bier

base info - اطلاعات اولیه

bier - بییر

noun - اسم

/bɪr/

UK :

/bɪə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bier] در گوگل
description - توضیح
  • a frame like a table on which a dead body or coffin is placed


    قابی مانند میز که روی آن جسد یا تابوت گذاشته می شود

  • a frame on which a dead body or a coffin is carried before a funeral


    قابی که قبل از تشییع جنازه، جسد یا تابوت را روی آن حمل می کنند

  • This was a bier, he said.


    او گفت: این یک گیره بود.

  • An archbishop presided at her requiem and her bier was carried through the city by leading members of the civil authorities.


    یک اسقف اعظم ریاست مراسم مرثیه او را بر عهده داشت و مراسم ترحیم او توسط اعضای برجسته مقامات مدنی در شهر حمل شد.

  • Even the female mourners, who followed the bier, were few in number and boringly subdued.


    حتی عزاداران زن که به دنبال منظومه بودند، تعدادشان کم بود و به طرز ملال آور سرکوب شده بودند.

  • Without showing any sign of emotion he stood for a while at the head of the bier.


    بدون نشان دادن هیچ نشانه ای از احساس، برای مدتی در سر حشره ایستاد.

  • She made an effort to compose her mind to do just that and kept her eyes firmly on the bier.


    او تلاش کرد تا ذهنش را برای انجام این کار جمع کند و چشمانش را محکم روی بند نگه داشت.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • catafalque


    کاتافالک

  • pedestal


    پایه


  • سکو

  • pyre


    آتش


  • باقی مانده


  • ایستادن


  • حمایت کردن


  • جدول


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

discussion

لغت پیشنهادی

voluminous

لغت پیشنهادی

fair