perhaps
perhaps - شاید
adverb - قید
UK :
US :
می گفت ممکن است چیزی درست باشد، اما شما مطمئن نیستید
زمانی که نمی خواهید خیلی قطعی باشید، برای بیان نظر خود استفاده می شود
قبلاً می گفتند که یک عدد فقط یک حدس است
معمولاً مودبانه چیزی را می پرسید یا پیشنهاد می کرد یا می گفت که قرار است چه کاری انجام دهید
برای نشان دادن اینکه چیزی ممکن است یا اینکه شما در مورد چیزی مطمئن نیستید استفاده می شود
برای نشان دادن تقریبی بودن یک عدد یا مقدار استفاده می شود
هنگام درخواست مودبانه یا اظهار نظر استفاده می شود
برای نشان دادن اینکه چیزی ممکن است یا اینکه شما در مورد چیزی مطمئن نیستید استفاده می شود. شاید
فضای بزرگی بود، شاید 60 در 80 فوت.
شاید بتوان این مشکل را از منظر تئوری بررسی کرد.
شاید بتوانم شما را به بخش خدمات مشتری منتقل کنم.
نمی دانم شاید من به نحوی او را رنجانده ام.
If conscience can not turn the tide, perhaps it is the panic of self-interest which will finally do the job.
اگر وجدان نتواند جزر و مد را تغییر دهد، شاید این وحشت ناشی از منفعت شخصی است که سرانجام کار را انجام می دهد.
شاید فردا هوا گرمتر باشد
خوب، شاید خواهد شد و شاید هم نخواهد شد.
Seen at the level of individual choices there is perhaps nothing remarkable about this shift from fringe to mainstream.
در سطح انتخاب های فردی شاید هیچ چیز قابل توجهی در مورد این تغییر از حاشیه به جریان اصلی وجود نداشته باشد.
شاید بزرگترین مشکل آنها این باشد که کار کافی برای انجام دادن ندارند.
شاید مایه تاسف بود که در مشاجره لفظی با تی اچ هاکسلی کمتر مراقب بود.
But perhaps we can waive our definitions and come to an understanding on the basis of an adjustment in the rent.
اما شاید بتوانیم از تعاریف خود صرف نظر کنیم و بر اساس تعدیل اجاره بها به تفاهم برسیم.
این هفته ها برنامه ریزی شده است. شاید بتوانید جلسه دیگر را تغییر دهید.
یا شاید بتوانید افراد توانمند را تغییر مسیر دهید.
«میخواهی بیایی؟» «شاید. خواهم دید که چه احساسی دارم.
Perhaps he's forgotten.
شاید او فراموش کرده است.
این شاید بهترین رمان او تا به امروز باشد.
او تربیت سختی داشت که شاید دلیل این رفتار او باشد.
تغییری که می تواند بر 20 درصد جمعیت تاثیر بگذارد
شما می توانید این کار را خودتان انجام دهید. آره، شاید.
شاید بهتر باشد فردا برگردی.
فکر می کنم شاید امشب به اندازه کافی مشروب خورده باشید.
شاید بخواهید قبل از آمدن دیگران دوش بگیرید.
شاید شما آنقدر خوب باشید که به او بگویید ما در راه هستیم.
Most cybercrime involves traditional crimes, such as theft and fraud, being committed in new ways. Phishing is perhaps/possibly/probably the best-known example of this.
بیشتر جرایم سایبری شامل جرایم سنتی مانند سرقت و کلاهبرداری است که به روش های جدید انجام می شود. فیشینگ شاید/احتمالا/احتمالاً شناخته شده ترین نمونه از این باشد.
It seems/appears that the more personal data which organizations collect the more opportunity there is for this data to be lost or stolen.
به نظر می رسد/به نظر می رسد که هر چه سازمان ها داده های شخصی بیشتری را جمع آوری کنند، فرصت بیشتری برای گم شدن یا سرقت این داده ها وجود دارد.
به نظر واضح است که معرفی کارت ملی کمک چندانی به جلوگیری از سرقت هویت نمی کند.
It could be argued that the introduction of national ID cards might actually make identity theft easier.
می توان ادعا کرد که معرفی کارت های شناسایی ملی ممکن است در واقع سرقت هویت را آسان تر کند.
It is possible that/It may be that the only way to protect ourselves against DNA identity theft is to avoid the creation of national DNA databases.
این امکان وجود دارد که / ممکن است تنها راه برای محافظت از خود در برابر سرقت هویت DNA اجتناب از ایجاد پایگاه های داده ملی DNA باشد.
او اخیراً برای من نامه ای نگفته است - شاید آدرس من را گم کرده است.
شاید مهمترین سوال مطرح نشده باشد.
ما قصد داریم به اروپا سفر کنیم - شاید به اسپانیا یا ایتالیا.
شاید 500 نفر در جلسه بودند.
من هرگز روز تولد مردم را به یاد نمی آورم. خب، شاید شما باید.
شاید بزرگترین مربی شنا در تاریخ، کیپوث پس از 41 سال در ییل بازنشسته شد.
به زودی، شاید در اوایل این هفته، او در دادگاه شهادت دهد.
شاید
conceivably
قابل تصور
perchance
احتمالا
به طور عملی
feasibly
به طور بالقوه
mayhap
به وقوع پیوستن
به ظاهر
به طور قابل اعتماد
mayhaps
از نظر تئوری
ostensibly
تصادف
credibly
مورد
theoretically
منطقی
haply
تا جایی که می دانم
imaginably
برای همه چیزهایی که می دانید
peradventure
می تواند باشد
percase
می تواند این باشد
reasonably
ممکنه که
ممکن است این باشد
به احتمال زیاد
همانطور که ممکن است
به عنوان مورد ممکن است
برای همه می داند
ممکن است
غیرممکن نیست
میتوانست باشد
قابل تصور است
not impossibly
it is conceivable
improbably
غیر محتمل
هرگز
بعید
impossibly
غیر ممکن
implausibly
غیر قابل قبول
dubiously
به طرز مشکوکی
questionably
سوال برانگیز
incredibly
بطور باور نکردنی
inconceivably
غیر قابل تصور
unbelievably
باور نکردنی
preposterously
مضحک
unreasonably
غیر منطقی
inanely
به طرز عجیبی
unduly
بی جهت
irrationally
نامتجانس
unthinkably
غیر قابل تحمل
illogically
به طرز مسخره ای
incongruously
به صورت مسخره
intolerably
با خنده
ridiculously
قابل توجه
absurdly
به طرز تکان دهنده ای
farcically
ناگفتنی
laughably
فوق العاده
remarkably
به طرز شگفت آور
shockingly
دیوانه وار
unspeakably
به طرز فجیعی
extraordinarily
astonishingly
unplausibly
insanely
outrageously
