experiment
experiment - آزمایش
noun - اسم
UK :
US :
a scientific test done to find out how something reacts under certain conditions, or to find out if a particular idea is true
یک آزمایش علمی که برای یافتن چگونگی واکنش یک چیز تحت شرایط خاص یا برای یافتن اینکه آیا یک ایده خاص درست است انجام می شود
فرآیندی که در آن ایده یا روش جدیدی را آزمایش میکنید تا ببینید مفید یا مؤثر است
سعی کنید از ایده ها، روش ها و غیره مختلف استفاده کنید تا بفهمید چقدر خوب یا موثر هستند
انجام یک آزمایش علمی برای یافتن صحت یک ایده خاص یا کسب اطلاعات بیشتر
سعی کنید کاری انجام دهید تا بفهمید چه احساسی دارد، برای مثال داشتن رابطه جنسی یا استفاده از مواد مخدر
آزمایشی که برای یادگیری چیزی یا برای کشف اینکه آیا چیزی درست است یا درست انجام می شود
چیزی را امتحان کنید تا بفهمید چگونه است یا بیشتر در مورد آن بدانید
آزمایشی که برای یادگیری چیزی یا برای کشف اینکه آیا چیزی درست است یا کار می کند انجام می شود
آزمایش کردن یا امتحان کردن روش جدیدی برای انجام کاری
In the classical conditioning experiment the two stimuli were presented simultaneously.
در آزمایش شرطی سازی کلاسیک، این دو محرک به طور همزمان ارائه شدند.
آنها در حال انجام آزمایشاتی هستند تا درباره تأثیرات الکل بر مغز بیشتر بیاموزند.
این موسسه قصد دارد هیچ آزمایش دیگری روی میمون ها انجام ندهد.
Laboratory experiments have proven that unfamiliar surroundings and a change in daily schedule can lead to sleep problems.
آزمایشات آزمایشگاهی ثابت کرده است که محیط ناآشنا و تغییر در برنامه روزانه می تواند منجر به مشکلات خواب شود.
In one experiment the men were not allowed to sleep and then were tested on how well they were able to concentrate.
در یک آزمایش، مردان اجازه نداشتند بخوابند و سپس بررسی شدند که چگونه می توانند تمرکز کنند.
در سه آزمایش دیگر انتقال مایع در ژژنوم صفر بود.
هر سه آزمایشی که انجام دادید مربوط به مرکز ثقل بدن شماست.
این آزمایش انجام نشده است، و تصور گرفتن کمک هزینه برای آن دشوار است.
Faced with such a question the theorist has to repair to a mental laboratory where he conducts thought experiments.
در مواجهه با چنین سوالی، نظریه پرداز باید به آزمایشگاه ذهنی مراجعه کند، جایی که او آزمایش های فکری را انجام می دهد.
در این آزمایش 12 هفته ای به افراد مسن مدیتیشن آموزش داده شد.
to do/perform/conduct an experiment
انجام/انجام/انجام آزمایش
laboratory experiments
آزمایشات آزمایشگاهی
The results of the experiment were inconclusive.
نتایج آزمایش غیرقطعی بود.
30 نفر در هر آزمایش به دو گروه تقسیم شدند.
The temperature was kept constant during the experiment.
دما در طول آزمایش ثابت نگه داشته شد.
بسیاری از مردم ایده آزمایش روی حیوانات را دوست ندارند.
آزمایش با سلول های گونه های دیگر ناموفق بود.
Facts can be established by observation and experiment.
حقایق را می توان با مشاهده و آزمایش ثابت کرد.
من قبلا هرگز این را نپزیده بودم، بنابراین یک آزمایش است.
the country’s brief experiment in democracy
تجربه کوتاه کشور در دموکراسی
آزمایش های او با فرم روایی بسیار تأثیرگذار بود.
این سیستم چهار سال پیش به صورت آزمایشی نصب شد.
آزمایش های بیشتری برای تأیید این نتیجه انجام خواهد شد.
The results were obtained from four independent experiments.
نتایج از چهار آزمایش مستقل به دست آمد.
proved by experiment
با آزمایش ثابت شد
اگر شرایط مناسب نباشد، آزمایش کار نخواهد کرد.
در این آزمایشات، سرد کردن ضروری است.
آزمایش معروف پاولوف با سگ و زنگ شام
The appropriate concentration of the drug is best determined by experiment.
غلظت مناسب دارو بهتر است با آزمایش تعیین شود.
ناسا آزمایش هایی را برای تعیین اثرات بی وزنی انجام داد.
این الگو به وضوح در آزمایش ظاهر شد.
Brazil's unique experiment with alcohol-powered cars
آزمایش منحصر به فرد برزیل با خودروهای الکلی
مدرسه تصمیم گرفت آزمایشی را در زمینه آموزش تک جنسیتی امتحان کند.
an experiment aimed at cutting road deaths resulting from excessive speeding
آزمایشی با هدف کاهش مرگ و میر ناشی از سرعت بیش از حد در جاده ها
the country's bold experiment with economic reform
تجربه جسورانه اصلاحات اقتصادی کشور
برخی معتقدند که آزمایش بر روی حیوانات باید ممنوع شود.
دانشمندان برای آزمایش اثربخشی داروی جدید آزمایشهایی را انجام میدهند/انجام میدهند/ انجام میدهند.
I've bought a different kind of coffee this week as an experiment (= in order to see what it is like).
من این هفته یک نوع قهوه متفاوت به عنوان آزمایش (= برای اینکه ببینم چگونه است) خریدم.
ما تنها با آزمایش می توانیم بهترین راه حل را پیدا کنیم.
اگر مردم برای آزمایش آماده نبودند، همه چیز هرگز تغییر نمی کرد.
مدرسه در حال آزمایش روش های جدید تدریس است.
تحقیق و بررسی
تست
آزمایش
تحلیل و بررسی
معاینه
مطالعه
تظاهرات
experimentation
مشاهده
پویشگر
probe
پژوهش
آزمایش کردن
ارزیابی
استعلام انگلستان
enquiryUK
اکتشاف
پرس و جو ایالات متحده
exploration
بازرسی
inquiryUS
بررسی موشکافانه
inspection
امتحان کنید
scrutiny
درهم شکستن
try-out
تشریح
appraisal
مقاله
breakdown
بازجویی
dissection
کاوشگری
روش
interrogation
مرور
probing
ریسک
سنجش
استعلام
assay
inquest