breakfasts
breakfasts - صبحانه ها
N/A - N/A
UK :
US :
برای صبحانه چی میخوای؟
Jane never eats breakfast.
جین هرگز صبحانه نمی خورد.
کمی بعد از صبحانه وارد شد.
صبحانه از ساعت 8:30 تا 10:00 در اتاق غذاخوری سرو می شود.
من دوست دارم شنبه ها در رختخواب صبحانه بخورم.
او معمولا به تنهایی صبحانه می خورد.
با عجله بر قهوه و نان صبحانه (= قهوه و نان برشته خوردند).
برای صبحانه تخم مرغ و نان تست خوردیم.
eats
می خورد
feeds
تغذیه می کند
breaks one's fast
افطار می کند
dines
غذا می خورد
lunches
ناهارها
feasts
جشن ها
banquets
ضیافت ها
fares
کرایه ها
partakes
شرکت می کند
noshes
نوش ها
victuals
خوراکی ها
refreshes
تازه می کند
sups
سوپ
یک وعده غذایی دارد
partake of
شریک شدن از
has supper
شام دارد
has dinner
نان را می شکند
breaks bread
تنقلات، خوراک مختصر
snacks
چرا می کند
grazes
غذا مصرف می کند
consumes food
صبحانه دارد
has breakfast
غذا می گیرد
ناهار می خورد
takes food
تغذیه می گیرد
has lunch
نیش دارد
takes nourishment
می بلعد
مصرف شود
devours
رگال ها
consumes
آشغال ها
regales
junkets
abstains
خودداری می کند
declines
کاهش می یابد
fasts
روزه می گیرد
forgoes
چشم پوشی می کند
passes
عبور می کند
starves
گرسنگی می کشد
denies oneself
خود را انکار می کند
does without
بدون انجام می دهد
eschews
اجتناب می کند
keeps off
خاموش نگه می دارد
renounces
گرسنه می شود
goes hungry
تسلیم شد
gives up
قسم می خورد
forswears
از غذا پرهیز می کند
abstains from
خود را گرسنگی می کشد
صرف نظر می کند
starves oneself
از غذا خودداری می کند
dispenses with
ترک می کند
غذای خود را انکار می کند
swears off
هیچی نمیخوره
quits
بدون غذا می رود
denies oneself food
از خوردن خودداری می کند
eats nothing
بدون مدیریت می کند
refrains from
قطع می کند
اخراج می کند
refrains from eating
دور نگه می دارد
manages without
خیس می کند
cuts out
lays off
macerates
