funeral
funeral - مراسم خاکسپاری
noun - اسم
UK :
US :
مراسم مذهبی برای دفن یا سوزاندن (=سوختن) کسی که مرده است
مراسمی (معمولاً مذهبی) برای دفن یا سوزاندن جسد یک مرده
مراسم تجلیل از کسی که اخیراً مرده است، که قبل از دفن یا سوزاندن جسد اتفاق می افتد
سپس این سؤال مطرح می شود: مراسم تشییع جنازه هوپی چه هدفی را دنبال می کند؟
Both Mercedes and Auto Union sent senior figures to the London funeral and the flowers started to arrive.
مرسدس و اتویونیون هر دو شخصیت های ارشد را به مراسم خاکسپاری لندن فرستادند و گل ها شروع به رسیدن کردند.
یک سخنگوی روز جمعه گفت که هیچ مراسم خاکسپاری برنامه ریزی نشده بود.
شورای شهر مراسم تشییع جنازه را ترتیب داد و اعضای صنف در نقش فرعی شرکت کردند.
هنوز هیچ ارگان اهدایی در این بخش از فرآیند صنعت تشییع جنازه دخیل نیست.
او به مراسم تشییع جنازه نیامد.
صدها نفر در مراسم تشییع جنازه شرکت کردند.
یک دسته تشییع جنازه
راهپیمایی تشییع جنازه (= قطعه موسیقی غمگین مناسب برای تشییع جنازه)
یکی از دوستان روحانی خانواده مراسم تشییع جنازه را بر عهده داشت.
همه بعد از مراسم تشییع جنازه به خانه برگشتند.
در تشییع جنازه او شعری خواند.
پسر مرده تشییع جنازه را ترتیب داد.
خانواده یک تشییع جنازه خصوصی برگزار کردند.
تشییع دسته جمعی قربانیان آتش سوزی
شعله های آتش تشییع جنازه
مراسم تشییع جنازه جمعه هفته آینده برگزار خواهد شد.
بیش از 300 نفر در مراسم تشییع جنازه شرکت کردند.
burial
خاکسپاری
interment
دفن کردن
sepulture
مزارع
burying
مقبره
entombment
تنومند
inhumation
تمسخر
obsequies
متعهد
committal
تعزیه ها
exequies
بیداری
vigil
مناسک
rites
از خواب بیدار
یادبود
memorial
راهپیمایی
procession
سوزاندن
cremation
سرویس
تشییع جنازه
funeration
obit
obit
کاشتن
planting
مرثیه
requiem
خدمات
services
تشریفات
solemnities
مراسم تشییع جنازه
funeral rites
آخرین مناسک
last rites
آخرین دفاتر
last offices
دراز کشیدن برای استراحت
محموله به قبر
مداخله کردن
obsequy
خدمات یادبود
entombing
interring
memorial service
exhumation
نبش قبر
baptism
غسل تعمید
christening
تعمید
unearthing
کشف کردن
disinterment
از هم گسیختگی