cake
cake - کیک
noun - اسم
UK :
US :
یک غذای شیرین نرم که از پخت مخلوطی از آرد، کره، شکر و تخم مرغ تهیه می شود
یک بلوک کوچک از چیزی
اگر ماده ای کیک شود، هنگام خشک شدن یک لایه سخت ضخیم تشکیل می دهد
یک غذای شیرین که با مخلوطی از آرد، تخم مرغ، چربی و شکر درست می شود
یک جسم مسطح کوچک که با فشار دادن یک ماده نرم به هم ساخته شده است
پوشاندن غلیظ چیزی یا کسی با ماده ای که خشک می شود
غذای شیرینی که از آرد، تخم مرغ، چربی و شکر با هم مخلوط شده و پخته می شود
یک جسم کوچک و مسطح که با فشار دادن یک ماده نرم به هم ساخته می شود
یک بابانوئل پلاستیکی روی سطح سفید برفی یک کیک سورتمه سواری می کرد.
یک کیک تولد
هر یک از ما یک تکه کیک شکلاتی بهشتی دریافت می کنیم.
او برای آن شیرینی ها و بعد از کیک شکلاتی روی زمین بود.
نورین، صادقانه بگویم، کیک او را می خواست و همچنین آن را بخورد.
در قالب کیک 9 در 13 اینچی چرب و آردپاشی شده بریزید.
بسیاری از دستور العمل های کیک به آرد همه منظوره نیاز دارند، اما آنهایی که آرد کیک را پیشنهاد می کنند این کار را به دلایلی انجام می دهند.
آیا یک تکه کیک می خواهید؟
از بالا، رول ماهی سالمون دودی با برنج پستو، سالاد باسماتی جواهر کریسمس، کیک برنجی باسماتی.
یک تکه / تکه کیک
کیک درست کردن/پختن
یک کیک شکلاتی
یک کیک تولد
قالب کیک (= برای پختن کیک در آن)
یک قالب کیک
یک بشقاب کیک خامه ای
کیک هویج برای دسر وجود دارد.
یک جعبه مخلوط کیک
potato cakes
کیک سیب زمینی
این یک امتیاز اضافی است - شیره روی کیک.
اسکاتلند خواهان یک تکه بزرگتر از کیک ملی است.
وقتی عروس و داماد کیک عروسی را بریدند، همه تشویق کردند.
او یک تکه کیک برای او برید.
شمع های کیک تولدم را فوت کردم.
مخلوط کیک را در قالبی که چرب کرده اید و آستر کرده اید بریزید.
او مقداری خرده کیک را از روی پاهایش پاک کرد.
کیک را با خامه کره بمالید.
آیا یک تکه از / یک تکه از / مقداری کیک می خواهید؟
chocolate/sponge cake
کیک شکلاتی اسفنجی
کیک تولد/کریسمس
cream cakes
کیک های خامه ای
کیک خوشمزه درست کرد/پخت.
fish/potato cakes
کیک ماهی/سیب زمینی
یک کیک صابون
مردان در لایه های کثیفی و کثیف کیک شده بودند.
boots caked with mud
چکمه های کیک شده با گل
She said that if your intestines are caked up with stuff most of what you eat is not going to get through.
او گفت که اگر روده های شما پر از مواد باشد، بیشتر چیزی که می خورید از بین نمی رود.
tart
تارت
fondant
فوندانت
gateau
دروازه
souffle
سوفله
cupcake
کیک کوچک
kuchen
کوچن
muffin
کلوچه
pudding
پودینگ
dessert
دسر
pastry
شیرینی
پای
puff
پف کردن
رول
کیک شکلاتی آب شده
candy
آب نبات
شیرین
confection
کیک گدازه شکلاتی
فوندانت شکلاتی
chocolate fondant
گوشت شیرین
sweetmeat
دسر فرانسوی
French dessert
کیک گدازه
lava cake
خوش طعم
dainty
مربا
jam
پود
pud
پس از
afters
میوه
کوکی
آب نبات چوبی
lolly
غذای منجمد
frozen treat
بستنی
خرس
beast
جانور
chore
کارهای عادی و روزمره
headache
سردرد
قاتل
laborUS
نیروی کار ایالات متحده
labourUK
کار انگلستان
آدم کشی
درد
stinker
متعفن
نمایش ترسناک
sticky wicket
ویکت چسبنده
بار
grind
آسیاب کردن
imposition
تحمیل
drudgery
سخت گیری
hassle
عذاب، عذاب دادن
مشکل
inconvenience
ناراحتی
آزمایش
tribulation
مصیبت
کار سخت
no picnic
بدون پیک نیک
دشواری
