female
female - زن
adjective - صفت
UK :
US :
مربوط به زنان یا دختران
متعلق به جنسیتی که می تواند بچه دار شود یا تخمک تولید کند
یک گیاه یا گل ماده میوه می دهد
یک قسمت ماده از یک تجهیزات دارای سوراخ هایی است که قسمت نر را می توان در آن نصب کرد
حیوانی که متعلق به جنس است که می تواند بچه دار شود یا تخم تولید کند
یک زن یا دختر
گیاهی که گل یا میوه می دهد
تعلق یا ارتباط با زنان
تعلق یا مربوط به جنسیتی که می تواند بچه به دنیا بیاورد یا تخمک تولید کند
belonging or relating to a plant or part of a plant that produces flowers that will later develop into fruit
متعلق یا مربوط به یک گیاه یا بخشی از یک گیاه است که گلهایی تولید می کند که بعداً به میوه تبدیل می شوند
used to refer to a piece of equipment that has a hole or space into which another part can be fitted
برای اشاره به قطعه ای از تجهیزات که دارای سوراخ یا فضایی است که می توان قسمت دیگری را در آن نصب کرد استفاده می شود
یک حیوان ماده
در نوشته های فنی یا علمی برای اشاره به یک زن یا دختر استفاده می شود
از جنسيتي كه مي تواند تخم توليد كند و بچه به دنيا بياورد
In plants and flowers, female refers to a plant which produces flowers that will later develop into fruit.
ماده در گیاهان و گلها به گیاهی اطلاق می شود که گلهایی تولید می کند که بعداً به میوه تبدیل می شوند.
یک فرد یا حیوان ماده
used to describe a piece of equipment that has a hole or space into which another part can be fitted
برای توصیف قطعه ای از تجهیزات که دارای سوراخ یا فضایی است که می توان قسمت دیگری را در آن نصب کرد استفاده می شود
در مورد تفاوتهای مغز مرد و زن چطور؟
اما تنها وکیل زنی است که این شرکت تا به حال استخدام کرده است.
پنج افسر زن در نیروی 78 نفره باقی می مانند. دو نفر از آنها از جمله فرگوسن در مرخصی هستند.
یادم می آید که گله کامل فالاروپ های ماده را تماشا کردم که یک نر فقیر را چنان شدیداً نشان می دادند که تقریباً غرق می شد.
I remember watching a whole flock of female phalaropes badgering a poor male so intensely he almost drowned.
صبر و مهربانی اغلب به عنوان ویژگی های زنانه دیده می شود.
سیستم تناسلی زن
بسیاری از زنان نقش های سنتی زنانه همسر و مادر را رد می کنند.
مجموعه ای از حاکمان زن، از بودیکا تا مارگارت تاچر، این ایده را دروغ می گویند.
در میان خوانندگان زن، جسی نورمن طرفداران بسیار مشتاقی دارد، تا حدی به این دلیل که حضور در اپرا نادر است.
Among female singers, Jessye Norman has a highly enthusiastic following in part because opera appearances are rare.
به علائم متمایز عنکبوت ماده توجه کنید.
دانش آموزان دختر معمولاً نمرات بهتری نسبت به دانش آموزان پسر می گیرند.
در توکیو، تعداد رانندگان تاکسی زن از سال 1972 تا 75 درصد افزایش یافته است.
او از پنج زن داوطلب استفاده کرد که می دانستند این آزمایش در حال انجام است.
یک دانشجو/کارمند/هنرمند/ورزشکار زن
او نقش های درخشانی برای شخصیت های زن قوی نوشته است.
یک مخاطب عمدتاً زن
دو نفر از نامزدها باید زن باشند.
یک گربه ماده
female reproductive organs
اندام های تناسلی زنانه
female characteristics
ویژگی های زنانه
نقش زن
محافظ زن (= فعالیتی که فقط زنان انجام می دهند)
بافندگی یک شغل سنتی زنانه بود.
یک دوشاخه زن
او به عنوان بهترین خواننده زن انتخاب شد.
او اولین ورزشکار زن ترنس مدرسه بود.
شیرهای ماده یال ندارند.
When planting cherry trees, you must plant a male tree and a female tree if you want to harvest any fruit.
هنگام کاشت درخت گیلاس، اگر می خواهید میوه ای برداشت کنید، باید یک درخت نر و یک درخت ماده بکارید.
یک دوشاخه/کانکتور زن
بچه گربه در واقع ماده بود نه نر.
شرکت کنندگان در مطالعه شامل 350 مرد و 250 زن بودند.
اکنون فرصت های بیشتری برای ورزشکاران زن (= زنان) در دانشگاه ها وجود دارد.
تعداد زنانی که در ورزش های دانشگاهی شرکت می کنند افزایش یافته است.
درصد مدیران زن در صنعت طی پنج سال دو برابر شده است.
این مجله برای زنان 18 تا 25 ساله طراحی شده است.
تعداد شرکت های تحت مالکیت زنان در حال افزایش است.
زن
دختر
خانم
lassie
دختر خانم
dame
از دست دادن
lass
جوجه
نجیب زن
gal
خدمتکار
chick
دوشیزه
gentlewoman
پر شده
maid
گسترده
maiden
مادر
filly
کلن
damsel
پرنده
مهریه
matron
شیلا
colleen
بنت
وای فای
dowager
دامن
sheila
عزیزم
bint
بیسوم
wifie
مناقصه
skirt
جین
babe
دمپایی
besom
چاقو
biddy
دختر بچه
jane
خشخاش
petticoat
wench
girlie
popsy