magazine
magazine - مجله
noun - اسم
UK :
US :
a large thin book with a paper cover that contains news stories, articles, photographs etc and is sold weekly or monthly
یک کتاب نازک بزرگ با جلد کاغذی که حاوی داستانهای خبری، مقالهها، عکسها و غیره است و به صورت هفتگی یا ماهانه فروخته میشود.
یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی که از تعدادی گزارش تشکیل شده است
بخشی از تفنگ که گلوله ها را نگه می دارد
قسمتی که فیلم را در دوربین یا پروژکتور نگه می دارد
اتاق یا ساختمانی برای نگهداری سلاح، مواد منفجره و غیره
یک کتاب نازک بزرگ حاوی اخبار، مقالات، عکسها و غیره که به صورت هفتگی یا ماهانه تولید میشود
a type of thin book with large pages and a paper cover that contains articles and photographs and is published every week or month
یک نوع کتاب نازک با صفحات بزرگ و جلد کاغذی که حاوی مقاله و عکس است و هر هفته یا هر ماه منتشر می شود.
بخشی از تفنگ که در آن فشنگ ها ذخیره می شود
ساختمانی که در آن مواد منفجره، سلاح و لوازم نگهداری می شود
a type of thin book with a paper cover that is published regularly and usually contains articles and photographs
نوعی کتاب نازک با جلد کاغذی که به طور منظم منتشر می شود و معمولاً حاوی مقاله و عکس است
A magazine on television is a regularly broadcast program that reports about news events or other true stories.
مجله تلویزیونی برنامهای است که به طور مرتب پخش میشود و درباره رویدادهای خبری یا دیگر داستانهای واقعی گزارش میدهد.
a thin book with large pages and a paper cover which contains articles and photographs and is published every week or month
کتابی نازک با صفحات بزرگ و جلد کاغذی که حاوی مقاله و عکس است و هر هفته یا هر ماه منتشر می شود
Cataldo has a background in the tech press having worked at Computer Life and Electronic Entertainment magazines.
کاتالدو سابقه فعالیت در مطبوعات فناوری دارد و در مجلات Computer Life و Electronic Entertainment کار کرده است.
یک مجله عکاسی
مدلی که مجری تلویزیون شده و روی جلد مجلات مردانه بوده است
چند مجله برای سفر خریدم - Cosmopolitan و Vanity Fair.
وقتی پیتر و جیمز وارد شدند، او مجلهای را که میخواند انداخت پایین، برخاست و به طرف آنها آمد.
As Peter and James came in she threw down the magazine she was reading stood up and came towards them.
جو به طور گسترده برای مجله نوشت و در آخرین سال تحصیلی خود سردبیر ادبی شد.
دبیران بخش، لطفاً مجله را از جلسات، شام و هر مناسبت دیگری که بخش شما در آن شرکت دارد، مطلع کنید.
Divisional Secretaries, please keep the magazine informed of meetings, dinners and any other occasion that your Division is involved in.
لانسکوی و روستوفتسف این مجله را مشتاقانه خواندند.
این مجله همچنین در دکه های روزنامه فروشی در سراسر کشور به فروش می رسد و با اشتراک عرضه می شود.
هیلاری کلینتون روی جلد مجله تایم این هفته قرار دارد.
مجلات سفر
travel magazines
یک مجله هفتگی/ماهانه
مقاله/مصاحبه/داستان/ویژگی/قطعه مجله
یک مجله اینترنتی
یک مجله ادبی / خبری
خواندن/ویرایش/انتشار یک مجله
سردبیر/ناشر/روزنامه نگار/خبرنگار مجله
لباس های طراح او از صفحات یک مجله مد براق بود.
او به مجله گفت که در حال ساخت یک آلبوم جدید است.
یک مجله خبری منطقه ای در تلویزیون
یک برنامه/برنامه مجله
مسلسل و خشاب یدکی را برداشت.
Those buildings are ammunition magazines.
آن ساختمان ها خشاب مهمات هستند.
آنها در حال راه اندازی یک مجله جدید با هدف مادران دارای فرزند خردسال هستند.
او روی جلد مجلات متعددی ظاهر شده است.
اشتراک روزنامه و مجله همیشه هدایایی است.
برای آنچه در این آخر هفته است، یک مجله فهرستبندی را بررسی کنید.
چند مجله را در اتاق انتظار ورق زدم.
مجله مدعی شد که او رابطه نامشروع داشت.
یک مجله تجاری که صنعت مبلمان را پوشش می دهد
مقاله ای در یک مجله زنانه
مجله داخلی این شرکت
او برای چندین مجله زنان مقاله نوشته است.
یک مجله براق
men's mags
ماگ مردانه
یک قفسه مجله
ما قصد داریم سال آینده یک مجله جدید راه اندازی کنیم.
این مجله هر دو هفته یکبار منتشر می شود.
او برای چندین مجله زنان نوشته است.
من عمدتاً مجلات موسیقی می خوانم.
این رویداد در مجلات صنعتی تبلیغ شد.
او در مجله مد، Vogue ظاهر شد.
مجله
periodical
دوره ای
روزنامه
کاغذ
bulletin
بولتن
gazette
انتشار
مرور
کهنه
rag
عضو
organ
ماگ
mag
کتاب
سریال
serial
روزانه
diurnal
زن
zine
هفتگی
خبرنامه
newsletter
ماهانه
monthly
سه ماه یکبار
هضم
quarterly
سالانه
digest
ورق
نرم
عنوان
slick
دوهفته ای
کپی 🀄
biweekly
هر دو هفته یکبار
براق
fortnightly
جزوه
glossy
گرد
pamphlet
circular
بدهی