keep
keep - نگاه داشتن
verb - فعل
UK :
US :
ماندن در یک حالت، شرایط یا موقعیت خاص، یا وادار کردن کسی یا چیزی به این کار
ادامه دادن به انجام کاری یا انجام چندباره همان کار
داشتن چیزی و به کسی که قبلا آن را داشته پس ندهید
برای ادامه داشتن چیزی و از دست ندادن یا خلاص شدن از شر آن
چیزی را در یک مکان خاص بگذارید تا بتوانید آن را به راحتی پیدا کنید
وادار کردن کسی در مکانی بخصوص زندان یا بیمارستان بماند
به تاخیر انداختن کسی
برای انجام آنچه وعده داده اید یا موافقت کرده اید
اگر غذا نگه داشته شود، آنقدر تازه می ماند که بتوان آن را خورد
داشتن و نگهداری از حیوانات
برای جلوگیری از استفاده دیگران از چیزی، به طوری که برای کسی در دسترس باشد
داشتن یک کسب و کار کوچک و کار در آن
برای تامین پول، غذا و غیره کسی
برای محافظت یا محافظت از کسی
برای کنار گذاشتن چیزها و نگه داشتن آنها تا زمانی که به آنها نیاز دارید
چیزی را نگه دارید تا بتوانید در آینده از آن استفاده کنید یا از آن لذت ببرید
to store papers or information in a particular order or a particular place
برای ذخیره اوراق یا اطلاعات در یک نظم خاص یا یک مکان خاص
برای بدست آوردن و نگه داشتن اشیایی از همان نوع چون فکر می کنید جذاب یا جالب هستند
to keep something to be used when it is needed, especially something that many different people may need to use
نگه داشتن چیزی برای استفاده در مواقع مورد نیاز، به خصوص چیزی که افراد مختلف ممکن است نیاز به استفاده از آن داشته باشند
برای نگهداری بخشی از چیزی برای استفاده در زمان بعدی در طول فرآیندی مانند پخت و پز
to keep large amounts of food money etc because you think you may not be able to get them in the future – used when you do not approve of people doing this because it is not necessary or not fair to other people
برای نگه داشتن مقادیر زیادی غذا، پول و غیره، زیرا فکر می کنید ممکن است در آینده نتوانید آنها را تهیه کنید - زمانی استفاده می شود که افراد این کار را تایید نمی کنید زیرا این کار برای دیگران ضروری نیست یا منصفانه نیست.
یک برج مستحکم بزرگ، معمولا در مرکز یک قلعه
برای ذخیره چیزی که مفید باشد
to regularly record written information somewhere
به طور مرتب اطلاعات مکتوب را در جایی ثبت کنید
در اختیار داشتن یا ادامه داشتن
داشتن و مدیریت یک مغازه کوچک
اگر از حیوانات نگهداری می کنید، مالک آنها هستید و از آنها مراقبت می کنید، اما نه در خانه خود به عنوان حیوان خانگی
برای تماشای و مراقبت از فرزندان کسی در حالی که والدین آنها دور هستند
برای انجام کاری که به کسی گفته اید انجام خواهید داد
برای رفتن به جلسه یا رویدادی که ترتیب داده شده است
برای ثبت منظم رویدادها یا اطلاعات دیگر تا بتوانید بعداً به آن مراجعه کنید
تمام نامه های او را نگه داشت.
اسکناس صد دلاری را به پیشخدمت داد و به او گفت که پول خرد را نگه دارد.
همیشه یک نسخه پشتیبان از فایل نگه دارید.
پاسپورت خود را در جای امن نگه دارید.
لطفا یک صندلی برای من نگه دارید.
مرد مغازه گفت که آن را تا جمعه برای من نگه می دارد.
دور هم جمع شدیم تا گرم شویم.
دیگر نمی توانستم سکوت کنم.
در این اطلاعیه آمده بود: «روی چمنها راه نرو».
سمت چپ در امتداد دیوار نگه دارید.
پزشکان برای زنده ماندن او معجزه کردند.
برنده شدن در قرارداد به این معنی است که آنها اکنون می توانند کارخانه را باز نگه دارند.
او ساعت ها بچه ها را سرگرم می کرد.
پین خود را ایمن نگه دارید.
کتش را نگه داشت.
ما را در حالت تعلیق قرار ندهید - بعد چه اتفاقی افتاد؟
او در حفظ تعادل خود مشکل داشت.
خیلی متاسفم که منتظرت گذاشتم
به لبخند زدن ادامه بده!
Keep smiling!
چرا همه این حرف را می زنند؟
اوضاع فقط بدتر می شود.
مدام حرفم را قطع نکن!
آیا می توانید یک راز را حفظ کنید؟
او گذشته خود را از همه ما پنهان کرد.
او به قول خود برای دیدار با آنها عمل کرد.
مری به قول خود وفا کرد و هنری هرگز مطلع نشد.
او نتوانست به قرار ملاقات خود در درمانگاه ادامه دهد.
او بیش از بیست سال یک دفتر خاطرات داشت.
ما پرونده تمام شکایاتی را که دریافت می کنیم نگهداری می کنیم.
یادداشت کنید که هر مورد در کجا یافت می شود.
فروشگاه
stow
انبار کردن
خانه
deposit
سپرده
توده
محل
قرار دادن
نگه دارید
reposit
ذخیره کردن
stack
پشته
amass
جمع کردن
کنار گذاشتن
جایی برای
صرفه جویی
حافظه پنهان
احتکار
cache
ذخیره
stockpile
کلبه
hoard
بسته
reserve
قرار داده شده توسط
stash
سنجاب دور
lodge
دراز کشیدن
کنار گذاردن
را به یک طرف بگذارید
squirrel away
بانک
بسته کردن