walk
walk - راه رفتن
verb - فعل
UK :
US :
با قرار دادن یک پا در مقابل پای دیگر به جلو حرکت کنید
با کسی جایی قدم بزنیم، مخصوصاً برای اینکه مطمئن شویم او سالم است یا مودب باشد
بردن سگ به پیاده روی برای ورزش
اگر چیزی راه رفته است، ناپدید شده است و شما فکر می کنید ممکن است کسی آن را گرفته باشد
بدون هیچ هدف یا جهت روشنی راه رفتن
راه رفتن با قدم های بلند به روشی مصمم، مطمئن یا عصبانی
بارها ابتدا در یک جهت و سپس در جهت دیگر راه بروید، مخصوصاً به این دلیل که عصبی هستید
برای راه رفتن سریع با گام های منظم - مخصوصاً در مورد سربازان یا افرادی که عصبانی هستند استفاده می شود
برای قدم زدن در آبهای عمیق
راه رفتن در حالی که پاهای خود را به شدت پایین می گذارید، به خصوص به دلیل عصبانیت
آرام و با احتیاط روی انگشتان پا راه بروید زیرا نمی خواهید سر و صدا کنید
آرام و آهسته راه بروید زیرا نمی خواهید کسی شما را ببیند یا بشنود
to walk quietly so that no one notices you especially because you are doing something you should not do
آرام راه بروید تا کسی متوجه شما نشود، مخصوصاً به این دلیل که کاری را انجام می دهید که نباید انجام دهید
برای راه رفتن بی سر و صدا بدون پوشیدن کفش - همچنین در مورد راه رفتن بی سر و صدا گربه ها و سگ ها استفاده می شود
to walk in a slow tired way because it is difficult to continue walking, or you do not want to go somewhere
با خستگی آهسته راه بروید زیرا ادامه راه رفتن دشوار است یا نمی خواهید به جایی بروید
آهسته راه رفتن به روشی خسته - اغلب در مورد اسب، الاغ و غیره استفاده می شود
خیلی آهسته و پر سر و صدا راه بروید بدون اینکه پاهایتان را از روی زمین بلند کنید
به سختی راه بروید زیرا یک پا درد می کند، به طوری که بیشتر وزن خود را روی پای دیگر می گذارید
to walk or move unsteadily, almost falling over especially because you are drunk or have been injured
راه رفتن یا حرکت ناپایدار، تقریباً به زمین افتادن، به خصوص به دلیل مستی یا آسیب دیدگی
to walk with difficulty in a slow and unsteady way because your legs or feet hurt or have been injured
به سختی راه رفتن آهسته و ناپایدار به دلیل درد یا آسیب دیدگی پاها یا پاهای شما
برای لذت بردن جایی قدم زدن
راه رفتن با آرامش مخصوصاً برای لذت
پیاده روی طولانی در کوه یا حومه شهر به عنوان فعالیتی که از آن لذت می برید
رفتن به پیاده روی چند روزه یا چند هفته ای در یک مکان دور و لباس های خود را با خود حمل کنید
سفری که با پیاده روی انجام می دهید، به خصوص برای ورزش یا لذت بردن
a particular journey that you make by walking, especially one that goes through an interesting or attractive area
سفر خاصی که با پیاده روی انجام می دهید، به خصوص سفری که از یک منطقه جالب یا جذاب می گذرد
یک رویداد سازماندهی شده که مردم برای لذت راه می روند
راهی که کسی راه می رود
وقتی به جای دویدن راه می روید
سفری که با پای پیاده انجام می دهید، به خصوص برای ورزش یا لذت بردن
پیاده روی طولانی در کوه یا حومه شهر
کودک تازه راه رفتن را یاد می گیرد.
ممکن است دیگر نتواند راه برود.
«چطور به اینجا رسیدی؟» «راه رفتم.»
به آرامی از او دور شد.
در باز شد و جو وارد شد.
او اتوبوس را از دست داد و مجبور شد پیاده به خانه برود.
برگشت و رفت.
شروع کرد به دور شدن از من اما سریع برگشت.
مردمی که از کنارش می گذشتند به او خیره شده بودند.
بدت نمیاد برگردی، نه؟
به نظر مکان خوبی برای قدم زدن است.
به سمت پنجره می رود و بیرون را نگاه می کند.
اتفاقاً در حال قدم زدن بودم.
مدتی در سکوت راه رفتیم.
به او توجهی نکردم و راه افتادم.
من همیشه پیاده تا مدرسه می روم.
نفس عمیقی کشید و وارد اتاق شد.
بلافاصله بلند شد و از اتاق بیرون رفت.
وارد در شدم و به اطراف نگاه کردم.
از در بیرون رفت و سوار ماشینش شد و رفت.
در حالی که از در عبور می کرد به او سلام کرد.
در خیابان راه می رفتم که ناگهان حالم بد شد.
مدرسه در فاصله چند قدمی ایستگاه قطار قرار دارد.
آنها در خیابان های تاریک لس آنجلس قدم زدند.
بچه های اینجا چندین مایل پیاده تا مدرسه می روند.
مسافت کوتاهی را تا آپارتمانش طی کرد.
من تعطیلات فعال را دوست دارم، بنابراین پیاده روی می کنم.
او شروع به راه رفتن کرده است.
تابستان امسال می رویم در کوه قدم می زنیم.
با یکی از دوستانم در اسکاتلند قدم زدم.
آنها عاشق پیاده روی در جلگه ها هستند.
stroll
قدم زدن
مشروطه
amble
بالا رفتن
دور زدن
hike
پیاده روی
march
مارس
ramble
پرسه زدن
saunter
سونگر
tramp
با صدا راه رفتن
promenade
تفرجگاه
outing
گردش
perambulation
چرخاندن
سفر
walkabout
پخش می شود
airing
دامنه
پیاده روی طولانی
trek
رد کردن
trudge
گشت و گذار
پیچ و خم
excursion
دام
meander
جست و خیز
traipse
رژه
jaunt
تور
parade
پرخاشگری
شلپ
peregrination
موسی
schlepp
tootle
mosey
پوتل
tootle
استراحت، تنفس
pootle
breather