piece
piece - قطعه
noun - اسم
UK :
US :
مقداری از چیزی که از قسمت اصلی جدا شده است
یکی از قسمت هایی که چیزی به آن تقسیم یا شکسته می شود
یک چیز واحد از یک نوع خاص، یا چیزی که یکی از چندین چیز مشابه است
مقدار کمی از چیزی که به نوعی جالب، مفید یا غیر معمول است
یک مساحت زمین
چیزی که توسط یک هنرمند، نوازنده یا نویسنده ساخته شده است
a short article in a newspaper or magazine or part of a television or radio programme that is about a particular subject
مقاله کوتاهی در روزنامه یا مجله یا بخشی از برنامه تلویزیونی یا رادیویی که در مورد موضوع خاصی است
a coin of a particular value
سکه ای با ارزش خاص
a coin
یک سکه
یک شی کوچک که در یک بازی مانند شطرنج استفاده می شود
یک تفنگ کوچک
مقداری از چیزی که بریده شده یا از قسمت اصلی جدا شده است
یک تکه. بیت غیر رسمی تر از قطعه است و اغلب در مورد قطعات کوچکتر استفاده می شود
قطعه کوچکی از چیز جامد یا محکم که شکل منظمی ندارد
یک تکه کاغذ، پارچه و غیره که دیگر مورد نیاز نیست
یک تکه پارچه بلند و باریک، کاغذ و غیره
یک تکه صاف نازک از چیزی مانند کاغذ، شیشه یا فلز
یک تکه صاف نازک نان، کیک، گوشت و غیره که از یک تکه بزرگتر بریده شده است
a piece of something solid that does not have a regular shape – used especially about food rock or metal
قطعه ای از چیز جامد که شکل منظمی ندارد - به ویژه در مورد غذا، سنگ یا فلز استفاده می شود
a large piece with rough edges, which has been cut or has broken off a bigger piece of food rock etc
یک قطعه بزرگ با لبه های ناهموار، که بریده شده یا قطعه بزرگتری از غذا، سنگ و غیره را شکسته است.
تکه ای از چیز جامد که اضلاع مستقیم دارد
یک تکه سنگ تخت ضخیم، یا کیک، گوشت و غیره
قطعه ای که شش ضلع مربع دارد - مخصوصاً در مورد غذا استفاده می شود
a piece that has a thick end and a pointed end and is shaped like a triangle – used especially about food and metal
قطعه ای که دارای انتهای ضخیم و انتهای نوک تیز است و به شکل مثلث است - مخصوصاً در مورد غذا و فلز استفاده می شود.
یک تکه صابون، شکلات، آب نبات یا فلز که طرفین آن صاف است
یک تکه بیکن
قطعه کوچکی که چیزی به خصوص چیز سختی را شکسته است
یک تکه بسیار کوچک نان، کیک و غیره
تکه ای از چیزی مانند خاک یا غبار که آنقدر کوچک است که تقریباً نمی توانید آن را ببینید
مقدار بسیار کمی از یک مایع
a coin of a particular value
روی یک کاغذ کوچک چیزی نوشت.
یک تکه چوب/فلز
یک قطعه زمین بزرگ
یک تکه کیک
یک تکه پنیر/گوشت/نان
من یک تکه شن در چشمانم است.
یک تکه کوچک/کوچک/ریز از چیزی
پیتزا را به اندازه لقمه خرد کرد.
در سراسر جاده تکه های کوچک شیشه وجود داشت.
قایق روی صخره ها تکه تکه شده بود.
ساختمان تکه تکه شد.
پاره کردن / پاره کردن چیزی
گلدان تکه تکه روی زمین افتاده بود.
ساعت را تکه تکه کرد.
یک قطعه گم شده از پازل
پل تکه تکه پایین آمد.
She's been doing a 500-piece jigsaw.
او در حال انجام یک اره منبت کاری اره مویی 500 تکه است.
یک قطعه از تجهیزات / مبلمان
یک تکه لباس / چمدان
یک قطعه ماشین آلات
سرویس شام 28 عددی
یک قطعه اطلاعات / مدرک / توصیه / اخبار / قانون
یک قطعه نرم افزار
این یک کار فوق العاده است
It was an interesting piece of research.
تحقیق جالبی بود
بنا قطعه ای از تاریخ است (= دارای علاقه یا اهمیت تاریخی).
آیا این یک قطعه شانس نیست؟
شما باید حداقل دو تکه میوه در روز بخورید.
یک قطعه موسیقی/هنر
یک نوشته خوب
آنها قطعاتی از باخ و هندل را اجرا کردند.
بیت
تکه
بخش
chunk
قطعه
fragment
باطله
scrap
مسدود کردن
طول
گوه
تکه تکه
wedge
توده
اشتراک گذاری
hunk
خرد کردن
lump
اسلب
مقاله
shred
بار
slab
کیک
تقسیم
کسر
دستگیره
نمونه
fraction
تبلت
knob
مکعب
پوسته پوسته شدن
مورد
tablet
لقمه
cube
قطع کردن
flake
ذره
morsel
offcut
particle