suggest
suggest - پیشنهاد می دهد
verb - فعل
UK :
US :
برای گفتن ایده های خود به کسی در مورد آنچه که باید انجام دهد، کجا باید برود و غیره
وادار کردن کسی فکر کند که یک چیز خاص درست است
گفتن به کسی در مورد کسی یا چیزی که برای یک کار یا فعالیت خاص مناسب است
بیان چیزی به صورت غیر مستقیم
چیزی را به کسی یادآوری کند یا به او کمک کند آن را تصور کند
برای گفتن ایده های خود به کسی در مورد آنچه که باید انجام دهد
to suggest that someone goes somewhere tries something etc because you know that it is good and you think they will like it
به کسی پیشنهاد دهید که جایی برود، چیزی را امتحان کند و غیره، زیرا می دانید که خوب است و فکر می کنید او آن را دوست خواهد داشت
برای پیشنهاد رسمی یک برنامه یا روش اقدام، به ویژه در یک جلسه
برای پیشنهاد ایده، طرح، دلیل و غیره
to officially suggest someone for an important job or position or a person film etc for a prize, especially when people will vote to make a decision
پیشنهاد رسمی به شخصی برای یک شغل یا موقعیت مهم، یا یک شخص، فیلم و غیره برای جایزه، به خصوص زمانی که مردم به تصمیم گیری رأی می دهند.
برای ذکر یک ایده، طرح احتمالی یا اقدامی که دیگران باید در نظر بگیرند
برقراری ارتباط یا نشان دادن یک ایده یا احساس بدون بیان مستقیم آن یا ارائه مدرک
برای تولید ایده در ذهن
برای برقراری ارتباط یا نشان دادن یک ایده یا احساس بدون بیان مستقیم آن
آلن پیشنهاد کرد: چرا با ما نمی آیی؟
من مطمئن نیستم که بهترین شراب برای سفارش کدام است. چه چیزی را پیشنهاد می کنید؟
در واقع وضعیت به مراتب بدتر از آن چیزی است که این ارقام نشان می دهند.
چرا از بابا نمیپرسی؟ او پیشنهاد کرد.
A $ 10 donation is suggested.
کمک 10 دلاری پیشنهاد می شود.
بعدازظهر آفتابی بود و جیم سفر به ساحل را پیشنهاد کرد.
باران شدیدی می بارید، و او پیشنهاد کرد که با تاکسی تماس بگیرید.
خوانندگان ممکن است به یاد بیاورند که رئیس جمهور رونالد ریگان یک بار به خود پیشنهاد کرد که درختان آلاینده هستند.
رابرت پسرش را برای سمت خالی کارگردانی پیشنهاد کرد.
تاریخ این باله عجیب اما جالب ممکن است نشان دهنده قدرت گل باشد.
از همه اعضا دعوت می شود اسامی را پیشنهاد دهند.
It is still not clear what these facts suggest -- perhaps a new strain of the virus or a completely new virus.
هنوز مشخص نیست که این حقایق چه چیزی را نشان می دهند - شاید یک گونه جدید از ویروس، یا یک ویروس کاملا جدید.
نامه او به نظر می رسید که او از کار من راضی نیست.
پدرم به من پیشنهاد داد که برای این کار اقدام کنم.
سارا به من پیشنهاد داد که برای این کار اقدام کنم.
This suggests that Mr Lion had been deliberately singled out as a scapegoat and given no time to defend himself.
این نشان میدهد که آقای شیر عمداً به عنوان یک بزغاله معرفی شده بود و فرصتی برای دفاع از خود نداشت.
همه شواهد نشان می دهد که این مشکل در سال های اخیر بهبود یافته است.
من می خواهم توضیح متفاوتی برای افت این شرکت ارائه دهم.
این طراح به دلیل پیشنهاد ایده های نوآورانه به مشتریانش مشهور است.
طولانی و سخت فکر کرد، اما هیچ پاسخی خود را نشان نداد.
A solution immediately suggested itself to me (= I immediately thought of a solution).
راه حلی فوراً خود را به من پیشنهاد کرد (= فوراً به فکر چاره افتادم).
من قویاً پیشنهاد می کنم (که) درگیر نشوید.
پیشنهاد دادم سوار ماشینم بشم.
پیشنهاد شده است که بچه های باهوش امتحانات خود را زودتر انجام دهند.
پیشنهاد شده است که کودکان باهوش باید زودتر امتحانات خود را انجام دهند.
نیت امیدوارانه پیشنهاد کرد: «میتوانیم برای رانندگی برویم».
چه کسی را برای این کار پیشنهاد می کنید؟
او پاریس را به عنوان مکان مناسبی برای کنفرانس پیشنهاد کرد.
او جان را به عنوان رئیس پیشنهاد کرد.
آیا می توانید راه بهتری برای انجام آن پیشنهاد دهید؟
آیا می توانم یک شراب سفید با این غذا پیشنهاد کنم، قربان؟
مبلغ 5 دلار برای حضور در این نمایشگاه کمک مالی پیشنهاد شده است.
آیا می توانید راهنمایی کنید که چگونه می توانم با او تماس بگیرم؟
همه شواهد نشان می دهد (که) او پول را دزدیده است.
مطالعات اخیر احتمال درمان این بیماری را نشان می دهد.
برخی بر این باورند که غذاهای ارگانیک هیچ فایده ای برای سلامتی ندارند، اما این تحقیقات خلاف این را نشان می دهد.
علائم نشان دهنده یک حمله قلبی جزئی است.
از نورپردازی صحنه برای نشان دادن یک صحنه ساحلی استفاده شد.
این نتایج چه چیزی را به شما پیشنهاد می کند؟
Are you suggesting (that) I’m lazy?
آیا شما پیشنهاد می کنید (که) من تنبل هستم؟
I’m not suggesting (that) she was responsible for the accident.
من پیشنهاد نمی کنم (که) او مسئول تصادف بوده است.
من هرگز چنین چیزی را پیشنهاد نمی کنم.
پیشنهاد ارتباط بین آنها دور از ذهن نیست.
شما به طور جدی پیشنهاد نمی کنید که توضیح قابل قبولی است؟
منظورم این نیست که شعر صرفاً بیوگرافی است.
من فقط پیشنهاد می کنم که بیش از یک راه برای مشاهده این موضوع وجود دارد.
شنبه برای پیاده روی بیرون رفتن چطور؟
از سارا بخواهیم بیاید؟
پیشنهاد کند
توصیه
مدافع
مشاوره
counsel
حرکت
تشويق كردن
ارسال
جدول
پیشرفت
پیشنهاد
ژست
تجویز کند
proffer
اصرار
prescribe
جهش
تشویق
bounce
شناور
exhort
پلاگین
ترجیح می دهند
plug
قضیه
قرار دادن
proposition
هدایت کردن
نکته
steer
توت
رای
tout
پیشنهادی ارائه دهید
اطلاع نهانی
یک راهنمایی بدهید
دو سنت قرار دهید
قرار دادن به
disadvise
مخالفت کردن
dissuade
منصرف کردن
dehort
خلع ید
discourage
دلسرد کردن
توصیه به مخالف
caution against
احتیاط علیه
متقاعد کردن در برابر
اصرار علیه
deter
بازداشتن
disincline
بی میلی
هشدار دهد
caution
احتیاط
inhibit
مهار کند
discommend
توصیه کردن
بر علیه ... هشدار دادن
جلوگیری کردن
detract
کم کردن
به تعویق انداختن
استدلال علیه
disapprove of
