه برای ایجاد انفجار را رد می کند.
در این انفجار 300 نفر زخمی شدند.
انفجار تماشایی آتش بازی
یک انفجار جمعیت
انفجار علاقه به یادگیری ژاپنی
انفجار در قیمت نفت
آیا می دانید چه چیزی باعث آن انفجار شد؟
تظاهرکنندگان با انفجار خشم از صادرات حیوانات زنده با پلیس ضد شورش درگیر شدند.
امواج شوک این انفجار سیاسی تمام اروپا را در بر گرفت.
یک انفجار مهیب تمام ساختمان را لرزاند.
تجمع گاز باعث انفجار کوچکی شد.
این انفجار باعث آسیب جدی ساختاری شد.
یک انفجار مهیب در کار شیمیایی رخ داد.
این انفجار ابر بزرگی از دود و غبار را به هوا فرستاد.
جهان با انفجار اولین بمب اتمی تغییر کرد.
چگونه می توانیم با انفجار اطلاعات همراه شویم؟
اگر اقدامی صورت نگیرد، کشور در معرض خطر یک انفجار اجتماعی است.
در دهه 1860 انفجاری واقعی از انتشارات علمی بزرگ رخ داد.
انفجار بزرگ خلاقیت
انفجار ناگهانی در تعداد دانش آموزان
من معتقدم که شاهد انفجاری در این نوع دعاوی خواهیم بود.
احتمال می رود آتش سوزی ناشی از انفجار گاز باشد.
The explosion (= the intentional exploding) of nuclear devices in the Bikini Atoll was stopped in 1958.
انفجار (= انفجار عمدی) دستگاه های هسته ای در بیکینی آتول در سال 1958 متوقف شد.
در پایان اجرا صدای تشویق تماشاگران به گوش رسید.
The government has had to take measures to halt the population explosion.
دولت مجبور به اتخاذ تدابیری برای توقف انفجار جمعیت شده است.
انفجار تئوری های توطئه در مورد مرگ ستاره
blast
انفجار
detonation
تخلیه
discharge
فوران
eruption
منفجر کردن
blowup
برق زدگی
fulmination
رونق
bang
ترکیدن
احتراق
burst
آتش گرفتن
combustion
شوره
blowout
بالا آمدن
bursting
ترک
outburst
تصادف در
ignition
فلاش
salvo
پارگی
upsurge
غریدن
blowing up
گزارش
blow-up
blowing-up
blasting
blastoff
flash
rupture
rumbling
implosion
انفجار
slump
سقوط
سقوط - فروپاشی
disintegration
تجزیه
crumbling
در حال فرو ریختن
subsidence
فرونشست
cave-in
غار در
falling-in
در افتادن
trickle
سرماخوردگی
deflagration
آتش زدایی
dearth
کمبود
