confident
confident - مطمئن
adjective - صفت
UK :
US :
قابل اعتماد
محرمانه بودن
محرمانه
رام کن
به صورت محرمانه
مطمئن باشید که چیزی به روشی که شما می خواهید یا انتظار دارید اتفاق می افتد
مطمئن باشید که توانایی انجام کارها را به خوبی یا کنار آمدن با موقعیت ها با موفقیت دارید
مطمئن باشید که چیزی درست است
مطمئن باشید که توانایی انجام کاری را به خوبی یا مقابله با موقعیت ها با موفقیت دارید
اعتماد به نفس داشته باشد و در موقعیت های اجتماعی خجالتی و عصبی نباشد
با اعتماد به نفس، آرام و کنترل احساسات خود حتی در شرایط سخت
اعتماد به نفس کافی برای گفتن آنچه فکر می کنید و می خواهید، به طوری که مردم به شما توجه کنند
مطمئن باشید که حق با شماست، حتی زمانی که دیگران با شما موافق نیستند
someone who behaves in a confident way in social situations and likes talking and being with other people
کسی که در موقعیت های اجتماعی با اعتماد به نفس رفتار می کند و دوست دارد با افراد دیگر صحبت کند
تا در مورد توانایی ها یا ظاهر خود مطمئن نباشید
از ملاقات یا صحبت با افرادی که نمی شناسید اطمینان ندارید
not confident about yourself or your relationships, especially because you are worried that you are not good enough
در مورد خود یا روابط خود مطمئن نیستید، به خصوص به این دلیل که نگران هستید که به اندازه کافی خوب نیستید
اعتماد به نفس ندارید، به خصوص به این دلیل که جوان هستید یا تجربه زیادی ندارید
مطمئن نیستید که می توانید موفق شوید، زیرا در تلاش برای انجام کاری با مشکلاتی روبرو شده اید
کسی که تضعیف شده است تمام اعتماد به نفس خود را از دست داده است و می خواهد تسلیم شود
مطمئن بودن از توانایی های خود یا اعتماد به افراد، برنامه ها یا آینده
فکر میکنی بازی فردا را ببری؟ - خب، همه ما کاملاً اعتماد به نفس داریم.
همچنین موهایم اعتماد به نفس بیشتری به من دست داد.
با یک انفجار دیگر رها کردم و احساس اطمینان کردم.
این یک آزمون دشوار است، اما او نسبتاً مطمئن به نظر می رسد.
Fat women may not feel confident about exposing their bodies in those ways traditionally associated with eroticism.
زنان چاق ممکن است نسبت به افشای بدن خود به روشهایی که به طور سنتی با اروتیسم مرتبط است، مطمئن نباشند.
من خیلی مطمئن نیستم که سر کار برگردم.
اگر همانقدر که وانمود می کرد مطمئن بود!
البته اکثر ما در برخی موقعیت ها بیشتر از موقعیت های دیگر احساس اعتماد به نفس می کنیم.
بالدوین به پیروزی در رقابت های سنا امسال اطمینان دارد.
A spokesman said the government was confident of winning the vote and would not discuss the possibility of defeat.
یک سخنگوی گفت که دولت از پیروزی در رای مطمئن است و در مورد احتمال شکست بحث نخواهد کرد.
سندی لبخندی مطمئن به او زد.
پزشکان مطمئن هستند که او بهبودی کامل خواهد یافت.
بستگان این افراد مطمئن بودند که شواهد جدید در نهایت آزادی آنها را تضمین می کند.
او سخنان خود را با صدای قوی و مطمئن ایراد کرد.
او در خلق و خوی آرام و مطمئنی بود.
در زیر ظاهر مطمئن و جذاب او، انبوهی از ناامنی ها پنهان شده بود.
من در واقع نسبت به شانس خود مطمئن بودم.
معلم از بچه ها می خواهد که در پرسیدن سؤالات وقتی که نمی فهمند، احساس اطمینان کنند.
او آموخته بود که به توانایی خود برای مدیریت هر چیزی که زندگی به او می اندازد مطمئن باشد.
دموکرات ها از پیروزی مطمئن بودند.
تیم نسبت به پیروزی احساس اطمینان می کند.
ما نسبت به آینده مطمئن هستیم.
من مطمئن هستم که شما کار را بدست خواهید آورد.
او گفت که مطمئن است که این اختلاف می تواند حل شود.
ما کاملاً مطمئن هستیم که می توانیم در این پرونده پیروز شویم.
او بی سر و صدا مطمئن بود که همه چیز طبق برنامه پیش خواهد رفت.
Going to university has made her more confident.
رفتن به دانشگاه اعتماد به نفس او را بیشتر کرده است.
او بیش از حد اعتماد به نفس داشت، شاید تا حد غرور.
او با افزایش سن اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند.
او به تدریج اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد.
او با اعتماد به نفس کامل به صحنه رفت.
شما جوانانی را مشاهده می کنید که به نظر می رسد از نظر اجتماعی دارای اعتماد به نفس هستند، اما در درون آنها مجموعه ای از روان رنجورها هستند.
آنها اجرای بسیار مطمئن این قطعه را ارائه کردند.
من به توانایی خود برای حفظ رهبری بسیار مطمئن هستم.
«آن جان آنجاست؟» «مطمئن نیستم.»
در موردش مطمئنی؟
انگلیس باید در این بازی پیروز شود تا مطمئن باشد که صعود می کند.
من کاملاً مطمئن هستم که شما کار را خواهید گرفت.
I’m convinced that she’s innocent.
من متقاعد شده ام که او بی گناه است.
Are you absolutely certain about this?
آیا در این مورد کاملاً مطمئن هستید؟
او مثبت بود که او آنجا بوده است.
‘Are you sure?’ ‘Positive.’
مطمئنی؟ مثبت.
حافظه من در این مورد واقعاً واضح نیست.
ما مطمئن هستیم که این نتایج دقیق هستند.
optimistic
خوش بینانه
hopeful
امیدوار کننده
sanguine
سانگوئن
مطمئن
مسلم - قطعی
مثبت
convinced
متقاعد
doubtless
بدون شک
unfaltering
بی تزلزل
محکم
unwavering
تزلزل ناپذیر
categorical
طبقه بندی شده
resolute
مصمم
satisfied
راضی
unequivocal
بی چون و چرا
روشن
consummate
کامل
unhesitating
بدون تردید
assured
خاطر جمع
implicit
ضمنی
unquestioning
متقاعد شد
persuaded
اعتماد کردن
trusting
شک نکن
در باور فرد تزلزل ناپذیر
آسان در ذهن
نگاه تزلزل ناپذیر
سوال نیست
از نظر اعتقادی مطمئن
خروس
cocksure
uncertain
نا معلوم
doubtful
مشکوک
dubious
مردد، دودل
hesitant
بی اراده
irresolute
آزمایشی
tentative
متقاعد نشده
unconvinced
تصمیم نگرفتم
undecided
بلاتکلیف
indecisive
غیر واضح
unclear
تایید نشده
unconfirmed
حل نشده
unresolved
نامطمئن
unsure
حدسی
conjectural
ناخوشایند
iffy
نامعین
indefinite
در شک
نظری
speculative
نامشخص
indeterminate
بی قرار
unsettled
متزلزل
wavering
تغییر پذیر
changeable
مطمئن نیستم
vacillating
متفکر
آمریکا مشکوک
diffident
ناامن
skepticalUS
بدبین انگلستان
insecure
غیر قابل اعتماد
scepticalUK
suspicious
untrustworthy
unconfident
